تبليغاتX
وکیل الرعایا

برخی سایتهای خبری با اشاره به صحبت های هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه 26 تیر و سفرش به مشهد در روز مبعث ،‌خبرهای مختلفی رو منتشر کردند که از صحت هیچ کدومشون نمیشه مطمئن بود . همان سایتهایی که در بحبوحه اغتشاشات تهران ،‌بیان می‌کردند هاشمی رفسنجانی به قم رفته تا رضایت مراجع رو برای نوشتن ویرایش جدیدی از قانون اساسی بگیره ،‌امروز هم خبرسازی کرده اند که هاشمی برای دیدار با مراجع به مشهد رفته تا باز هم علیه اصل 110 قانون اساسی اقداماتی رو انجام بده و نتیجه‌اش هم تا هم اکنون شده ،‌بیانیه مجمع روحانیون مبارز و یا به بیان بهتر بیانیه خاتمی در مورد ضرورت برگزاری همه پرسی .
اما قراره در این همه پرسی راجع به چه چیزی از مردم نظرخواهی شود ؟ در بیانیه مجمع روحانیون مبارز به مفاد این رفراندوم اشاره ای نشده و تنها آمده که از مردم درباره حوادث اخیر نظرخواهی کنید. حامیان میرحسین موسوی که از قبل از اعلام نتایج انتخابات و حتی قبل از برگزاری انتخابات بر طبل تقلب می کوبیدند و بعد هم مسئله ابطال انتخابات را مطرح کردند ،‌هیچ گاه بیان نکردند که در صورت ابطال انتخابات و برگزاری دوباره آن ، اگر برای بار دیگر احمدی نژاد با رای بالا رییس جمهور ایران شد ،‌چه رویه ای در پیش خواهند گرفت. در واقع معتقد بودند انتخابات یا باید به نفع ما تمام شود و یا اینکه اصلا آن را قبول نداریم . خوب حلا برای رفراندومی که این همه سایتها تبلیغش را کردند که این رفراندوم در واقع نظرسنجی برای مشروعیت دولته،‌چه برنامه ای دارند ؟ سکوت خاتمی در این چند وقت اخیر ،‌سکوت هاشمی و صحبتهاش در نماز جمعه خیلی از واقعیات رو برای سبزها به تصویر کشیده و نمی‌دونم چرا هنوز به امثال این افراد دل بسته‌اند و تصور می‌کنند که هاشمی و خاتمی با این حرکات، سریع از حاکمیت خارج می‌شوند و علیه نظام حرکت می‌کنند؟
به نظرم تنها یک تحلیل منطقی برای صحبت‌های اخیر هاشمی رفسنجانی وجود داره و اون اینه که تلاش‌ها برای نگه داشتن جنبش سبز در حاکمیت این بار توسط هاشمی رفسنجانی انجام میشه و به همین جهت هم انتقادهای تند از طرف برخی افرادی چون یزدی ،رییس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بهش وارد میشه . بالاخره وقتی تو یه خانواده یکی از بچه ها دعوا راه میندازه ،‌پدر خانواده عصبانی میشه و دعوا راه میندازه و مادر سعی می کنه همه رو آروم کنه و وعده‌های خوب به بچه‌ها بده! به همین خاطر هم تلویزیون شروع می‌کنه به تعریف کردن از شخصیت هاشمی رفسنجانی و تهیه برنامه‌هایی مثل برنامه دیشب، بعد از اخبار ساعت 21 که در اون گوینده متن مستند هاشمی ، تلویحا به ماجرای بی عدالتی صداوسیما در پخش اتهامات محمود احمدی‌نژاد طی مناظره با میرحسین موسوی نسبت به رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام اشاره‌ای می کنه و این گونه قلمداد می کنه که «هاشمی رفسنجانی در دوره انتخابات دهم به خاطر اتهاماتی که بدون اثبات در هیچ دادگاهی و بدون اسناد لازم به او زده شد دچار رنجش و دل آزردگی پنهان شد؛ تا جایی که مدت ها پس از آن سکوت کرد...»!
اقدام صدا و سیما بیشتر از اینکه اقدامی دلجویانه باشه ، آگاهانه است . اگر مطالبات سبزها از کانال هاشمی وارد میدان سیاست شود ،‌ بهتر است تا اینکه پیشنهاداتی نظیر رفراندوم برای چیزی که خودشان هم نمی دانند برای چه هدفی است ،‌ درخواست شده و توسط رسانه‌های بیگانه دنبال شود .
بنابه گزارش سایت‌های خبری که خبر درخواست برگزاری رفراندوم توسط خاتمی رو مطرح کردند ،‌خاتمی این کار را تنها راه برون رفت از بحران فعلی می‌داند ولی یک سوال دارم و اینکه آیا همه سیاسیون قائل به بحرانی بودن شرایط هستند ؟ یا اینکه اصلاح‌طلبان خودشان بحران‌سازی می‌کنند و خودشان هم برای برون رفت از این بحران پیشنهادهای دیگرشان را مطرح می کنند؟ چرا برخی سایت‌های خبری باید ادعا کنند که این رفراندوم در واقع با هدف همه پرسی در مورد ادامه نظام جمهوری اسلامی است ؟ یعنی جنبش سبز می خواهد نظام را عوض کند ؟ کاش می دونستیم دنبال چی هستیم ...

