تبليغاتX
سيـــاه مشـــق
من ، دون ژوان و مسیح علی نژاد (3)

بعد از انتخابات ، حزب موتلفه جلسه ای گذاشت و خبرنگاران قرار شد به صورت خیلی آزاد سوالاتشان را از اسدالله بادامچیان بپرسند . یکی از خبرنگارها پرسید آقای بادامچیان شما از انتخاب آقای خاتمی چقدر ناراحت شدید و از انتخاب آقای احمدی نژاد در انتخابات نهم چقدر خوشحال ؟

بادامچیان جوابی داد با این مضمون : در خرداد 76 به یکی از محلهای اخذ رای رفته بودیم که خانمهایی با حجابهای کم و با آرایشهای غلیظ مشغول رای دادن بودند و برای رای دادن به خاتمی هم تبلیغ می کردند یکی از همراهان گفت که ببینید چه کسانی به خاتمی رای می دهند و من جواب دادم ببینید که این آدمها به چه کسی دارند رای می دهند ، یک آخوند مذهبی و مومن و یک نیروی سیاسی داخل نظام و از نظام جمهوری اسلامی !

من تا به حال صحبتهای اینچنینی از زبان بسیاری از کسانی که در حزب ها و گروههای مخالف خاتمی بوده اند شنیده ام و همین هم برام جای سوال گذاشته : اگر خاتمی از خود نظام بود و بچه مسلمون چرا مخالفین انگ های متفاوتی در مورد اینکه او می خواد نظام سکولار را جایگزین حکومت اسلامی به او می زدند و تهمت هایی از این قبیل ؟ یک ظریفی از اهل سیاست حرفی بهم زد که تمام وجودم را مدتهاست که تصرف کرده : " نظام جمهوری اسلامی نوپاست و نمی خواد بعد از جنگ 8 ساله و تلفات و عقب ماندگیهای گذشته دوباره هزینه دشمنی های مخالفین نظام در بیرون از مرزها را بپردازد پس به یک دشمن ساختگی داخلی یعنی یک اپوزیسیون مخلص داخلی احتیاج داره !"

خاتمی و یارانش در طول دوران اصلاحات خوب از پس ایفا کردن این نقش برآمدند ! تمام حرف من اینه اما کسانی که به طرفداری از احزاب مختلف داد و هوار میکشند و به قول خودشان هزینه اصلاحات را می پردازند ! از این مسئله غافلند .

من همیشه این سوال را از خودم می پرسم که خاتمی قرار بود برای کشور چه کاری انجام بده که مخالف با ارکان جمهوری اسلامی نباشه و در عین حال بشه کلمه اصلاحات را روش گذاشت؟ قیافه چند دانشجو در روز 18 تیر و شعارهایشان دقیقا یادمه .... اونها در اون سال خواستار حذف و یا کاهش قدرت ولایت فقیه و حذف شورای نگهبان بودند ! و این یعنی مخالفت با ارکان جمهوری اسلامی ! اونوقت توقع داشتند که خاتمی چه حمایتی از آنها بکند ؟  

خاتمی قرار نبود با ارکان نظام در بیفته اما اصلاحات مورد نظر یارانش هم اون چیزی نبود که از عهده خاتمی بر بیاد . من می خوام پا را از این هم فراتر بگذارم و بگم : در مورد اصلاح ساختار اقتصادی کشور توسط احمدی نژاد هم همین قاعده حکمفرماست نباید مردم انتظار داشته باشند با انتخاب احمدی نژاد ارکان اقتصادی کشور مثل برنامه چهارم توسعه به هم بریزه یا فرو بپاشه مگر قرار نبود مجلس طرح تثبیت قیمتها را به عنوان هدیه ای به مردم اعطا کنه ؟ پس چرا برای آن سقف قرار داد و تا آخر شهریور دوباره روز از نو شروع میشه و روزی از نو ؟ چرا در هنگام بررسی بودجه 84 هرقدر اقتصاد دانانی که دل به شعارهای مجلس هفتم بسته بودند داد کشیدند که نرخ ارز باید پایین بیاید ، باز هم مجلس همون نرخ را بالا برد ؟ پس اصلاحات اقتصادی که شعار مجلسیان برای تامین معیشت مردم بود چه شد ؟ شما تصور کنید : اگر احمدی نژاد بخواد به شعارهایش جامه عمل بپوشونه باید نرخ سود تسهیلات بانکی پایین بیاد ، صنعت خودرو سازی به خاطر اینکه تنها به مونتاژ کاری عادت کرده و همین روش را خودرو سازی می دونه باید تعطیل بشه ، واردات به شدت کاهش یافته و به خاطر این امر پیوستن به سازمان تجارت جهانی با مانع روبرو میشه ، قیمت فرآورده های نفتی تا سالیان سال به خاطر طرح تثبیت قیمتها باید ثابت بمونه و یارانه بنزین تنها به قشر مرفه تعلق بگیره اما باز هم با اون یارانه که معلوم نیست اصلا یارانه هست یا نه باید ماهیانه چندرغاز به هر خانوار اعطا بشه وحقوق کارگران و کارمندان هر ساله اضافه بشه و کذا و کذا . اما آیا این اقدامات آنهم با شالوده های اصلی اقتصاد کشور امکان پذیره ؟ آیا ما می تونیم همونطور که دکتر خوش چهره میگه برنامه چهارم توسعه را کنار بگذاریم ؟

