امروز اولین جلسه مجلس بعد از دو هفته تعطیلی برگزار شد و به قول بچه ها با روشن شدن چراغها و لوسترهای وسط لابی پارلمان ، چراغ خونه ملت برای بار دیگه روشن شد اما ظاهرا این روشن شدن چشم ملت مصادف شده با روشن شدن چشم آقای دکتر توکلی به فحش ها و بد وبیراه های نمایندگان به ایشون . اونهم به خاطرنتایج کار کمیسیون تلفیق رسیدگی کننده به لایحه بودجه ! امروز باید تو مجلس می بودی و می دیدی چه جوری این نمایندگان متشخص مجلس به این اقای دکتر فحش ... و ... می دادند ! احتمال برگشت به لایحه دولت هم در مورد واردات بنزین وجود داره و انتظار میره همانطور که در کمیسیون تلفیق سر بحث بودجه واردات بنزین کتک کاری و دعوای حسابی شکل گرفته ، در صحن مجلس هم سر بحث واردات بنزین یه دعوای درست و حسابی را شاهد باشیم ... گرچند به نظر من مثل سال گذشته در نهایت هر چی که اضلاع مستطیل قدرت اقتصادی مجلس یعنی آقایان توکلی و سبحانی و خوش چهره و در نهایت باهنر بگویند ، همان رای می آورد ! نمی دونم چرا عده زیادی از نمایندگان از این آقای مرکز پژوهشها اینقدر می ترسند ! چون در خفا فحشش میدهند و در نهایت به پیشنهاد هایش رای ! البته فکر نکنم ماجرای بررسی بودجه سال آینده در مجلس به اندازه سال پیش دیدنی باشد . پارسال اوایل بررسی بودجه و درست تو روز اول که مخالفان و موافقان کل لایه بودجه پیشنهادی دولت باید ابراز نظر کنند و بعد در مورد کلیات بودجه رای گیری شود ، با چراغ راهنمای دکتر توکلی و سبحانی قرار بود که اصلا لایحه بودجه دولت خاتمی تصویب نشود و برای هر ماه یه پولی بندازند کف دست رییس جمهور تا امورات کشور یه طوری بچرخه و صحبتهای مخالفان و موافقان بودجه که در نهایت موافقان هم مخالفت می کردند ! ، حکایت از این داشت که کل بودجه در نهایت رای نمیاره ولی رایزنی حداد و باهنر با توکلی برای حفظ ابروی مجلس و نظام ! در دقایق آخر باعث شد که نطق های آخر دست سبحانی و توکلی و باهنر بیفته و سه نفری در موضع مخالفت با لایحه به موافقت ضمنی بپردازند ! و بعد لایحه با سلام و صلوات رای آورد ! خدا آخر و عاقبت ما را تو این روزهای عدد های هزار میلیاردی ختم به خیر کنه !
پ.ن.1: رفته بودم فیلم چپ دست ! و چون قبلا نسخه اورجینالش که امریکایی بود را دیده بودم ، تنها از یک قسمت فیلمنامه و دیالوگها خوشم اومد و اون هم این بود : بدترین نوع دلتنگی اینه که کسی هر روز جلوی روت باشه و تو دوستش داشته باشی ... اما بدونی که هیچ وقت بهش نمی رسی یا اون برای همیشه رفتنیه ... نمی دونم چرا این روزها اینقدر دلتنگم !
پ.ن.2:میدونم یکی از همین روزها دوباره میام سراغت ، یه روز دوباره میام ... یا واسه سلام ، یا واسه والسلام ...
پ.ن.3: اگر می خواهی قلب مهربونت را ازم بگیری ، بگیر ... اگر می خوای دستهای گرمتو ازم بگیری ، بگیر ... اگر می خوای عشقتو ازم بگیری ، بگیر ... اما خواهش می کنم گیتار آقای شماعی زاده رو ازش نگیر !