کلمات کلیدی : خاتمی، رفراندوم ،‌هاشمی رفسنجانی، نماز جمعه 26 تیر ، بیانیه مجمع روحانیون مبارز ‌

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در دوشنبه 29 تیر1388 و ساعت 18:23 |موضوع سياسي |

اعلام برخی از اسامی اعضای کابینه دهم در سفر رییس جمهور به مشهد، آنقدر غیر منتظره بود که باعث شد حداقل دو شب در مشهد خبرنگارها چشم بر هم نگذارند . هنوز خیلی زود است که درمورد چرایی این اقدام احمدی نژاد و اینکه چرا در این برهه زمانی ، احمدی نژاد مخالفت نمایندگان حامی خودش را در احزاب و مجلس به جان خریده و همچنان مشایی را در کابینه نگه داشت و در عین حال او را معاون اول کرد، تحلیلی انجام داد و نتیجه ای گرفت . بسیاری بر این عقیده اند که با این اقدام زودهنگام مطمئنا بسیاری از اعضای کابینه دهم با رای اعتماد نمایندگان مجلس مواجه نمی شوند اما نگاهی به شایعات در مورد وزرایی که در کابینه دهم باقی می مانند و آنهایی که پاستور را به زودی ترک خواهند کرد ، نشان می دهد که اتفاقات جالبی در راه است و این نطریه چندان هم درست نیست .
رحیم مشایی را خبرنگاران و اکثر مردم از صحبت هایش در مورد دوستی با مردم اسراییل یا نظریه پردازی هایش در مورد مسایل میراث فرهنگی و گردشگری مثل نهضت دستشویی سازی یا هتل سازی و هتل سازی برای بانوان می شناسند و یا مسایلی مثل واجب نبودن حجاب برای توریست ها. اقداماتی که تنها در مرحله نظریه پردازی صرف ماند و به حقیقت نپیوست اما بسیاری از مسئولین هم او را از زمان جنگ و کردستان و اقدامات خوبی که در زمینه فرهنگی در کردستان انجام داده می شناسند . به همین دلیل هم بود که خیلی ها بر این باور بودند ، با توجه به صحبت های اخیر رییس جمهور در مورد مسایل فرهنگی ممکن است مشایی به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد این بار در کابینه حضور پیدا کنه اما انتصاب او به عنوان معاون اول دو پیام بسیار واضح برای نمایندگان مجلس و احزاب سیاسی موجود در کشور داشت .
اولین پیام این است که احمدی نژاد به خوبی می داند کدامیک از منتخبانش در مجلس با رای نمایندگان مواجه می شوند و کدامیک را نباید به مجلس معرفی کرد . شایعاتی که در مورد اعضای کابینه وجود دارد هم همین نکته رو تاکید می کنه که این بار ، کابینه ای به مجلس معرفی میشه که وزیران توانمند ودر عین حال نزدیک به رییس جمهور در این کابینه زیاد است . وزیرانی هم که در این دوره باقی خواهند ماند ، اکثرا وزیرانی هستند که از نظر نمایندگان مجلس و مردم عملکرد بسیار خوبی داشته اند .اما دومین پیام ، پیام قاطعی است و بسیار مهم : احمدی نژاد برخلاف دفعه پیش در چینش کابینه از هیچ کسی مشورت نمی گیرد، سهمی به هیچ احدی نمی دهد (مثل سهم هایی که دفعه پیش به توکلی و باهنر و حتی لاریجانی داده بود) و توصیه پذیری هم ندارد (البته غیر از اطاعت کردن از نظرات رهبری).به همین خاطر هم خیلی زودتر از زمان قابل پیش بینی انتصاب مشایی را اعلام کرد . همه به خوبی می دانند نظر مراجع قم و اصولا تمام اصولگرایان راجع به مشایی چیست . با این حال این انتصاب این پیام را در بر دارد که وقتی احمدی نژاد اعتراضات مراجع و علما و حتی دوستان اصولگرای خود را در همین روزهای ابتدایی پیروزی و در این بحرانهایی که جنبش سبز به پا می دارد ، به جان می خرد و شخص مورد نظر خودش را به عنوان معاون اول تعیین می کند، نباید انتظار داشت در چینش کابینه از هیچ احدی دستور بگیرد یا توصیه بپذیرد .
این نوشته البته به معنی تایید مشایی و یا حتی انتقاد نکردن از رییس جمهور به خاطر این اقدام نیست اما معتقدم ماجراهای مربوط به کابینه دهم ، ماجراهای جالبی خواهد بود و مطمئنم که حواشی بسیاری در پی خواهد داشت. چرا که رییس جمهور قرار است تا دقیقه نود تصمیم خود را برای هیچ کس آشکار نکند تا زمان کمتری برای نمایندگان برای کشیدن مو از ماست کابینه وجود داشته باشه .

