تماس گرفته بودم با یکی از دوستانی که همیشه تو انتخاباتهای مختلف به هر نحو ممکن، جزو ناظرین بر صندوقها است. به دلیل اینکه خیلی از مسایل رو از انتخاباتهای قبلی دیده بود،اصرار می کردم که تو انتخابات تقلب شده،اول با آرامش، بعدهم با عصبانیت انگار که میخوام ازش بازجویی کنم،بهش میگفتم میخوام بدونم رای احمدینژاد واقعا چقدر بوده. اولش با آرامش گفت نگاه به تهران و اونهم تازه بعضی از محله ها نکن ، تو تهران هم دکتر زیاد رای آورده . بعد کم کم که عصبانی شد گفت : آخه لامصب ! 100 هزار تا ، 200 هزار تا نه ! اصلا 1 میلیون و دومیلیون رای تقلب شده باشه ، این بابا ۱۱میلیون رای بیشتر از میرحسین آورده . آخه چطوری ؟ اینهم تقلب شده ؟ نگاه نکن دوتا آدم طرفدار موسوی که از سه ماه قبل رییس جمهور رو تخریب می کردند ( نه بگذار بهتر بگم با خاک یکسانش کردند)، حالا ادعا می کنند تقلب شده . اینها می دونستند شکست می خورند . به خاطر همین دو ساعت بعد از تموم شدن رای گیری با وجود اینکه می دونستند رای نیاوردند، اعلام کردند پیروز انتخابات شدند . اینها همه اش نقشه برای به هم ریختن بازیه. تودیگه چرا قبول می کنی ؟
خندیدم.از خنده من عصبانیتر شد .گفتم خندهم به خاطر باور نکردن حرفات نبود می خواستم بدونم واقعا خبری بوده یا نه. من هم می دونم چه خبره .
یه خرده آروم تر شد و گفت : تو سفر استانی رفتی؟ گفتم : نه پیگری مصوبات رو رفتم . گفت : دیدی که چه کارهایی انجام شده ؟ گفتم : بعضی جاها با دهن باز نگاه می کردم که با این سرعت چطوری ممکنه این کارها انجام شده باشه .
گفت: خوب پس حرف حسابت چیه ؟ من دیروز که این همه سر و صدا و آشوب شد ، واقعا دلم برای این مردم می سوخت که چطوری بازیچه یک مشت سیاستمداری شدند که اونها رو فقط برای رسیدن به منافعشون می خواهند. اگه این آدمهایی که امروز این همه پشت هم بیانیه می دهند ، به فکر مردم بودند ، همین کارهای کوچیک و بزرگ را در روستاها و شهر های دیگه انجام می دادند که حداقل رای بیشتری بیارند. رای احمدینژاد از همین مردم بود چرا نمی خواهید باور کنید که حدود 15 میلیون نفر جمعیت روستایی رو فراموش کرده بودید؟ همیشه که تهرانیها و ساکنین شهرهای بزرگ نباید سرنوشت تمام ایرانیان روتعیین کنند ، بگذارید یکبار هم که شده روستاییان و اقشار محروم و مستضعف و به قول امام (ره) همین پابرهنه ها و زاغه نشینها سرنوشت کشور رو تعیین کنند . مگه همین آدمها نبودند که برای انقلاب خون دادند ؟ حالا شماها هی بگید اصلاحات نیاز به خون داره !
بعد از این مکالمه دارم به این فکر میکنم که چرا گفتند اصلاحات نیاز به خون داره ؟
دیروز توخیابون ولی عصر بودم دیدم که اتوبوس آتیش زدند ، دیدم که یگان ویژه چطوری بعضی ها رو میزد و مردمی که به تماشا ایستاده بودند، هوشون می کردند . اس ام اس ها قطعه ، دوباره فیس بوک فیلتر شد ، بلاگفا هم دیشب قطع بود . موبایلها هم از دیروز بعداز ظهر قطع بود من از این کارها می ترسم . طعم پیروزی رییس جمهور مردمی بهمون تلخ شد . ولی هر چی فکر می کنم نمی دونم باید سر چه کسی فریاد بکشم ؟ من هم تمام این ها را قبول دارم مردم از اینکه رای شهرنشینها و به خصوص بالاشهرنشینها زیاد نبوده ناراحتند اما وقتی همین نامزد انتخاباتی میاد میگه بریزید تو خیابونها و اعتراض کنید ، میدونه چه بلایی داره سر مردم میاره ؟ اگه راست میگه ، اگه از نابود شدن رای حامیانش ناراحته، چرا خودش نمیاد تو خیابون ؟ چرا دستور آشوب خیابونی می دهند و تو جلسات سران آشوبگری شرکت می کنند و بعد به این فکر نمیکنند که سر مردم چی میاد ؟ اینها بودند که ادعای دموکراسی خواهیشون گوش جهان رو کر کرده بود ؟
دیشب حس میکردم در زندان بزرگی به نام تهران اسیر شدم. نمی دونستم اینقدر به وسایل ارتباطی عادت کردم . موبایل دستم بود و به هیچ جا نمیرسید ،اینترنت سرعت پایینی داشت و عملا قطع بود . سایتها که به زور باز می شد ، چیزی نداشت و از همه مهمتر فیس بوک نازنین فیلتر شده بود. زندان عجیبی بود دیشب این شهر .
ولی باید سر دولتی داد بکشم که می خواست به تمام ایرانیان خدمت کنه و این کار رو هم کرد و متهم به دروغگویی و به اضمحلال کشیدن کشور شد و حالا هم متهم به ضرب و شتم مردم بیگناه ؟
چرا نباید با ریشه ها برخورد بشه ؟ آقای اصلاحات دلم میخواد هر چه فریاد دارم بر سر تو بکشم که خوب ماهیت و ذات دیکتاتور خودت رو نشون دادی. می خوام سر سناریو نویسان آشوب داد بکشم که برای چند روز منو از اولیه ترین حقوقم به عنوان یک روزنامه نگار و به عنوان یکی از شهروندان این شهر محروم کردند .می خوام سر کسانی فریاد بکشم که مردمیترین و خدمت گذارترین رییس جمهور کشورم رو مسخره کردند ، بهش تهمت زدند و دروغگو خطابش کردند. می خوام سر کسانی فریاد بکشم که به خاطر منافع مادی خودشون مردم رو به جون هم انداختند و رنگ سبز رو کردند نماد زیاده خواهی و آشوب طلبی و خروج از حاکمیت . دموکراسی که شما ازش دم می زنید به درد خودتون می خوره نه این مردم. من موندم این مردم چطوری هشت سال اصلاحات رو از یاد بردند که حالا دارند برای جنازهاش گریه میکنند ؟
پ.ن: یکی از دوستانم میگفت این بود دولتی که میخواستی ؟ تمام راههای ارتباطی رو قطع کرده .منهم جواب دادم ک این بود دولتی که می خواستی ؟ دولتی که با آشوب خیابونی و عربده کشی سر کار بیاد ؟ این بود اون قانونگرایی که ازش دم میزدید ؟ حتما توقع دارید دولت هم بنشینه و بعد اعلام کنه آره این مردم ریختند تو خیابون و من هم کشیدم کنار! اون فیس بوک و اینترنت و موبایل هم که همهش باهاش خبر جعلی رد و بدل می کردید و بحران سازی می کردید نوش جونتون ! ترا به خدا حداقل یه دلیل محکم برای تقلب تو انتخابات بیارید که دل من هم راضی بشه تو همین وبلاگ بیام بگم غلط کردم !


