تبليغاتX
سيـــاه مشـــق
خبرنگار یتیم ، وبلاگ یتیم و خبرگزاری یتیم ....<br> و هنوز هم حاشیه های دومین کنفرانس خبری رییس جمهور

خاطره می گفت تو نوشته هات تناقض وجود داره . یکی دیگه می گفت نه چپ می زنی نه راست . یه بلاگر دیگه هم گفت : تکلیفت با خودت معلوم نیست ! خیلی فکر کردم ببینم مگه من چی می نویسم که به مذاق هیچ کس حتی همکاران خودم هم بعضی اوقات خوش نمیاد و تنها اظهار نظر مثبتی که می کنند این است که با دلت می نویسی و صادقی . نمی دونم بعضی از این حرفهایی که می زنم حرف خودم نیست اما حرف کسانی است که بعضی اوقات فکر می کنم خبرنگاران دیگه و مسئولین نمی خواهند آنها را ببینند . خاطره می گفت : تو به نمایندگی از هر گروهی که می نویسی فرقی نداره مهم اینه که خبرنگاری و باید دید کلان تری نسبت به دولت و مردم عادی در مسائل داشته باشی اما ... نمی دونم چرا تا به حال فکر می کردم خبرنگار بودن یعنی نماینده مردم بودن ، به معنای تمام کلمه "مردم" یعنی اونهایی که هر روز تو صف نون و صف طولانی شیر می بینیشون و یا می بینیشون که دارند دنبال اتوبوس می دوند و یا با راننده تاکسی درباره کرایه دعوا می کنند و یا تو شیشه مغازه ها دنبال خونه کرایه ای می گردند که پول پیش نخواد . کسانی که تو عید لباس پلوخوریشون را می پوشند میروند مهمانی اما با این حال مرده هاشون را از زنده هاشون بیشتر دوست دارند ، زن و مردهایی که با تفاهم با هم زندگی می کنند یا طلاق می گیرند ، کسانی که مثل همیشه تاریخ روزی عاشق می شوند و جز روی یار چیز دیگه ای نمی بینند ! ، روزهای عزاداری به خیابونها می ریزند و زنجیر می زنند و گریه می کنند ، شب عید تمام مراکز خرید را پر می کنند ، روبروی در مجلس و یا ریاست جمهوری تحصن می کنند که حقوقشان را بگیرند و یا با نیروی انتظامی سر اینکه حجابشان کم بوده یا زیاد جر و بحث می کنند ، تو دانشگاهها با اساتیدشان درباره فاصله بین قانون تا عمل مشاجره می کنند و آخر سر هم قانع نمی شوند ، وقتی می روند پای تخته سیاه یا سفید که به دانشجو یا دانش آموزانشان درس بدهند اول می نویسند : به نام خدا ! یا اینکه تو راهپیمایی بیست و دوم بهمن بلند داد می زنند : انرژی هسته ای حق مسلم ماست . 
با وجود سابقه کار هشت ساله ام تازه الان می فهمم چرا استادمون سر کلاس روزنامه نگاری گفت : روزنامه نگار باید مرده شور باشه کاری به بد و خوب اعمال مردم نداشته باشه فقط مرده را بشوره . نباید خودش را داخل جناحهای سیاسی کنه و از این جناح خوب بنویسه و از جناح دیگه بد .باید از مردم و خواسته های اونها بنویسه . اما چند سال بعد سر همون کلاس به دانشجوهای دیگه اش گفت : دانشجوهای چند سال پیش من درست نفهمیدند منظور من از مرده شور چی بود ! یعنی اینکه باید بتونید قلمتون را برای هر جناحی که خواستید دست بگیرد .
وقتی بعد از هشت سال کار کردن تو این محیط خبرنگاری که باید یا چپی بنویسی یا راستی ، اومدم یه وبلاگ زدم که از همین مردمان هر روزه بنویسم ، گفتند : تو نماینده اونها نیستی ! تو خبرنگاری و شانت بالاتر از این حرفهاست !
