تو این چند وقته مرتب پیگیر مصوبات رییس جمهور در استانهای سیستان و زنجان و ایلام بودم و وقت نکردم یه دستی به سر و گوش این اتاق خالیم بکشم !
بعد از سفر زنجان که حتی بلافاصله بعدش نتونستم گزارشهام را درست و حسابی ادیت کنم ، راهی ایلام شدیم تا به قول یک لید قدیمی و زهوار در رفته ! ، شاهد چگونگی اجراشدن مصوبات رییس جمهور دراستانهای مختلف کشور باشیم . و درست در همین سفر بود که فهمیدم با یک سفر و دو سفر یا با یک مصوبه و دو مصوبه نمیشه به این همه عقب ماندگی تاریخی رسیدگی کرد و این همه محرومیت را از بین برد . خبرنگار رادیو ، آخر شب موقع برگشتن داشت از بچه های خبرنگار راجع به مشاهداتشون از سفر می پرسید تنها جمله ای که تونستم بگم این بود که جنگ هنوز هم برای این مردم تمام نشده و مردم ایلام هنوز هم که هنوزه با آثار جنگ ، در جنگند !
تا قبل از این، سیاست دولتها این بوده که به مناطق مرزی زیاد رسیدگی نشه اونهم به دو دلیل :اول اینکه نمیشه به مردم مناطق مرزی اطمینان کرد چون در بطن اکثر استانهای مرز نشین میلی از خودمختاری حتی به طور ضعیف وجود داره ! و بعد اینکه چرا باید در سرزمینهایی که درست در نقطه صفر مرزی است و امکان داره هر لحظه با هر تلنگری آبادانیشون به ویرانی کامل تبدیل بشه خرج اضافه کرد و بیمارستان و سد و راه و جاده ساخت ؟
به این تفکر که فکر می کنم می بینم اینها همه بهانه ای بوده واسه فراموش کردن مردم و مهمترین مشخصه دولت نهم اینه که نمی خواد این مردم را فراموش کنه و از این بابت با دیدن این همه توجه و نگاه ویژه به مناطق محروم و مردم رنجدیده دلم نمیاد حقیقت را پنهان کنم و باز هم بگم که دولت نهم کاری نکرده . تو این دو سه هفته که همش در سفر بودم دارم از خودم می پرسم گذشتگان چطوری می خواهند جواب پس بدهند ؟ این روزها با دیدن این همه رنجی که مردمی مظلوم و قانع و صبور تو اقصی نقاط کشور می کشند روحیه درست و حسابی ای برای مثبت ننگاه کردن به دولت اصلاحات و قبل از اون ندارم ...
کاش همه این صحنه هایی را که ما در این سفرها دیدم و این همه مظومیت را می دیدند و درک می کردند . اگر بخواهم راجع به تمام این رنج ها و اقداماتی که داره مثل مرهم بر روی زخم های کهنه گذاشته میشه بنویسم یک کتاب میشه ...
پ.ن: آخ که چقدر حرف واسه گفتن دارم ! ...