یه زمانی بود که هیچ کدوم از مسئولین و یا بهتر بگم مدیران میانی دولت وقتی ازشون درباره سند چشم انداز بیست ساله سوال می شد ، نمی دونستند مفاد این سند چیه و فقط می دونستند یک برنامه برای بیست سال آینده کشور هست و فکر می کردند یه برنامه ای تو مایه های برنامه های توسعه ایست و برخی از این مدیران حتی عنوان می کردند که این سند یک آمال نامه است که اصلا کارآیی و خاصیت اجرایی ندارد . بعد از مدتی ، فرهنگ سخن راندن از چشم انداز بیست ساله و ضرورت توجه به آن در کلیه ادارات دولتی شکل گرفت و سند چشم انداز بعد از اون مهجوریت تبدیل به یک سند مقدس شد که سخن گفتن از اینکه ما نمی توانیم به اهداف مندرج در آن دست یابیم ، گناه کبیره به شمار می رفت . باز با این حال قوانینی که در مجلس تصویب می شد و یا برنامه های اجرایی دولت ، هیچ گاه از جهت سیاستهای کلی با سند چشم انداز بیست ساله مورد ارزیابی قرار نمی گرفت و یا اینکه وقتی این مسئله مطرح می شد که این قانون مخالف سند چشم انداز یا برنامه های توسعه ایست ، نمایندگان عنوان می کردند که خوب ! کسی یا نهادی باید مسئولیت نظارت بر این مسئله را برعهده بگیرد ! و در حالیکه ما در سال 1404 هجری شمسی باید قدرت اول منطقه باشیم و در عین حال میزان اتکامون به درآمدهای نفتی به صفر رسیده باشه ، هر سال در خصوص رسیدن به این اهداف راه برعکس رو پیش میریم و هیچ کس هم ککش نمی گزه که چرا داریم اتکامون به درآمدهای نفتی را سال به سال بیشتر و بیشتر می کنیم ... بعد تو این گیر و دار یکدفعه مشاور رسانه ای رییس جمهوری در گفت و گو با روزنامه اقتصاد پویا ادعا می کنه که ما مسیر بیست ساله را در طی سه سال رفته ایم و حدود 17 ، 18 سال از سند چشم انداز را طی کرده ایم و به اهداف مورد نظرمان رسیده ایم ...
یه مثالی دارم که این روزها زیاد ازش استفاده می کنم ! چون نرم افزار خوندم ، میگم کاش می شد الگوریتم فکری مشاور رییس جمهوری را که به این مسئله رسیده در اختیار ما هم می گذاشتند که ببینیم بر چه اساسی به این فرمول 17=3 رسیده ! بعد تازه این که هیچ ، وقتی به این مسئله میرسی که این کارشناس گفته اند که باید بی خیال سند بیست ساله شده و به سندهای 50 ساله بعدی فکر کنیم ، دلت می خواد اون الگوریتم فکری رو به عنوان یه فرمول جدید از نابغه بودن به کل دنیا صادر کنی !
فکر کنم بهتره که یک بار دیگه سیاستهای کلی نظام در دوران چشم انداز بیست ساله خونده بشه و واقعا به این مسئله فکر کنیم که چقدر در رسیدن به این اهداف جدای از تبلیغات دولتی و غیر دولتی و آمارهای متناقض رسیده ایم ! چرا ؟ خوب وقتی که برنامه های توسعه ای رو با دست کاری آمارها طی می کنیم ، می ترسم اتفاق الگوریتم فکری مشاور رییس جمهور ، بعد از چند سال برای تمام مردم بیافته و اصولا تو رویا زندگی کنیم نه واقعیت ...
پ.ن: این سند چشم انداز و این سیاستهای کلی . لطفا بخونیدش ...