پ.ن: در مورد حال و هوای خبرنگاران و کابینه در سفر مشهد در این وبلاگ هم مطلبی نوشتم که می تونید بخونید . البته خیلی حجمش زیاده و از این بابت عذرخواهی می کنم !

کلمات کلیدی : مشایی ، ‌معاون اول، سفر مشهد احمدی نژاد 

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در یکشنبه 28 تیر1388 و ساعت 16:53 |موضوع سياسي |

در مورد حضور هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه این هفته تهران، پیش بینی‌های مختلفی در سایت‌ها انجام شده و برخی از سایتها و وبلاگ‌های حامی میرحسین موسوی اعلام کردند که این نماز جمعه بر خلاف نماز جمعه‌ای که رهبری اقامه کردند ،‌با حضور خاتمی و میرحسین موسوی برگزار میشه و البته احتمالات در مورد محتوای خطبه های سیاسی همه بر چند احتمال زوم شده :
1- هاشمی نطق تندی علیه دولت و نهادهای نظارتی داره و طرفداری علنی از میرحسین موسوی و جنبش سبز رو در پیش می‌گیره .
2- نطق خطیب نماز جمعه این هفته ،‌نطقی کاملا به دور از مسایل انتخاباتی است و صرفا به مسایلی مثل شهیده حجاب و این طور مسایل پرداخته میشه .
3- هاشمی واقعا هاشمی گونه رفتار می کند و با اتخاذ کردن مواضع دو پهلو ،‌همراه با ابهام و تکه اندازیهای سیاسی سعی می‌کنه کاری کنه که نه سیخ بسوزه و نه کباب . ( نه به یک نیروی خارج از نظام تبدیل بشه و نه از میرحسین موسوی و حامیانش بد بگه.)
هاشمی ؛‌هاشمی است همین نکته ،‌گزینه های اول و دوم رو نادرست می‌کنه. این را حامیان جنبش سبز به خوبی میدانند و بهش معترفند ( میتوانید لینک‌های مطالب نماز جمعه این هفته را از این لینک در بالاترین ببینید ). درسته که هاشمی نامه معروفش به رهبری رو دو روز قبل از انتخابات نوشت و بسیاری، آشوب‌های خیابانی رو متاثر از همین نامه می‌دانند، ‌درسته که همسرش روز رای گیری اعلام کرد که اگر موسوی رای نیاورد به خیابانها بریزید ،درسته که در تمام طول دوران آشوب‌ها سکوت اختیار کرد و بعد که فضای کشور آروم شد ،‌نه به عنوان شخص هاشمی رفسنجانی بلکه به عنوان مجمع تشخیص مصلحت نظام بیانیه حمایت از صحبت‌های رهبری رو منتشر کرد اما مهم اینه که بالاخره بیانیه مجمع صادر شد و در صحبت‌هاش با نمایندگان مجلس هم عنوان کرد که عاشق رهبر انقلاب هستم ! و همین مواضع باعث میشه که بعضی ها بنویسند : "شلوغ شدن نماز جمعه‌ی هاشمی همان‌قدر برای هاشمی مشروعیت می‌آورد که رأی ما برای نظام آورد" یا "شرکت در نماز جمعه تأیید هاشمی یا نظام نیست." یا " رفسنجانی برای نجات نظام می آید و نه حرکت سبز!"
اما فرض دیگری هم مطرح است که بیشتر به جای فرض ،یک سوال یا ابهامه و اونهم اینکه اصلاح طلبان یا حامیان میرحسین موسوی در نماز جمعه این هفته به دنبال چه چیزی هستند ؟ یعنی نمی‌دانند که همین حامیان یعنی خودشان بودند که در انتخابات مجلس ششم  هاشمی و خاندانش رو به زور از صحنه سیاست حذف کردند ؟ یادشان رفته همین اینها بودند که هاشمی رو عالیجناب سرخپوش می‌نامیدند؟ چطور انتظار دارند در این برهه سخت ، هاشمی به یاری آنها بیاید ؟ البته یک مثل هست که میگه : "حتی وقتی ما با هم کدورت داریم ،‌دشمن مشترک می تونه ما رو دوست اعلام کنه " ،‌ممکنه هاشمی حرفهایی علیه دولت و شخص احمدی‌نژاد بزنه اما همین مواضع احتمالی حقانیت صحبت‌های رییس جمهور در جلسه مناظره‌اش با موسوی رو ثابت می‌کنه . جایی که گفت: "آقای موسوی من با شما طرف نیستم ، من با آقای هاشمی طرفم."
تا اینجا تکلیف هاشمی و مواضعش کاملا مشخصه . مطمئنم چیزی از این مواضع بر خلاف کلیت نظام و یا حمایت از اعتراض سبزها در نمیاد . اما می‌ماند تکلیف خاتمی و میرحسین موسوی که در این نماز جمعه شرکت می‌کنند یا نه . فقط یک سوال در اینجا مطرح می کنم و اون اینه که وقتی خاتمی و میرحسین موسوی در نماز جمعه به امامت رهبر انقلاب شرکت نکردند ،‌حضورشان در نماز جمعه این هفته و اقتدا کردن به هاشمی رفسنجانی چه معنی‌ای می تونه داشته باشه ؟ حز اینکه ولایت رو قبول نداریم و رهبر سیاسی و دینی ما فعلا هاشمی رفسنجانی است ؟ شنیده‌ام میرحسین موسوی و حامیانش قصد فتح شورای شهر تهران و مجلس رو دارند . یعنی شورای نگهبان التزام به ولایت فقیه رو چطوری در این افراد می سنجد ؟
پ.ن: لینک جالبی در مورد مراسم نماز جمعه این هفته دیدم که میگذارم بخونید و بخندید !

