بعضی وقتها غرور و تکبر بیجای ما نه تنها به خودمون ضربه می زنه بلکه ضرباتی را به آینده کشور و سرنوشت مردم کشورمون می زنه که اگر این اتفاق بیافتد نمی دونم جطوری می تونیم جوابگوی عاقبت کارهامون باشیم . البته این غرور و تکبر در آدمهای عادی در این مورد زیاد مطرح نیست اما اگر یک سیاستمدار باشی یا یک نخبه و دانشمند اونوقت ... می دونی من به این نتیجه رسیدم اگر تو نباشی و کاری را که باید انجام بدی ، به هر دلیل انجام ندهی همیشه یک نفر هست که کار تو را سرانجام به نتیجه برساند و تنها این فرصت خدمتگزاری است که برای تو از بین می رود .
یکی از اساتیدمون که از نخبگان رشته خودش هم هست ، داشت با آب و تاب فراوان تعریف می کرد که من الان چون دکتری گرفتم هر جا برم من تعیین می کنم چقدر دستمزد بگیرم و چه طوری باهام رفتار کنند . اگر غیر از این باشد من اون کار را انجام نمیدم و اونها دستشون می مونه تو پوست گردو ... با پر رویی تمام گفتم : استاد بالاخره یک نفر کاری را که شما باید انجام میدادید انجام میده و ثواب و توفیق خدمتگزاری به مردمی که تشنه استفاده از تکونولوژیهای جدید و افتخار به اون هستند را ، کس دیگری می برد !
با عصبانیت گفت : پس من چی ؟ این همه زحمت کشیدم و درس خوندم که مثل یک دیپلمه و یا لیسانس ، مثل شماها باهام رفتار بشه ؟
گفتم : استاد ! این مسئله یک مشکل دو سویه است اولین مشکل ، نوع رفتار دولتی ها و کارفرمایان با نخبگانی مثل شماست که همانطوری که گفتید ، آقای منطقی ایران خودرو به خاطر اینکه پروژه شما را ببیند دو ساعت شما را در دفترش منتظر نگه داشته و شما هم ناراحت شدید و اومدید بیرون و بعدا هر چی بهتون گفتند ، پروژه را بهشون ندادید اما مشکل دوم توقع شما از این افراد است و اینکه صبر ندارید و ببخشید اگر این حرف را می زنم کمی هم تواضع !
استاد ناراحت شد ولی خیلی ساده نگاهم کرد و گفت : حقیقت تلخه قبول دارم . اما دلیل پیشرفت نکردن کشور هم همین بوده چون کسانی مثل من آخرین راه بهتر زندگی کردن را در خارج از کشور می بینند که هم احترام می بینند و هم از لحاظ مالی تامین می شوند و هم می توانند کارهای خوبی را با امکانات عالی انجام دهند . حالا این معضل به دست من حل میشه یا دولت ؟
گفتم : هر دوی شما ! چند وقت پیش داشتم با یکی از نمایندگان مجلس که خودش از نخبگان فیزیک هسته ای کشور هست ، صحبت می کردم و اون هی می خواست منو متقاعد کنه که ما تو تحقیقاتمون به هیچ جا نرسیدیم و این هم به خاطر اینه که دولت به کسانی مثل اون توجه نکرده و یه مشت جوون 19 تا 25 ساله را گذاشته تا تحقیقات هسته ای را ادامه بدهند . حرف من اینه که استاد اگر شما این افتخار را به اسم خودتون ثبت نکنید ، جوونهایی مثل ما که تحصیلاتمون کمتر از شماست ولی به خاطر سن و سطح تحصیلاتمون تواضع بیشتری داریم با امکانات کمتر و توقع کمتر این کار را به انجام می رسونیم و این نه تنها در انرژی هسته ای بلکه در جاهای دیگه هم صادق است اونوقت کسانی که از ایران رفتند ، باید در سن پیری غصه بخورند که چرا نتوانستند برای کشورشان کاری انجام بدهند شما تو مستند مهاجران دیدید که چطوری این افراد برای کشورشان گریه می کنند و ناراحتند که چرا کارهایی را که در کشورهای دیگر انجام دادند نتوانستند برای کشورشان انجام دهند ؟ باید به خودمون بقبولانیم که ایران ، همینطور است که هست . امکانات برای تحقیقات نداره وکسی هم تحویلت نمی گیره و ما باید با این فکر که کاری برای کشورمان کردیم خودمون را راضی نگه داریم ... استاد برای دقایقی نگاهم کرد و بعد با یک "یا علی" عزمش را جزم کرد که بره پای تخته و ادامه درس را آموزش بده .....
کاش یادمون بمونه ملی شدن انرژی هسته ای و ورود پر افتخار ایران به باشگاه هسته ای را مدیون جوونهایی هستیم که بی ادعا فقط برای اعتلای نام کشورشان و شاد کردن دل مردم ، تمام مردم را شاد کردند . مبارک باشه این پیروزی بزرگ !