احسانه چند وقت پیش یه مطلب نوشته بود راجع به اینکه خبرنگارها این روزها شدند خبر بیار روزنامه ها و خبرگزاریها . وقتی خبرنگاران صدا و سیما را می بینم که یه ورق می دهند دستشان با یه عالمه سوال و افرادی که باید ازشون سوال شه و حتی بهشون می گن چی از زیر زبون طرف باید بکشند بیرون ! به این مسئله میرسم که واقعا من آدم عجیبی هستم و عجیب تر از من خبرگزاری است که دارم توش کار می کنم.
خبرگزاری موج تقریبا سال سومی است که داره فعالیت می کنه و اولین و تنها خبرگزاری خصوصی در ایران است . گرچند تمام خبرگزاریها خودشون را خصوصی می دونند اما اگر خبرگزاری ایسنا که مال جهاد دانشگاهی است و به خبرگزاری خاتمی هم معروفه و یا فارس که رسما مال سپاهه و یا مهر که مال سازمان تبلیغات اسلامی است و یا ایلنا که مال خانه کارگر است و ایرنا که رسما ارکان اطلاع رسانی دولت است ، خبرگزاری خصوصی بدونیم ، دیگه خبرگزاری ما که فقط مال مدیر عاملمونه و بزرگترین افتخارش هم این است که این خبرگزاری مال خود خودشه ،خصوصی حساب نمیشه ! میشه دولتی ! تو روزنامه ها هم همینطوره .
اوضاع خبرنگاری و خبرگزاریها و روزنامه ها تو ایران به این صورته : روزنامه باید مال یک فرد خاص یا یک جناح خاص باشه تا بین صاحبنظران اقتصادی و سیاسی معروف بشه اما این دلیل نمیشه که این روزنامه ، فروش خوبی هم در بین مردم داشته باشه ! مثل شرق که منتسب به کارگزاران است ، اعتماد ملی که مال کروبیه یا سرمایه که مال عبده تبریزی دبیر کل پیشین بورس است و یا حتی کیهان و اطلاعات و جمهوری اسلامی . حالا اگر یه روزنامه ای یا خبرگزاری این وسط دربیاد که مال شخص یا ارگان معروفی نباشه و این شخص تنها به دنبال کار خبری حرفه ای باشه اگر پول درآوردن روزنامه را داشته باشه و سر و کارش با مافیای کاغذ نیفته ، بالاخره باید تکلیفش را با جناح چپ و راست معلوم کنه وگرنه تو بازی راهش نمیدهند این را هم بگم که همونطور که یک نماینده مجلس نمی تونه بگه من مستقل هستم ، یه روزنامه یا خبرگزاری هم نباید اصلا بگه که من مستقل هستم وگرنه یا به ارکانهای اطلاعاتی می چسبوننش یا به اونور مرزهای آبی و خاکی کشور !
خیلی اوقات شنیدم که روزنامه ها فقط به خاطر این از خبرهای خبرگزاری ما استفاده نمی کنند که نمی دانند تکلیف ما وسط این همه روزنامه حزبی و سیاسی چیست و حوزه های کاری ما هم در بسیاری موارد با ما همکاری نمی کنند چون ما یه خبرگزاری کوچولوی اقتصادی خصوصی هستیم که تو این بازار حزب و جناح بازی روزنامه ها و خبرگزاریها به قول خودشون گفتنی یتیم هستیم ! یادمه دوران مجلس ششم چقدر با دفتر آقای کروبی نامه نگاری کردیم که وقتی می خوای سفری بری که جنبه اقتصادی داره ما رو هم با خودت ببر و یا همین مجلس هفتم . داستان سفرهای استانی رییس جمهور و خبرگزاری ما هم که شده شهره آفاق ! اونوقت آقایان تا می خواهند صحبت از اقتصاد کشور کنند دم از حمایت کامل از بخش خصوصی می زنند اما به خبرگزاری خصوصی ما به چشم بچه یتیم مطبوعات نگاه می کنند .
