تبليغاتX
وکیل الرعایا - جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد

در انتخابات سال 84 ،‌یکی از مهمترین دلایلی که به رای نیاوردن هاشمی رفسنجانی و رای آوردن احمدی‌نژاد منتهی شد ،‌این بود که هاشمی رفسنجانی سمبل تمام مدیرانی بود که در 26 سال گذشته مدام در دایره مدیران دولتهای متفاوت جا به جا می‌شدند و هر کدام با شعارهای تازه تنها راه را برای جابه جایی همفکرانشان در سطوح عالی نظام و حتی مدیریت میانی باز می‌کردند. مدیریت کشور در دور تسلسلی گرفتار آمده بود که مدیران کارگزار در آن جابه جا می‌شدند و در واقع رای مردم به احمدی‌نژاد رای به پایان دوره این مدیران بود.
رای به احمدی‌نژاد رای به پایان دوره حکومت مدیران کارگزارانی بر کشور بود . احمدی‌نژاد مفهوم رای مردم را درک کرد. احمدی‌نژاد در کار سیاسی سابقه نداشت ؟ به قول برخی از سیاسیون کوتوله سیاسی بود ؟ احمدی‌نژاد کوتوله نبود ولی اگر هم بود عیبی نداشت . این چه عیبی برای مردمی دارد که تنها می‌خواهند از دست مدیرانی خلاص شوند که 26 سال بر اموال آنان تکیه زده بودند ؟ این خواست مردم بود . مردم از امپراطوری و باندهای مافیایی مدیران قبلی ناراضی بودند اما این جمله ،‌جمله قابل درکی برای مدیران و دولتمردان نبود .
برای چه باید پای اشتباهات احمدی‌نژاد ایستاد ؟ خوب من از تمام عملکرد دولت دفاع نمی‌کنم . همونطور که چند سال گذشته تو همین وبلاگ انتقادات تندی رو مطرح کردم ولی پای اشتباهات احمدی‌نژاد می‌ایستم . حامیان احمدی‌نژاد پای اشتباهاتش می‌ایستند ،چون برای اینکه دولت از زیر بار مدیران قبلی بیرون بره ،‌باید مدیران جدید را پیدا می‌کرد و هر جا که خواست از کسی مشاوره بگیره ،‌ درگیر گزینه هایی چون کردان شد!
در جامعه سیاست زده و گروه بندی شده ایران ،‌چه مدیرانی حاضر بودند با دولت جدید کار کنند ؟ و چقدر باهاش همراهی می‌کردند ؟ درد حامیان احمدی‌نژاد اینه که غیر از اینکه باید انتظار اشتباهات را داشته باشند ،‌باید انتظار کارشکنی مدیران قبلی رو که امروز تبدیل به کارشناسان امور شدند را نیز داشته باشند.  طیفی که قبل از احمدی‌نژاد کشور را اداره می‌کرد باید می‌رفت و دست از سر قدرت و منفعت مالی ناشی از اون بر می‌داشت اما یک شبه این کار انجام نمیشه . به خاطر همینه که اتفاقاتی مثل افزایش قیمت مسکن و کارشکنی بانکها در برخورد با مسایل مافیای اقتصادی و کاهش نرخ سود بانکی و انحلال سازمان مدیریت وبرنامه ریزی با اعتراض‌های پیاپی کارشناسان اقتصادی امروز و مدیران دیروز مواجه می‌شود .هر روز سنگری از سنگرهای مدیران قبلی به دست دولت نهم می‌افتد چرا نبایدشلوغش کرد ،‌چرا نباید با هوچی‌گری از دست رفتن منافع مالی و قدرت رو نادیده گرفت ؟
اگر این مدیران به پیشرفت و آبادانی کشور فکر می‌کردند ،‌اگر می‌خواستند در اداره کشور کمک کنند و نگذارند احمدی‌نژاد با یاران کم سابقه اش در کار مدیریت وارد کارزار اداره دولت شود ،‌چرا کمک نکردند ؟ چرا جلسات احمدی‌نژاد با کارشناسان اقتصادی گروههای مختلف نتیجه ای در برنداشت ؟ چرا به سوالات رییس جمهور درباره چگونگی هزینه کردن درآمدهای نفتی پاسخی ندادند ؟ جز اینکه به دولت بدون احمدی‌نژاد فکر می‌کردند ؟ من فقط یک جواب برای این سوال دارم : احمدی‌نژاد از آنها نیست و پا به حیاط خلوت‌های گروههای سیاسی گذاشته و به قول خودش دست در لانه زنبور کرده پس باید نابود شود . باید با تخریب هر چه بیشتر از صحنه سیاست کشور محو شود به خاطر همین هم در انتخابات دهم بحث بر سر برنده نهایی نیست ،‌بحث بر سر نماندن احمدی‌نژاد است .
در انتخابات دهم این تنها مردم هستند که می‌توانند به همراه رییس جمهور با پایمردی و اسقامتشان کاری کنند تا بقایای مدیران فرصت طلب قبلی نیز از صحنه اداره کشور حذف شوند. باید با اشتباهات اطرافیان احمدی‌نژاد کنار آمد تا جریان قبل از سوم تیر به هر اسم و نام جدید یا حتی برنامه‌های بسیار زیبا و شعارهای زیبا تر دوباره روی کار نیایند و منافع اقتصادی خودش را با مدیران دست نشانده تامین نکنند .

پ.ن: این لینکها را حتما ببینید : 1 و 2

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در دوشنبه 11 خرداد1388 و ساعت 21:30 |موضوع سياسي |


Powered By
BLOGFA.COM