از وقتی که امشب برنامه صندلی داغ را با شرکت وزیر جهاد کشاورزی دیدم به خودم میگم دختر ! بیکار بودی بشینی این برنامه مزخرف را نگاه کنی که انقدر حرص بخوری ؟ صندلی داغ خداییش دیگه از این یخ تر نمی شد ! وقتی خبر نشستن بیشتر وزرا در صندلی داغ را شنیدم خوشحال شدم و پیش خودم گفتم آخ جون که قراره داغی این صندلی و سوالهای درست و حسابی و جوندار مجری خوبش بعضی از این وزرا را بدجوری بسوزونه ولی برنامه داغ صندلی داغ از بعد از برنامه تبلیغاتی که برای قالیباف قبل از انتخابات ساخت و سی دی اش در زمان انتخابات ریاست جمهوری دست به دست گشت و شد سی دی تاپ تبلیغاتی قالیباف ، دیگه اون برنامه خوب سابق نیست و داره روال بدی را برای برنامه تبلیغاتی ساختن طی می کنه . دولت هم که قربونش برم از هر فرصتی چه رادیو چه تلویزیون ، چه اینترنت و باقی قضایا استفاده می کنه تا بگه به خدا من خوبم ! من دارم کار می کنم ولی یکی نبود به این آقای وزیر بگه آقا جریان اون سکه های بیست گرمی اعطایی به نمایندگان مجلس چی بود ؟ اصلا درسته که میگن شما بدترین وزیر کابینه ای ؟
راستش را بخواهی چند وقتیست که دارم فکر می کنم آیا تلویزیون ما دارای تمام شرایط تلویزیون ملی یا به قولی بوق ملی شدن دولت ملی را دارد یا نه و به این نتیجه میرسم که هر کسی که یک نگاه به برنامه های سراسر تبلیغاتی تلویزیون بندازه فکر می کنه این تلویزیون نماد کامل دیکتاتوری است ! زدن حرف های تکراری در قالب شبکه های ده گانه و بیست گانه !