یادم نمیره چقدر تو کنفرانس اول آقای رییس جمهور خودمون را به در و دیوار کوبیدیم و من در نامه ای مدیر کل اخبار و رسانه های ریاست جمهوری را به رابطه همکاریمون تو مجلس قسم دادم که بتونیم سوال بپرسیم ! اونوقت وقتی دور روز پیش من تو وبلاگم نوشتم با اینکه دیر رسیده بودیم و اسممان جزو نفرات اخر سوال کننده بود باز با این حال آقای جهاندیده (همکار قدیم مجلس و مدیر کل امروز ) اسم ما را هم خوند تا از رییس جمهور سوال کنیم ، امروز شنیدم سیل تلفنها بوده به ریاست جمهوری و آقای جهاندیده که شما برای موج پارتی بازی کردید ! وقتی 150 نفر خبرنگار داخلی و خارجی می خواهند از رییس جمهور سوال بپرسند و همه می دونیم که منبع خبری و تغذیه کننده تمام روزنامه ها همین 5 خبرگزاری رسمی کشور یعنی ایرنا ، ایسنا ، فارس و مهر و موج هستند ، چرا به همین پنج نفر هم نباید اجازه داده بشه که سوالشان را بپرسند ؟ مخصوصا به خبرگزاری ما که تنها خبرگزاری اقتصادی ایرانه ؟ چرا ؟ چون ما نه جزو تیم چپیم نه راست ؟ چطور روزهای دیگه تمام روزنامه تان کلاژی است از خبرهای این خبرگزاریها که بیشتر وقتها اسم منبع خبر را هم درج نمی کنید و امروز دم از روزنامه مستقل بودن و حق سوال می زنید ؟ گلایه ام از همکاران خودمه که انقدر خودخواهانه با این مسئله برخورد می کنند . همه دیدند که وقتی خبرنگار روزنامه اقتصادی جهان اقتصاد داد کشید که من هم از رییس جمهور سوال بپرسم و رییس جمهور اتفاقی بهش گفت سوالش را بپرسه ، سوالی برای پرسیدن نداشت !
خوشحالم که می تونم با صراحت تمام بگم خبرنگارهای خبرگزاری ما خبر بیار نیستند چون اصولا سوژه ای به آنها داده نمیشه که پی گیری کنند اونها خودشون هستند که باید اهم و فی الاهم کنند و ببینند نیاز امروز جامعه شنیدن و خوندن چیست . من وقتی بچه های سرویس خودم ازم سوژه می خواهند می گم :اگر سوژه ای برای پیگیری نداری ، خبرنگار نیستی . برو ببین الان مردم دنبال شنیدن پاسخ از کدوم مسئولند و در چه موضوعی همون را پیگیری کن. ولی جلسات سوال و جواب از رییس جمهور در بین خبرنگاران داخلی ، سوالاتی است که رییس جمهور باید به احزاب و جناحهای مختلف پاسخ دهد مثل سوال کیهان ، اطلاعات ، اعتماد ملی که هنوز دنبال باجناق گیری است یا فارس و مهر .
نمی خوام بگم آقایان مسئولان ! به خبرگزاری یا روزنامه های خصوصی و مستقل از جناحهای سیاسی مثل موج توجه بیشتری بکنید ، می خوام بگم : توجه به خبرگزاری موج به عنوان تنها خبرگزاری اقتصادی و خصوصی ایران و سایر روزنامه های خصوصی یک آزمایش برای شماست که چقدر به این مردم و نمونه ای از آنها که به عنوان یک بخش خصوصی به شما مراجعه کرده و از شما جواب می خواهند ، پاسخگو هستید و تا چه حد قدر این مردم را می دانید ؟ حواستون جمع باشه !

پ.ن.1: آقای جهاندیده به خاطر مشکلاتی که به دلیل نوشته من در این وبلاگ برای شما به وجود آمد عذر می خوام .

+ نوشته شده در چهارشنبه 6 اردیبهشت1385ساعت 16:26 توسط ثمانه اکوان / / موضوع: سياسي