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در سه شنبه 23 تیر1388 و ساعت 19:30 |موضوع سياسي |

"اصلاحات را اصلاح طلبان تندرو به نابود می‌کشانند". این جمله ایست که بارها از زبان اصلاح طلبان میانه رو شنیده شده ولی چه زمانی قراره جبهه اصلاحات به بازآفرینی نیروهای درون خودش و شفاف کردن مرزهای نیروهای درون نظام وبیرون نظام در این جبهه بپردازه ؟
 معمولا از نیروهای میانه رو اصلاح‌طلب ،‌نماینده های مجلسی هستند که به خاطر اینکه برای دوره‌های بعد هم می‌خواهند توسط شورای نگهبان تایید صلاحیت شوند ،‌ زیاد وارد مسایلی که دغدغه نیروهای رادیکال این گروه است ، نمی شوند. (البته این مسئله تو مجلس ششم درست از آب دراومد و نتیجه اش هم دیده شد!) اما هر از گاهی هم میشه دید که این گروه اقلیت مجلس در دوره‌های هفتم و هشتم چطوری اسیر موج هایی می‌شوند که از خارج از مجلس به صحن پارلمان نفوذ پیدا کرده است. البته نفوذ این موج ها فقط تو دوران انتخابات‌های مختلف و مخصوصا انتخابات ریاست جمهوری می‌تونه راهی برای نفوذ به صحن بهارستان پیدا کنه ولی همین نفوذ و همین رفتار تند معمولا به خاطر همون محافظه کاری که قبل از این بهش اشاره شد ،‌زود در نطفه خفه میشه و راه به جایی نمی‌بره ؛ مثل موج هایی که تو مجلس هفتم برای استیضاح برخی وزرا وجود داشت و یا در همون دوره باعث شد برخی از نمایندگان این گروه به دنبال طرح سوال از رییس جمهور بروند. این روزها هم که اعتراضات خیابانی و رفتار رادیکال اعضای تندروی جبهه اصلاحات به حداقل میزان در طی ماههای قبل رسیده ،‌به نظر میرسه که نیروهای سیاسی بیرون از مجلس قصد دارند به هر نحو ممکن این موج اعتراض سبز مدنی و غیر مدنی رو (که البته زیاد نمی شه این دو رو از هم تمییز داد)، ‌به صحن مجلس بکشانند.
درسته که اعضای فراکسیون اقلیت که هر کدام از یکی از دو نامزد اصلاح طلبان یعنی مهدی کروبی و میرحسین موسوی حمایت می‌کردند ،‌هنوز هم تحت تاثیر شرایط سیاسی کشور بعد از انتخابات هستند و اعتراضاتی به این مسئله دارند اما فکر نمی کنم اینقدر به قول دوستان اصلاح طلب از خود گذشته باشند که قید تایید صلاحیت شدن در دوره بعد رو بزنند و وارد اعتراضات ادامه دار دوستان بیرون از پارلمانشان شوند.
خبر مربوط به تحریم جلسه رای اعتماد به وزرای کابینه دهم هم که به نقل از سخنگوی فراکسیون اقلیت منتشر شد ،‌درسته که می‌تونه مرهمی بر زخمهای اصلاح طلبان تندروی خارج از پارلمان باشد ،‌اما مطمئنم که هیچ وقت نمایندگانی که پس از صحبت های رهبری در مورد پایان دادن به غائله‌های خیابانی ، تند و تند مصاحبه کردند و خواستار آرامش مردم و فضای سیاسی کشور شدند ،‌این بار بخواهند کاری بر خلاف مصالح خودشان و تایید صلاحیت شان انجام دهند و این موج هم که انتظار تندروها از نمایندگان برای مشروع ندانستن دولت دهم است ،‌پشت دربهای پارلمان باقی خواهد ماند.

