تبليغاتX
سيـــاه مشـــق
سال نو مبارک !

خوب چند ساعت دیگه بیشتر به سال نو نمانده و من دارم به تو فکر می کنم و خودم . با خودم می گم : بیا و تو این سال جدید سعی کن دلتنگی هات را کم کنی و سعی کنی زندگی کنی . مثل تمام مردم ، درست مثل تمامت زندگی ! با توام دختر درون آیینه ! سعی کن تو سال جدید به خاطر تمام خوبیهای زندگی ، عاشقش باشی ! کمتر بهانه بگیر که دلتنگی ... بگو ... روز و روزگار خوش است و بر وفق مراد ... نگو . نگو ، تنها دل ما دل نیست ... نه!  در سال جدید ، تنها دل ماست که می تواند دل باشد ! 
اما به تو باید چی بگم ؟ به تو که برام پیغام فرستاده بودی تو خونه تکونی دلت منو بیرون نندازی ! می خوام بگم : تو خونه تکونی دلم خیلیها را ریختم بیرون ! ببخشید که نتونستم جلوی خودم را بگیرم ! ولی مطمئن باش اگر تا به حال بودی ، اگر مطمئنی که تا به حال بودی و این حضورت مایه آرامشم ، مایه خوبی زندگیم بوده ، هنوز تو دلم هستی که هیچ ، یه جای خوبی نشوندمت که همیشه یادت باشم و یادم باشی !
موقع تحویل سال 81 درست اولین عید بعد از رفتن آقا جون ، همه دور هم نشستیم و با هم گریه کردیم ! به خاطر بودنمون و نبودن بابا بزرگ و دو سال بعدش به خاطر رفتن مادر بزرگ .... می دونم امسال خیلیها ، خیلی از همکارانم در سوگ از دست دادن عزیزانشان موقع تحویل سال گریه می کنند و خدا را شکر می کنند که سال 84 گذشت و سرانجام تمام شد ... می خوام بگم : ما همچنان در غم شما شریکیم ...
ازم نپرس که سال 84 برات خوب بود یا بد . که نمیتونم در جوابت بگم خدا روزهای بد را هم آفریده .... شاید بتونی بدیها را با چشم باز ببینی اما تا حالا سعی کردی که تنها خوبی ببینی ؟
هر سال تو روز تولدت که میشه اگر با خودت خلوت کرده باشی ، حتما از خدا تشکر کردی که تا اینجای دنیا تا این نقطه زندگی ، باهات همراه بوده و یار ... موقع تحویل سال هم بیشتر زمزمه کن : یا مقلب القلوب و الابصار ، یا محول الحول و الاحوال ، یا مدبر اللیل و النهار .... حول حالنا الی احسن الحال ... زیرا که تو احسن الخالقینی و جز خوبی و زیبایی نمی توانی خلق کنی !

سال نو مبارک ! ...

+ نوشته شده در دوشنبه 29 اسفند1384ساعت 17:26 توسط ثمانه اکوان / / موضوع: روزمره