نمایشگاه مطبوعات ، بهار مطبوعاته .... این رو به گزارشگر خبر رادیو تهران گفتم ولی متاسفانه جمله ای گفته ام که اصلا بهش اعتقادی ندارم ! اینجا کانون حجاب است ، محل نمایشگاه مطبوعات که برای اولین بار پس از سالها از نمایشگاه کتاب جدا شده و به تنهایی برگزار می شود .... صفار هرندی وزیر ارشاد در مراسم افتتاحیه این نمایشگاه حرف خوبی زد که به نظرم نکته های بسیاری درونش نهفته است . وزیر ارشاد گفت : نمایشگاه امسال را جدای از نمایشگاه کتاب برگزار کردیم تا مطبوعات با مخاطبین واقعی خود تماس حاصل نمایند .
این جمله وقتی قشنگ میشه که بدونی امسال اصلا خبری از بازدید کننده نیست و همه در بی خبری و بیکاری کامل به سر می بریم ! واقعا مخاطبین اصلی مطبوعات ما چه کسانی هستند ؟ از مطبوعات چه توقعی دارند ؟ اگر بخواهم به همین مخاطب اندک امروز و روز گذشته بپردازم ، به این نتیجه می رسم که ما می نویسیم برای خودمون و برای مسئولین و خودمون هم خودمون را تحویل می گیریم و اصلا کاری به مردم و چیزی که از ما توقع دارند نداریم !
ثمانه این مطلب کوتاه را تو لب تاپش تایپ کرده و هی داره تو غرفه راه میره و میگه اینقذه ننوشتم و ننوشتم که نمی تونم بنویسم هی میام بنویسم یکی میاد میگه سلام خانوم سیاه مشق ما وبلاگتونو میخونیم اما نمی گه که ما اخبار شما رو توی موج میبنیم و می خونیم و شما رو به عنوان خبرنگار موج میشناسیم !فقط به عنوان یه بلاگر منو می شناسند . تازه هی می خواد از خودش با این دم و دستگاه غرفه موج عکس بگیره که نمیشه !
دیدم بهتره قبل از اینکه منصرف بشه و همین مطلب کوتاه را هم پاک کنه بهتره که من پستش کنم .
تا بعد ... ندا خانوم فتاحی !