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در دوشنبه 22 تیر1388 و ساعت 11:51 |موضوع سياسي |

مجلس تا به حال در برخورد با برنامه های اقتصادی دولت راههای متفاوتی رو در پیش گرفته و در حالیکه مجلس هشتم نسبت به دوره هفتم ،‌اقتصادددانان برجسته کمتری رو داره ،‌باز با این حال در مسایل اقتصادی سعی می کنه حرف آخر رو خودش بزنه . به همین دلیل هم می بینید در برنامه هایی مثل طرح تحول اقتصادی و بودجه سال 88 و یا قیمت بنزین و اجرای اصل 44 سریع وارد عمل میشه و در اکثر مواقع هم مواضعی بر خلاف مواضع دولت اتخاذ می کنه .
البته داشتن نگاههای کارشناسی مختلف در دولت و مجلس طبیعی است اما نگاهی به روند انجام تعامل با دولت رد مجلس هفتم و مقایسه اش با دوره فعلی نشون میده که این مجلس انچنان که باید طرفدار تعامل مبتنی بر نظرات کارشناسی نیست و گاهی اوقات این نظرات سیاسی است که برنظرات اقتصادی چیره میشه .
به همین دلیل هم بود که وقتی احمد توکلی و الیاس نادران به مخالفت با تصمیم باهنر و رضا عبدالهی در بازگرداندن بودجه کاهش یافته مرکز تحقیقات مجمع تشخیص مصلحت نظام پرداختند ،‌ توکلی که تا دیروز مواضع ضد دولتی اش در مسایل اقتصادی زبانزد بود ، وادار شد از اراده های سیاسی برای انجام شدن این کار صحبت کنه و به نمایندگان بگه که اگه قراره از اختیارات خودشان برای بازگشت بودجه استفاده کنند ،‌مسلما اختیارات مجلس برای مقابله با دولت بیشتر از دولت است و باید این مشکلات را با استفاده از "اختیارات سیاسی‌شان" برطرف کنند نه اختیارات قانونی . 
در هر صورت دعواهای سیاسی بین دولت و مجلس در مجلس هشتم به خاطر جدیت دولت در انجام اصلاحات اقتصادی به طرف دعواهای اقتصادی کشیده شده و باید دید با پیش رفتن این فضا و این روند به وجود آمده ،‌چه بلایی سر هدفمند کردن یارانه ها ، تحول اقتصادی و بودجه سال 88 و مهم تر از همه برنامه پنجم توسعه میاد . امیدوارم کاری که مجلس هفتم در برابر برنامه چهارم توسعه کرد ، این بار مجلس هشتم برای برنامه پنجم تکرار نکنه.

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در شنبه 13 تیر1388 و ساعت 19:52 |موضوع اقتصادي |