من فکرمی کنم همانقدر شعارهای خارج از نظامی خاتمی قابل اجرا بود که شعارهای اقتصادی خارج از نظام اقتصادی احمدی نژاد ! و یک عده ای این وسط فقط دارند هزینه اصلاحات سیاسی و اقتصادی را می پردازند که قرار نیست اصلا صورت بگیره و گنجی و سایر دوم خردادیها که در این انتخابات از دید مردم حذف شدند و یا مسیح علی نژاد خودمون از این دسته هستند .

بله مسیح علی نژاد هم هزینه ای برای هیچ پرداخت .

تو کتاب مسیح تمام خبرنگاران رسانه های راستی با اسمهای مستعار معرفی شدند و در عوض دوستانش با اسم اصلی خودشان و یا با نام و نشانیکه حتما توسط سایر خبرنگاران خیلی سریع شناخته می شوند . مسیح با بیان کردن اینکه برخی اوقات فرشته شانه چپش یا همان شیطون گولش میزد که یه کارهایی را در مجلس انجام بده ، در واقع اعتراف کرده که تمام کارهایی را که در مجلس انجام داده و تمام سوالهای جهت دار پرسیده شده و یا حرکاتی مانند انتشار خبر حقوق 5/1 میلیونی نمایندگان کار شیطونک وجودش بوده پس یه نوع اعتراف به کار اشتباهه ! چرا وقتی جریان دزدی از کازیوی نمایندگان بیان میشه خودش تو کتابش اشاره می کنه که قبلا هم دزدیهایی از قبیل دزدی کتاب از کتابفروشی بقل دبیرستانشون کار اون بوده ؟ مگه خودش به خودش اطمینان نداره که گن و ظمان دوستانش به این دزدی را هم بیان میکنه ؟ یعنی می خواد بگه من همونیم که قبلا تو بچگی یه چیزهای کوچیکی می دزدیدم ، دوستهام هم در مجلس اطمینانی بهم ندارند پس ..... اما جواب این پس در کتاب مشخص نیست ! (البته من خودم وقتی جریان دزدی از کازیوی نمایندگان مطرح شد اولین نفری بودم که گفتم چرت می گن !) اما چرا مسیح خودش را در این کتاب مقصر جلوه داده و دوستهاش رو هم همدستانش معرفی کرده که باعث ناراحتی اونها شده ؟

تو خود کتاب به این مسئله اشاره شده : مسیح از کشیده شدن این کارها به وزارت اطلاعات و نهادهای امنیتی می ترسه چون قبلا خیلی چیزها را تجربه کرده ....

کاش حدس من اشتباه باشه ولی من فکر می کنم مسیح با انتشار این کتاب خودش را تبرئه نکرد بلکه اعتراف نامه ای نوشت و ازعفو اونهایی که اون بالا نشستند استفاده کرد تا بتونه زندگی کنه . همین !

 

***

 

مامان خوندن کتاب را تمام کرده بود و من هم هر از گاهی ماجراهای تو مجلس را که خودم هم شاهد آنها بودم براش تعریف می کردم وقتی نظرم را راجع به کتاب بهش گفتم گفت : این بی رحمیه ! و من جواب دادم : دیروز توی اینترنت راجع به دون ژوان یه جمله پیدا کردم : "دون ژوان به آیینهای مقدس و به قوانین جامعه خود پشت پا زد و به خاطر اعتقاداتش جان خود را از دست داد ." گناه مسیح اینه که فکر می کرد می تونه دون ژوان باشه و من فکر می کنم که می خواستند او را مجبور کنند که دون ژوان باشه اما مسیح دون ژوان نیست! یک قهرمان اصلاحات هم نیست مانند اکبرگنجی . دوره دون ژوانها دیگه تموم شده ! مسیح هم مثل تمام جوونهای دیگه دوم خردادی و عشق خاتمی مثل مینا و مریم گول خورد . اما من به خاطر اراده خستگی ناپذیرش در اداره امور زندگیش بهش احترام میگذارم .

(حالا هر کی میخواد فحش بده ، بده ولی فقط از خودتون بپرسید چرا در دوران انتخابات گفته شد کسانی که می خواستند از خاتمی انتقام بگیرند به احمدی نژاد رای دادند !)

+ نوشته شده در جمعه 11 شهریور1384ساعت 18:2 توسط ثمانه اکوان / / موضوع: سياسي