نماينده ها حسابي از وزراي پيشنهادي رييس جمهور و سابقه فعاليتها و كارهاشون شاكيند و عصباني . البته هر روز از شدت اين عصبانيت كاسته شده و بنا به مصلحت انديشي و اجبار تن به خواست اكثريت و ژنرال موافقان يعني احمد توكلي و كمال دانشيار مي دهند وفكر كنم با راي اعتماد پاييني بالاخره از شر اين ماجراي راي اعتمادها هم تا 4 سال ديگه ( البته اگر كسي اين وسطها استيضاح نشه ) راحت مي شيم ولي اين چند روزه من صحنه هاي جالبي را در مجلس و در بين نماينده ها در مورد موافقت يا مخالفتشان با وزراي پيشنهادي ديدم .
انصاري نماينده آبادان و عضو كميسيون انرژي مجلس چهارشنبه گذشته كه روز معرفي وزرا بود با عصبانيت زيادي از در پارلمان بيرون اومد و وقتي ديد داريم ازش راجع به وزير پيشنهادي نفت مي پرسيم گفت : مي نويسي؟ تعجب كردم گفتم حالا چي مي خواد بگه كه مي خواد مطمئن شه من حتما خبرش را كار مي كنم ... گفتم بله بفرماييد . گفت : به نظر من آقاي محصولي تا حدي با نفت آشنايي دارند و گاز را هم مي شناسند چون تا قبل از اينكه خونشون لوله كشي گاز بشه از نفت استفاده مي كردند .... منو مي گي يه نگاهي بهش انداختم و خنديدم ! گفت چرا مي خندي خانوم بنويس ! گفتم آقاي انصاري الان شما عصباني هستيد فردا مي زنيد زيرش تكذيب مي كنيد من هم كه نوار ندارم ثابت كنم ! گفت حالا كه اينطور شد اين را هم بنويس كه به نظ من هاشم آقاي سريال متهم گريخت كه نفت ريخت رو خودش و مي خواست خودش را آتيش بزنه بيشتر از اين آقاي محصولي مي دونست نفت چيه ! ديگه اينبار نتونستم خودمو كنترل كنم و بلند بلند زدم زير خنده تازه دلشوره هم داشتم كه نكنه كسي منو با اون وضعيت كه داشتم جلوي نماينده ها ريسه مي رفتم ببينه وگرنه زيرآبم تو مجلس خورده بود ولي خداييش از يك نماينده مجلس توقع نداشتم حرف از هاشم آقا بزنه ! پيش خودم گفتم حتما حالا شروع مي كنه به برره اي حرف زدن و اونوقت بايد يكي را پيدا كنم از رو زمين جمعم كنه !
رفتم سراغ نصيري كه تو جريان انتخابات و نطقش در دفاع از هاشمي رفسنجاني حسابي معروف شده بود ... با لهجه تركيش گفت : والله من يك قطره نفت هم در اين سوابق آقاي وزير نفت پيدا نكردم ! بهش گفتم انصاري ابادان چي گفته و اون هم مرد از خنده گفت : خوبه ديگه رييس جمهور از خودش وزير دروكرده !
داشتم فكر مي كردم نماينده ها كه اينقدر با ما خبرنكارها اينجوري راحت برره اي حرف مي زنند بين خودشون چي مي گن ....
فرض كن يك نماينده با يك نماينده ديگه حرفش شده و بهش مي گه : پرروي دريده ! پولدار نامرد ،معتاد پولدار !
يا توي پارلمان چند تا از نماينده هاي يه جناح با نماینده هاي جناح رقيب درگير بشن و مثل برره اي ها بريزن رو سرو كول همديگه يا يه چوب در بيارن مراسم خواستگار زنون !
اما از شوخي گذشته خداييش رييس جمهور وزرايي از خودش دروكرده بيا و ببين ! خدا روزيمون رو روز چهارشنبه كه بررسي راي اعتماد وزرا است جاي ديگه اي غير از مجلس حواله كنه !
اين يادداشت را امروز نوشتم و بي اينكه كسي بدونه آپلودش كردم ... مدير مسئول تازه فردا مي خونتش و از آنجايي كه عقيده داره نبايد از حالا از رييس جمهور انتقاد كرد شايد فردا ديگه رو سايت نباشه ! بخونينش تيترش را از نوشته سجاد سالك در اعتماد دزديم يعني ندزديم اولش اين را انتخاب كردم بعد ديدم تيتر نوشته سجاد هم همين بوده !...
پ . ن : جمعه جشن عروسي بهترين دوستم نرگس بود . خيلي خوشحال بودم كه تو عروسي بهترين دوستم كه بعضي موقعها از خواهرم هم بهم نزديكتر بوده حضور داشتم و چند بار از شدت خوشحالي تو عروسي مي خواستم گريه كنم . وحيد جان و نرگس نازنين عروسيتون مبارك ! از اينكه بعد از پرتاب دسته گل عروس فقط علفهاي دور گلها به چنگ من رسيد خوشحالم !