تبليغاتX
سيـــاه مشـــق
احزاب در ایران ؛ نسخه کپی برداری شده ناقصی از مدل خارجی !

بسیاری از حرکات و فعالیتهایی که در ایران انجام می شود ، نسخه کپی برداری شده و ناقصی از فعالیتی است که سالهای سال است در کشورهای آنطرف آب (!) انجام می شود . راستش را بخواهی به نظر من همه کارهایمان چه تولید و صنعتمان و یا خدمات شهری و حتی کاسبی و تجارتمان نسخه ناقص و پر مشکلی از فعالیتهای کشورهای پیشرفته است و متاسفانه برخی از کارها هم فقط برای اینکه گفته شود این فعالیت انجام شده و به انجام آن افتخار شود ، انجام می شود .
شکل گیری احزاب و فعالیتهای سیاسی احزاب هم از نظر من مثالی از این بحث است . فقط کافیست حزب کارگر انگلیس را با حزب کار خودمان مقایسه کنید و یا به طور مثال جمهوری خواهان امریکا را با حزب مشارکت و یا حتی موتلفه مقایسه کنید ! و یا با سر زدن به فهرست احزاب موجود در وزارت کشور ببینید چند حزب در کشور وجود دارد و واقعا چند تای آنها فعالیت مستمر و موثر دارد . البته این مسئله بر خلاف تحلیل هایی که می شود به نظرم به دلیل ساختار سیاسی جوان ایران نیست بلکمه به دلیل ماهیت ساختار سیاسی ایران و به خصوص نظر اقشار مختلف مردم چه تحصیلکرده و چه عامی به این مسئله است . جالبه که بدونید به جایی رسیدیم که آقای حبیبی دبیر کل حزب موتلفه به راحتی اعتراف می کند که احزاب سیاسی موجود در ایران به دلیل اینکه ایرانیان اصولا به احزاب روی خوشی نشان نمی دهند و به آنها اعتماد و اطمینان ندارند نمی توانند شکل گرفته و به فعالیت موثر در عرصه سیاسی بپردازند ولی دلیل این امر به نظر من برخلاف نظر اقای دبیر کل این نیست که فرهنگ حزب گرایی در سیاست ایران جا نیفتاده بلکه به این دلیل است که می خواهیم شاکله احزابمان را از آنطرف آب قرض بگیریم و این دقیقا اول مشکل و ماجراست اما راه حل چیست ؟ باید به جای اینکه از خودمان بپرسیم چرا مردم به احزاب اطمینان ندارند و به انها توجهی نمی کنند ، این سوال را از خودمان بپرسیم که چه زمانی محدوده اوج فعالیت احزاب در ایران بوده است و مردم نیز با این اوج همراهی می کرده اند ؟ بله ! زمان انتخابات اما بعد از انتخابات چه می شود ؟ شخص انتخاب شونده به عنوان رییس جمهور و یا گروه نمایندگان مجلس و یا شورای شهر دیگر در منصب قرار گرفته به عنوان نماینده حزب مشغول به فعالیت نمی شوند و به همین ترتیب عملکردی از این حزب در زمانی که مسئولیت اجرایی داشته است دیده نمی شود و بعد برای انتخابات بعدی دوباره با شکل و شمایلی دیگر حاضر می شوند و دوباره اول ماجراست و هیچ دبیر کل حزبی نیست که بیاید جواب بدهد تکلیف شعارهایی که به مردم دادند چه شد ؟
دومین دلیل هم اینست که احزاب ما پا به پای نیازهای جامعه رشد نمی کنند و در حالیکه مثلا حزب مشارکت می داند شعار آزادیهای سیاسی دیگر در میان مردم جایی ندارد ، باز با همین شعار به کار خود ادامه می دهد و شکست می خورد ... قبول ندارید حاضرم در مورد انتخابات شورای شهر امسال باهاتون شرط ببندم که مشارکت و یا اصولا اصلاح طلبان باز هم جایی در این میان نخواهند داشت . این مسئله در مورد احزاب دیگر هم صدق می کند و اگر دقت کرده باشید هیچ حزبی با وجود اینکه امروز ، روز بیان مسائل و مشکلات اقتصادی کشور و مردم است و پیدا کردن راهی برای حل این مشکلات ، اصولا حرفی از اقتصاد نمی زنند و سعی می کنند در این وادی ظاهر نشوند و نتیجه چه می شود ؟ عده ای که به این نتیجه رسیده اند انتخابات را می برند درست مثل آبادگران تهران وآنهایی که درک نکرده اند حتی اگر عمری 40 ساله هم داشته باشند ، ممکن است کم کم از صفحه سیاست کشور حذف شوند .
با وجود اینکه کارشناسان و سیاسیون بسیاری از اقدام دولت کریمه نهم در حذف یارانه احزاب شکایت کردند اما این حذف یارانه خودش به نوعی بازگو کننده این مشکلات بود و اینکه اصولا چرا برای یک جریانی که هیچ عملکرد مطلوب و موثری در جریان سیاسی و اقتصادی کشور ندارد ، مردم باید متحمل هزینه شوند ؟ حالا بماند که درمورد مسئله اختلافات موجود در بین احزاب را که به هزینه سیاسی هم ختم می شود اغماض کرده ایم !

+ نوشته شده در جمعه 20 مرداد1385ساعت 19:42 توسط ثمانه اکوان / / موضوع: سياسي