- هنوز نرسیده بودم به لابی پارلمان که دوست قدیمی و پیشکسوتم وقتی تو حلقه خبرنگارها داشتم باهاشون سلام و علیک می‌کردم،‌ اومد جلو و گفت : من نمی دونم این نوشته ها را چطوری می‌نویسی و آیا اعتقادی هم به حرف هایی که می‌زنی داری یا نه. انقدر توپش پر بود که حرفی نزدم و فقط نگاهش کردم . 
هی اینطرف و اونطرف رو نگاه می کرد که نخواد تو چشمهام نگاه کنه . ولی از همین فاصله هم پیداست که نفرت از اون چشمها  بیرون میریزه .انگار خود احمدی نژاد رو جلوی روش دیده . جوری ازم دور ایستاد که کسی نتونه بگه واقعا داره با من حرف می زنه ! گفت : این خون و خونریزی ها رو که می‌بینی چه احساسی بهت دست میده ؟ یک خورده غیرت هم خوب چیزیه .
اصلا نمی ایسته که جوابش رو بدم . راهش رو میکشه و میره . من میمونم و آرشیو خاطرات  همکاریهای حداقل 6 ساله گذشته ! ...
- روز شنبه از خونه زنگ زدند که اینجا فقط صدای شلیک گلوله میاد و بوی آتیش ،‌تو روزنامه نمون ،‌زود بیا خونه.مامان همچین از پشت تلفن گریه می کرد که دلم سوخت . کار رو بیخیال شدم و راه افتادم سمت خونه . تو راه مشغول چک کردن آنتن موبایل به همراه رانندگی با سرعت 120 تا تو بزرگراه یادگار (که من بهش میگم سرسره !) بودم که خط سیاهی از دود رو تو آسمون دیدم . مثل این بود که کل خیابون آزادی رو به آتیش کشیده باشند . انقدر حواسم به دود بود که نفهمیدم ماشین های روبه‌رویی ایستادند و فلاشرها هم روشنه ... با همون سرعت از روی یه گُله زباله آتیش زده شده ،‌رد شدم و با صدای وحشتناک ترمز ماشین، درست ‌نرسیده به سپر عقب ماشین جلویی ایستادم . اینقدر هول کرده بودم که سریع از ماشین رفتم بیرون . با اون اتیشی که از روش رد شده بودم ،‌فکر می کردم حتما ماشین میترکه !‌
یگان ویژه تموم خیابون رو قبضه کرده بود. یکیشون اومد طرفم و با تعجب و عصبانیت نگام کرد. یکی از بچه‌هایی که تو تجمعات بود ،‌می گفت یگان ویژه ها عربند ،‌ایرانی نیستند . منتظر بودم که به عربی بهم فحش بده و پرتم کنه تو ماشین ! ‌اومد جلو و گفت : خوبی ؟ فقط سرم رو تکون دادم . نگاه ماشین کردم که هنوز یه تیکه زباله داشت زیر گلگیرش می سوخت ... رفت با همون باتومش ،‌آشغال رو کنار زد. دستم رو گذاشته بودم رو قلبم و فقط سعی می کردم نفس بکشم ! دود تموم خیابون رو گرفته بود . خبری از مردم نبود ولی سه متر به سه متر سطل آشغال بود که اتیش زده بودند . رفتم سمت ماشین و نشستم رو صندلی ،‌کولر رو روشن کردم و با وجود اینکه خراب بود ،‌با چسبوندن صورتم به پره های کولر ،سعی کردم با همون هوای گرم نفس بکشم . اومد طرفم و گفت : تا پایین دیگه خبری نیست . زود برو ... تا رسیدم خونه طی کردن چهار تا خیابون ،‌دو ساعت و نیم طول کشیده بود . ماشین هایی که از سمت نواب به طرف انتهای خیابون امام خمینی می اومدند ،‌می گفتند که تمام نواب رو به آتیش کشیدند . مسجد لولاگر رو هم آتیش زدند. تا پیچیدم رو پل خونه ،‌در باز شد . بیچاره مامان بود که پشت در انتظار می کشید !
- هر چه کردم نتونستم فیلم کشته شدن ندا رو نبینم . صد نفر اومدند تو وبلاگ پیغام گذاشتند که چشمهاتو بستی ،‌هیچی رو نمی بینی . می خوام چشمهام رو باز کنم . فیلم رو می بینم و میرم خونه . تلویزیون داره صحنه کتک خوردن یه بسیجی و فداکاری زن تهرانی رو نشون میده ، هم به خاطر ندا و هم به خاطر بسیجی و اون زن گریه کردم . تا ساعت دو بیدار بودم و سعی می کردم چیزی بنویسم ولی نتونستم. خوابیدم ...‌ میون جمعیت بودم . مرد سیاهپوشی به طرفم اومد و من در حالیکه داشتم مردم رو به عقب هل می دادم که نزدیک اتیش نشوند ،‌با مرد سیاهپوش رو به رو شدم. با قنداق تفنگ زد تو سینه‌‌ام. مامان با صدای بال بال زدنم اومد تو اتاق . هنوز خواب بودم و تو خواب نمی تونستم نفس بکشم . دو تا سیلی خوابوند تو گوشم تا بیدار شدم. قلبم از جا در اومده بود . انقدر واقعی بود که هنوز قلبم درد می‌کرد. شوکه شده بودم انقدر گریه کردم و نالیدم که رسوندنم بیمارستان . دکتر می گفت شوک عصبی است مثل حمله قلبی ....
با وجود اینکه دکتر گفته بود نرم سر کار دوباره اومدم . دوباره همون اخبار ،‌همون درگیریها . نمی تونم حق رو به هیچ طرفی بدم . چشمهام حالا بازه بازه . دارم می بینم که همه ما گناهکاریم ...

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در چهارشنبه 3 تیر1388 و ساعت 20:28 |موضوع سياسي |


Powered By
BLOGFA.COM