هرقدر که کارم زیاد میشه ، دل نگرانیهام از اینکه یه روزی توی این شلوغی و همهمه ی کاری خودم رو گم کنم ، بیشتر و بیشتر میشه . خوب این وبلاگ انقدر جدی و خشک و سیاسی - اقتصادی شده که دیگه نمی تونم از خودم توش بنویسم و مجبورم برای خود خودم و خاطرات روزانه ام که ممکنه مجبورم کنه ، هر روز چند بار یه وبلاگ رو آپدیت کنم ، یه جای دیگه بنویسم و فارسی شدن بلاگر این بهونه رو بهم داد که از خودم تو اون مکان بنویسم ! البته حرف زیادی از خودم ندارم ولی در هر حال یه بهونه است دیگه !
اسم وبلاگ رو گذاشتم پشت این پنجره ها . اگه خواستی و حوصله ات شد و رفتی ، سلام من رو هم به خود خودم برسون !