تبليغاتX
سيـــاه مشـــق
سفرهای استانی ؛ آشنایی با عمق دردهای مردم ...

مطلبی رو به پیشنهاد مهجاد خان برای ویژه نامه روزنامه اعتماد نوشتم که دلم می خواد کامل بخونیش . با وجود اینکه انتقادات زیادی به دولت نهم دارم اما از نوشتن این مطلب که گوشه ای از حرفهام بود راضی ام و وجدانم راحت شده که تونستم حرفم را بزنم :

نگاه نزديک يک خبرنگار به سفرهاي استاني
آشنايي با عمق دردهاي مردم

وقتي از سفرهاي استاني دولت صحبت مي کنيم، ناخودآگاه ياد اصحاب رسانه يي مي افتيم که قرار است بي طرفانه اخبار اين سفرها را پوشش داده و گزارشي از روند امور ارائه کنند. بنابراين علاوه بر بررسي ديدگاه صاحب نظران لازم است تا ارزيابي خبرنگاران حاضر در اين سفرها را هم مورد توجه قرار دهيم. ثمانه اکوان دبير سرويس سياسي خبرگزاري موج و بهمن هدايتي خبرنگار خبرگزاري مهر از خبرنگاراني هستند که امکان حضور در سفرهاي استاني را يافته اند. ديدگاه آنها را در اين زمينه مي خوانيم.


ثمانه اکوان : دفتر يادداشتم را براي نوشتن مشاهداتم در سفرهاي پيگيري مصوبات استاني رئيس جمهور آماده مي کنم؛

1- هيچ اعتقادي به اين سفرها ندارم.

مگر نمي شود مثل يک مدير خوب در پايتخت نشست و به مشکلات شهرستان هاي ديگر هم رسيدگي کرد؟ مگر استانداران به عنوان مديران مياني دولت نمي توانند خود، به بررسي مشکلات استان تحت مديريت شان پرداخته و آنها را حل کنند؟ اگر رئيس جمهور بخواهد براي هر مشکلي خودش پا به ميدان گذاشته و وارد عرصه عمل و تصميم گيري شود، يک رئيس جمهور حتماً براي حل اين همه مشکل براي کشور کم است،

2- در همين اول سفر بايد يک چيز را تبيين کنم.

وقتي در خبرها مي خوانيد صد درصد مصوبات اجرايي شده، به اين معني نيست که تمام پروژه هاي مورد نظر هيات دولت در اين استان ها اجرا شده و به مرحله بهره برداري رسيده است، به اين معني است که وارد فاز اجرايي شده است.

بعضي از پروژه ها با پيشرفت فيزيکي بين 30 تا 50 درصد و بعضي ديگر در مراحل پاياني و حتي به بهره برداري رسيدن هستند. مهمترين و پررنگ ترين پروژه هايي که به چشم مي خورد پروژه هاي مرمت راه ها و اصلاح نقاط حادثه خيز و احداث اماکن ورزشي است. پروژه هايي که در تمام استان ها بيش از ساير مصوبات به چشم مي خورد. وقتي استانداران خود به بررسي مشکلات مي پردازند، مايلند بودجه ها را براي کارهاي مهمتري هزينه کنند اما رئيس جمهور معتقد است بردن نفت سر سفره هاي مردم، يعني جاده يي اصلاح شود تا خانواده هاي کمتري، داغدار عزيزان شان شوند، بيمارستاني تجهيز شود يا سالني براي ورزش جوانان احداث شود و به بخش توليدي بخش خصوصي کمکي شود تا بيکاري از بين برود.

3- رئيس جمهور باور نداشت که نمي توانيم. بايد به مسوولان استاني ثابت مي کرد.

با مساله دردناکي روبه رو شده ام و آن فراموش شدن مردم طي ساليان گذشته در بعضي از استان هاي کشور است. در بيمارستان آيت الله موسوي زنجان، با وجود اينکه بناي اين بيمارستان براي ساليان سال ساخته شده و بدون مصرف رها شده بود، هيچ اقدام اجرايي براي مجهز کردن آن و استفاده بيماران از اين بيمارستان که مي توان گفت به مراتب بزرگتر از بسياري از بيمارستان هاي تهران است، انجام نشده و سال هاي زيادي است که مردم در اثر حوادث جاده يي به دليل اينکه به مرکز درماني نمي رسند، جان خود را از دست مي دهند. بيمارستان ديگري نيز در استان ايلام با همين مشخصات وجود داشت و تنها دليل بلااستفاده ماندن آن نبود کادر تخصصي پزشکي در اين استان است. براي بيمارستان اول در زنجان، منابع مالي لازم از محل سفر رياست جمهوري براي تجهيز آن در نظر گرفته شد و قرار است تا عيد غدير به بهره برداري برسد و براي بيمارستان دوم هم قرار شد تيم پزشکي متخصص از مراکز استان هاي ديگر با حقوقي به مراتب بالاتر از بيمارستان هاي ديگر به اين بيمارستان بيايند. مسوولان استاني باورشان شده بود که ديگر نمي شود هيچ کادر پزشکي را به اين منطقه محروم کشاند ولي رئيس جمهور باور نداشت که نمي توانيم.

