تبليغاتX
سيـــاه مشـــق
یک پست کوچولو !

از قدیم گفته اند : واسه کسی بمیر که حداقل برات تب کنه ! خوب ، لطفا یکی برام بمیره ! چون چند روزه که اصلا تبم پایین نمیاد !

پ.ن.۱: این پست واسه تمام کسانی که میگن کم بنویس !
پ.ن.۲: بالاخره راضی شدم تا عکس وبلاگ را عوض کنم ( و ظاهرا یک نفر هم فقط می تونست منو به این کار راضی کنه که ....نامردی نکرد و حسابی زد تو ذوقم ! ) . در طول این چند وقته که جو سازیهای زیادی برای تعویض عکس صورت می گرفت ، واقعا به این مطلب رسیدم که : تو این مملکت نمیشه به مردم گفت خودتون باشید ! با هر عیب و حسنی که دارید ! باید گفت : خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو ...
پ.ن.3: این وبلاگ منو به چه کسانی که نرسوند ! از اینکه بچه های قدیمی و حتی معلمان دوران دبستان و از همه مهمتر " آقای پدر " ، مدیر مسئول مجله مهتاب را که فکر کنم 15 سالگی باهاشون همکاری می کردم ، پیدا کردم خوشحالم ! اگر برام میل می فرستید بهم از طریق وبلاگ خبر بدید حدودا 1380 تا میل چک نشده دارم !

+ نوشته شده در شنبه 15 بهمن1384ساعت 23:24 توسط ثمانه اکوان / / موضوع: روزمره