4- مردم دوست دارند رئيس جمهورشان عمق دردهايشان را بفهمد و احساس کند.

در سفر ايلام از هواپيما جا ماندم و با هواپيماي بعدي رفتم کرمانشاه و از کرمانشاه خودم را رساندم به ايلام. در راه با راننده حرف زدم و خواستم بپرسم بعد از سفر رئيس جمهور تکليف اون همه نامه چي شده. گفت؛ خودم براي شهريه دانشگاه بچه هام نامه نوشتم. همسايه مان هم نامه اش را داد به من. خيلي از دوستانم نامه نوشتند. جواب همه نامه ها آمده. پرسيدم؛ مشکل تون حل شده؟ جواب داد؛ بله، به اميد خدا همه مشکلات حل مي شه. مي دونيد آقاي احمدي نژاد چقدر خوش قولند؟ به يکي از اهالي روستا زماني که براي سفر تبليغاتي به ايلام آمده بودند قول دادند که اگر رئيس جمهور بشوند براي اولين سفرهاي استاني به ايلام بيايند. بعد از اينکه رئيس جمهور شدند به عنوان دومين سفر استاني به اينجا آمدند.
ياد يک روستايي در زنجان افتادم که بعد از اينکه آب لوله کشي به روستايشان از محل مصوبات سفر رياست جمهوري رسيد، آمده بود بين خبرنگاران شيريني پخش مي کرد و مي گفت؛ آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور بود ولي از همون آبي که ما تا قبل از اين مي خورديم، خورد...

5- باز هم کم است. خيلي کم.

سفر اول و سوم پيگيري مصوبات، به استان هاي سيستان و بلوچستان و ايلام، ما را با عمق دردهاي اين ملت، اين عقب ماندگي ها و بي توجهي هاي تاريخي آشنا کرد. مردمي خونگرم و صميمي و ميهمان نواز و در عين حال به طرز شگفت آوري قانع و صبور. در حاشيه بازديد از بيمارستاني در استان ايلام، با خبرنگار ديگري راهمان را به طرف اورژانس بيمارستان کج کرديم و از کاروان خبرنگاران جدا شديم. مردم به سمت اتاقکي هجوم برده بودند که پشت ميله هاي بلند و سرد در انتهاي راهروي اورژانس قرار گرفته بود. از يکي از خانم هايي که در صف بود پرسيدم شما بعد از سفر رئيس جمهور به اين استان، احساس مي کنيد که وضع استان بهتر شده باشد؟ عصبانيتش را پشت چادر مشکي اش پنهان کرد و گفت؛ ما از آقاي رئيس جمهور ممنونيم که به شهر ما هم سفر کردند. بر ما منت گذاشتند. ما خيلي خوشحال شديم وقتي ايشان را از نزديک ديديم ولي... ولي ما محروم تر از اين حرف هاييم که با دستور هاي رئيس جمهور يک شبه وضع زندگي مان خوب شود. در کل استان ايلام فکر کنم تنها حدود پنج بيمارستان وجود دارد و همين پنج بيمارستان هم کادر پزشکي تخصصي ندارند. ما يک پزشک متخصص در بيمارستان ها و درمانگاه ها نداريم. ناني که مي خوريم، هيچ کس نمي خورد. آب آشاميدني مناسب نداريم و... زن ديگري به طرفم آمد و گفت؛ خانوم، ما هنوز هم با آثار جنگ در جنگيم. دولت بايد براي روحيه اين مردم کاري انجام دهد. مرد ديگري که از دور نگاهمان مي کرد نزديک شد و گفت؛ پسرم هفت روزه که تصادف کرده و نياز به عمل داره ولي تموم اين هفت روز درد کشيده و ما تو صف اتاق عمل بوده ايم. درست پشت همين در...

6- واقعاً چند سفر استاني ديگر براي رفع محروميت ها لازم است؟ کاش سفر استاني براي همه دولت ها سنت شود؛ سنتي ماندگار. سنتي که حالا به آن اعتقاد زيادي دارم. 

+ نوشته شده در شنبه 26 آبان1386ساعت 17:22 توسط ثمانه اکوان / / موضوع: