تبليغاتX
وکیل الرعایا

تو راهپیمایی‌های مخالفان نتیجه انتخابات، یک شعار بیش از همه نظرم رو به خودش جلب کرده . مردمی که رای‌شون رو به اصلاح‌طلبان و به میرحسین موسوی دادند،‌معتقدند چون اسم نامزد مورد نظرشون از صندوق‌ها در نیومده ،‌باید رای‌هاشون رو پس بگیرند .
تو این مدت اتفاقات زیادی افتاده؛ راهپیمایی‌ها ،‌کشته شده‌ها ،آبرو ریزیهایی که در فضای بین‌الملل برای ایران اتفاق افتاد. کانالهای ماهواره ای هر روز و هر ساعت و تا جایی که ظرفیت داشته باشند ،‌دارند از آشوب های خیابانی تهران می گویند و از زیر سوال رفتن انتخابات ایران ،‌برای زیر سوال بردن کلیت نظام استفاده می کنند . در داخل هم که مردم عادی خسته شده اند از این همه درگیری و بزن بزن و می خواهند یک روز آرام را تجربه کنند. بنده خدایی می گفت دلم می خواد یه روز برم میدون ولی‌عصر ،‌خرید کنم ،‌از دم روزنامه فروشی‌ها رد بشم و با جرات به تیترهای روزنامه ها نگاه کنم و نترسم که وای قراره فردا چه اتفاقی بیافته ،‌برم تو بلوار کشاورز بنشینم و مردمی رو ببینم که تو صف خرید ساندویچ ایستدند و صف های تاکسی و ترافیک خیابون و چهره های شاد ...
می خوام بگم آقای موسوی !‌خوب رای‌هاتو پس گرفتی ! ریس جمهوری که می تونست با پشتوانه 24 میلیونی رای مردم وارد عرصه های بین‌المللی بشه و از حق مردمش دفاع کنه ،‌حالا باید به سفرای کشورهای اروپایی اخطار بده که در امور داخلی کشورش دخالت نکنند ،‌مردمی که می تونستند بعد از سالها پیروزی و مشارکت رو جشن بگیرند، ‌الان تو تمام نقاط این شهر دارند با همدیگه دعوا می کنند ،‌ مردمی که می تونستند به آینده کشورشون امیدوار باشند ، دارند تو خیابونها آستانه تحمل همدیگه رو امتحان می کنند و با نگرانی به فردایی نگاه می کنند که بعد از هر انتخابات قراره عده ای بیرون بریزند و مردم رو بکشند و کتک بزنند و بانکها را خالی کنند و موتور و ماشین بسوزانند که ما "باید "پیروز می‌شدیم !
آقای موسوی !‌خوب رای‌هاتو پس گرفتی . می گفتند که مبارزه با مافیای قدرت و ثروت سخته و حامیان شما می گفتند که آتشفشان برپا خواهند کرد اما مردم فکر می کردند که قرار است فقط احمدی‌نژاد تاوان اعتقاداتش را برای حمایت از این مردم پس بدهد و نمی دانستیم که این مافیا زندگی تک تک مردم را نشانه رفته است .
آقای موسوی !‌خوب رای هاتو پس گرفتی ....

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در چهارشنبه 27 خرداد1388 و ساعت 20:19 |موضوع سياسي |

روح اصلاحات در حال خیابانگردی !‌تماس گرفته بودم با یکی از دوستانی که همیشه تو انتخاباتهای مختلف به هر نحو ممکن، جزو ناظرین بر صندوقها است. به دلیل اینکه خیلی از مسایل رو از انتخاباتهای قبلی دیده بود،اصرار می کردم که تو انتخابات تقلب شده،اول با آرامش، بعدهم با عصبانیت انگار که می‌خوام ازش بازجویی کنم،بهش می‌گفتم می‌خوام بدونم رای احمدی‌نژاد واقعا چقدر بوده. اولش با آرامش گفت نگاه به تهران و اونهم تازه بعضی از محله ها نکن ، تو تهران هم دکتر زیاد رای آورده . بعد کم کم که عصبانی شد گفت : آخه لامصب ! 100 هزار تا ، 200 هزار تا نه ! اصلا 1 میلیون و دومیلیون رای تقلب شده باشه ، این بابا ۱۱میلیون رای بیشتر از میرحسین آورده . آخه چطوری ؟ اینهم تقلب شده ؟ نگاه نکن دوتا آدم طرفدار موسوی که از سه ماه قبل رییس جمهور رو تخریب می کردند ( نه بگذار بهتر بگم با خاک یکسانش کردند)، حالا ادعا می کنند تقلب شده . اینها می دونستند شکست می خورند . به خاطر همین دو ساعت بعد از تموم شدن رای گیری با وجود اینکه می دونستند رای نیاوردند، اعلام کردند پیروز انتخابات شدند . اینها همه اش نقشه برای به هم ریختن بازیه. تودیگه چرا قبول می کنی ؟

خندیدم.از خنده من عصبانی‌تر شد .گفتم خنده‌م به خاطر باور نکردن حرفات نبود می خواستم بدونم واقعا خبری بوده یا نه. من هم می دونم چه خبره .

یه خرده آروم تر شد و گفت : تو سفر استانی رفتی؟ گفتم : نه پیگری مصوبات رو رفتم . گفت : دیدی که چه کارهایی انجام شده ؟ گفتم : بعضی جاها با دهن باز نگاه می کردم که با این سرعت چطوری ممکنه این کارها انجام شده باشه .

گفت: خوب پس حرف حسابت چیه ؟ من دیروز که این همه سر و صدا و آشوب شد ، واقعا دلم برای این مردم می سوخت که چطوری بازیچه یک مشت سیاستمداری شدند که اونها رو فقط برای رسیدن به منافعشون می خواهند. اگه این آدمهایی که امروز این همه پشت هم بیانیه می دهند ، به فکر مردم بودند ، همین کارهای کوچیک و بزرگ را در روستاها و شهر های دیگه انجام می دادند که حداقل رای بیشتری بیارند. رای احمدی‌نژاد از همین مردم بود چرا نمی خواهید باور کنید که حدود 15 میلیون نفر جمعیت روستایی رو فراموش کرده بودید؟ همیشه که تهرانی‌ها و ساکنین شهرهای بزرگ نباید سرنوشت تمام ایرانیان روتعیین کنند ، بگذارید یکبار هم که شده روستاییان و اقشار محروم و مستضعف و به قول امام (ره) همین پابرهنه ها و زاغه نشینها سرنوشت کشور رو تعیین کنند . مگه همین آدمها نبودند که برای انقلاب خون دادند ؟ حالا شماها هی بگید اصلاحات نیاز به خون داره !

بعد از این مکالمه دارم به این فکر میکنم که چرا گفتند اصلاحات نیاز به خون داره ؟

 دیروز توخیابون ولی عصر بودم دیدم که اتوبوس آتیش زدند ، دیدم که یگان ویژه چطوری بعضی ها رو میزد و مردمی که به تماشا ایستاده بودند، هوشون می کردند . اس ام اس ها قطعه ، دوباره فیس بوک فیلتر شد ، بلاگفا هم دیشب قطع بود . موبایلها هم از دیروز بعداز ظهر قطع بود من از این کارها می ترسم . طعم پیروزی رییس جمهور مردمی بهمون تلخ شد . ولی هر چی فکر می کنم نمی دونم باید سر چه کسی فریاد بکشم ؟ من هم تمام این ها را قبول دارم مردم از اینکه رای شهر‌نشینها و به خصوص بالاشهر‌نشین‌ها زیاد نبوده ناراحتند اما وقتی همین نامزد انتخاباتی میاد میگه بریزید تو خیابونها و اعتراض کنید ، میدونه چه بلایی داره سر مردم میاره ؟ اگه راست میگه ، اگه از نابود شدن رای حامیانش ناراحته، چرا خودش نمیاد تو خیابون ؟ چرا دستور آشوب خیابونی می دهند و تو جلسات سران آشوب‌گری شرکت می کنند و بعد به این فکر نمی‌کنند که سر مردم چی میاد ؟ اینها بودند که ادعای دموکراسی خواهیشون گوش جهان رو کر کرده بود ؟

دیشب حس می‌کردم در زندان بزرگی به نام تهران اسیر شدم. نمی دونستم اینقدر به وسایل ارتباطی عادت کردم . موبایل دستم بود و به هیچ جا نمی‌رسید ،اینترنت سرعت پایینی داشت و عملا قطع بود . سایتها که به زور باز می شد ، چیزی نداشت و از همه مهمتر فیس بوک نازنین فیلتر شده بود. زندان عجیبی بود دیشب این شهر .

ولی باید سر دولتی داد بکشم که می خواست به تمام ایرانیان خدمت کنه و این کار رو هم کرد و متهم به دروغگویی و به اضمحلال کشیدن کشور شد و حالا هم متهم به ضرب و شتم مردم بیگناه ؟

چرا نباید با ریشه ها برخورد بشه ؟ آقای اصلاحات دلم میخواد هر چه فریاد دارم بر سر تو بکشم که خوب ماهیت و ذات دیکتاتور خودت رو نشون دادی. می خوام سر سناریو نویسان آشوب داد بکشم که برای چند روز منو از اولیه ترین حقوقم به عنوان یک روزنامه نگار و به عنوان یکی از شهروندان این شهر محروم کردند .می خوام سر کسانی فریاد بکشم که مردمی‌ترین و خدمت گذارترین رییس جمهور کشورم رو مسخره کردند ، بهش تهمت زدند و دروغگو خطابش کردند. می خوام سر کسانی فریاد بکشم که به خاطر منافع مادی خودشون مردم رو به جون هم انداختند و رنگ سبز رو کردند نماد زیاده خواهی و آشوب طلبی و خروج از حاکمیت . دموکراسی که شما ازش دم می زنید به درد خودتون می خوره نه این مردم. من موندم این مردم چطوری هشت سال اصلاحات رو از یاد بردند که حالا دارند برای جنازه‌اش گریه می‌کنند ؟ 

پ.ن: یکی از دوستانم می‌گفت این بود دولتی که می‌خواستی ؟ تمام راههای ارتباطی رو قطع کرده .منهم جواب دادم ک این بود دولتی که می خواستی ؟ دولتی که با آشوب خیابونی و عربده کشی سر کار بیاد ؟ این بود اون قانونگرایی که ازش دم می‌زدید ؟ حتما توقع دارید دولت هم بنشینه و بعد اعلام کنه آره این مردم ریختند تو خیابون و من هم کشیدم کنار!‌ اون فیس بوک و اینترنت و موبایل هم که همهش باهاش خبر جعلی رد و بدل می کردید و بحران سازی می کردید نوش جونتون !‌ ترا به خدا حداقل یه دلیل محکم برای تقلب تو انتخابات بیارید که دل من هم راضی بشه تو همین وبلاگ بیام بگم غلط کردم !

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در یکشنبه 24 خرداد1388 و ساعت 19:3 |موضوع سياسي |

هشت سال پیش مقام معظم رهبری در فرمانی هشت ماده‌ای سران قوا را موظف به مبارزه با مفاسد اقنصادی در تمام رده های شغلی و مدیریتی کشور کردند. این روزها که بحث از مبارزه با مفاسد اقتصادی زیاد شده، مروری بر این فرمان و همچنین رابطه این فرمان با اقداماتی که ریس جمهور انجام داد، تا حد زیادی می‌تونه روشنگر وضعیت موجود و آینده‌ای که با این فرمان برای کشور رقم زده خواهد شد، باشه .
مفاد این فرمان رو می تونید به طور کامل از این جا بخونید اما یکی از مفاد این فرمان که برای ایرانیان در شرایط و فضای سیاسی کشور خیلی اهمیت داشت، ماده 8 بود که در آن تاکید شده بود "با این امر مهم و حیاتى نباید بگونه شعارى و تبلیغاتى و تظاهرگونه رفتار شود. بجاى تبلیغات باید آثار و برکات عمل، مشهود گردد. به دست اندرکاران این ‏مهم تاکید کنید که بجاى پرداختن به ریشه‏ها و ام ‏الفسادها به سراغ ضعفا و خطاهاى کوچک نروند و نقاط اصلى را رها نکنند. "
خوب این فرمان درست از همانجایی ضربه خورده بود که رهبری پیش بینی کرده بودند: دچار روزمرگی شدن و برخورد تبلیغاتی و شعاری با این امر مهم و سرنوشت ساز .
تشكيل جلسات سران قوا در پي صدور فرمان 8 ماده‌اي مبارزه با فساد در سال 1380 آغاز شد و ابتدا قرار بود هر دو هفته يكبار تشكيل شود اما به تدريج ماهانه و دو ماه يكبار شد و بعدها براي ماه ها به فراموشي سپرده شد. بدین ترتیب با گذشت هشت سال از ابلاغ فرمان 8 ماده‌ای مبارزه با مفاسد اقتصادي از سوي رهبري، ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادي هيچ گزارش مستند و كاملي ارائه نداد و طبق نظر مسئولان زيربط، بين دستگاههاي مسئول، قوه قضائيه ضعیف ترین عملکرد را در این خصوص داشت .
نکته جالب در این میان هم اظهارات الهام، سخنگوی قوه قضاییه در زمان قبل از ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد بود که در جواب خبرنگارانی که از او درباره کم کاری قوه قضاییه پرسیده بودند ، اعلام کرد : در مبارزه با مفاسد اقتصادي، محور اول به عهده دولت است و قوه قضاييه در انتهاي اين خط مبارزه قرار دارد.
همین طور هم شد . رهبری به منویات خودشان که در این فرمان بود، نرسیدند. رییس جمهور در سال 84 یعنی چهار سال پس از تشکیل کمیته مبارزه با مفاسد اقتصادی و در شرایطی که مجلس هفتم قصد داشت برای کم کاری سران قوا، تحقیق و تفحصی را برای بررسی علت این کم کاری انجام دهد (و این طرح هم به دلیل اعمال نفوذ برخی از مسئولین ، ناکام ماند)، رییس دولت نهم شد و در زمانی که برای دفاع از 3 وزير پيشنهادي‌اش به مجلس رفته بود طي سخناني با انتقاد از فضاسازي كساني كه دستشان از بيت‌المال قطع شده، گفت: فهرست بلندي از نام كساني كه به بيت‌المال دست‌درازي كرده‌اند در جيب كت‌ام موجود است و مي‌خواستم به اين فهرست اشاره كنم اما برخي دوستان شفيق گفتند از اين كار بگذر و كارخود را انجام بده ما نيز توصيه دوستان شفيق را پذيرفتيم.
با این حال فعالیت های دولت به نطق های اینچنینی ختم نشد و در طی چهار سال با اینکه اقدامات به رسانه‌ها کشیده نشد (به علت اینکه دست عده ای از نیروهای قدیمی انقلاب در بیت المال بود و نباید انقلاب و نظام دچار چالش می شد) ولی رییس جمهور که طی این چهار سال اقدامات شجاعانه بسیاری را برای قطع دست متجاوزان به بیت المال انجام داده بود ، برای دور دوم ریاست جمهوری دچار چالش های بسیاری با این افراد شد . علتش هم درست در ماده اول فرمان رهبر انقلاب آمده بود و در واقع تمام این مسایل پییش بینی شده بود: "با آغاز مبارزه جدى با فساد اقتصادى و مالى، یقینا زمزمه ‌ها و بتدریج فریادها و نعره‌‏هاى مخالفت با آن بلند خواهد شد. این مخالفت‌ها عمدتا از سوى کسانى خواهد بود که از این اقدام بزرگ متضرر می شوند و طبیعى است بددلانى که با سعادت ملت و کشور مخالفند یا ساده ‌دلانى که از القائات آنان تاثیر پذیرفته ‏اند با آنان همصدا شوند. این مخالفتها نباید در عزم راسخ شما تردید بیفکند. "
خوب! حوادث و تخریب ها و جو سازیهای اخیر را کنار هم بگذارید، مطمئن باشید از این پازل که هم اکنون به خاطر جو انتخابات خیلی به هم ریخته است، چیزی جز همین ماده اول درنمی آید.
رهبر انقلاب خود پرچمدار مبارزه با فساد اقتصادی است اما به نظر شما چرا سران نظام در آن زمان و حتی تاکنون هیچ کدام با وجود اینکه "وظیفه داشتند" به این کار مهم برسند، جلساتشان را به تعطیلی کشاندند؟ چرا هم اکنون این ذهنیت در جامعه وجود دارد که رهبری دیگر به غیر از رییس جمهور فعلی ، کسی را سراغ ندارد که بتواند یک تنه در برابر نعره های مخالفان این اقدام بایستد؟
دروغگو خواندن رییس جمهور، ضد نظام خواندن احمدی نژاد و متهم کردن او به از بین بردن پایه‌های نظام از همین جا نشات می گیرد و درست از همین نقطه است که موج عدالت‌طلبی از طبقات پایین درآمدی جامعه  آغاز می شود و می تواند به سونامی عظیم احمدی نژاد در کشور ختم شود. البته اگر بگذارند !
بعد از آن غربت تلخي كه تحمل كرديم‌
جاده گمشده پيداست اگر بگذارند ...

پ.ن: این عکس ها رو از تجمعات حامیان احمدی نژاد گرفتم . البته تعدادشون بیشتره ولی باسرعت دیال آپ نتونستم بیشتر از این تو یه آلبوم عکس بگذارم. ایشالله به مرور تکمیلش می کنم . 

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در جمعه 22 خرداد1388 و ساعت 3:8 |موضوع سياسي |

همه انتظار داشتند مناظره احمدی نژاد با دومین نامزد انتخاباتی اصلاح طلبان ،‌به یک درگیری تمام عیار دیگه تبدیل بشه و به قولی هر چه که میرحسین موسوی نتوانسته بود در تلویزیون مطرح کند را ،‌مهدی کروبی با لحنی تند نثار رییس جمهور کنه . اما اولین سوال تند کروبی با پاسخ  آرام و هوشمندانه رییس جمهور همراه شد و به نظرم احمدی نژاد در طول مناظره با بیان آمارهای مختلف و برنامه هایی که برای آینده کشور داره ،‌اصلا کروبی را به حساب نیاورد . درواقع احمدی نژاد در دام کروبی و همراهانش نیفتاد و با وجود اینکه می دانست کروبی جز حمله کار دیگری ندارد ، باز هم در دقایق بعدی به سوالات کروبی پاسخ گفت و سوالات تند خودش رو در دقایق پایانی پرسید که کروبی اگر جوابی هم داره ،‌نتونه اونها رو بیان کنه و این یعنی دقیقا همون کاری که میرحسین با احمدی‌نژاد کرد.
اما چند نکته بسیار جالب در این مناظره بود:
1- با وجود اینکه کروبی با صحبت از پرونده زهرا رهنورد خواست از رقیب اصلاح طلبش هم در برابر احمدی نژاد دفاعی کرده باشه ، اما در واقع با گفتن همراه با بغض این حرف که "هاشمی رفسنجانی از میرحسین موسوی حمایت کرد و از او پشتیبانی کرد ولی از من نه" ،‌کمک کرد ادعای احمدی نژاد که بارها در مناظره با میرحسین ،‌میرحسین موسوی اون رو رد می کرد ، ‌توسط کروبی تایید بشه . میرحسین موسوی خیلی خواست خودش رو از رفسنجانی جدا کنه ولی در نهایت این بغض فروخفته کروبی بود که کار دست میرحسین داد و صحت گفته های احمدی نژاد رو تایید کرد .
 اصلاح طلبان در چند روز اخیر می خواستند نشان دهند احمدی نژاد با قرار دادن خودش در مقابل هاشمی و بیان این حرف که من هم اکنون با میرحسین موسوی رقابت نمی کنم بلکه هاشمی رفسنجانی در مقابل من است ،‌می خواهد فضای به وجود آمده در تیرماه 84 را دوباره زنده کند اما اگر این فرضیه درست بود ،‌چرا فائزه هاشمی به کمپین حمایت از میرحسین موسوی پیوست و هدیه (مانتوهای سبزرنگ رو) به ستاد میرحسین داد و چرا خبرهای مربوط به کمک مالی دو میلیارد تومانی جاسبی به ستاد موسوی در سایت هواداران موسوی درج شد ؟ بهتره حقایق رو کتمان نکنیم ؛‌ بیخود نیست که احمدی نژاد در مناظره اش با میرحسین موسوی گفت : من واقعا دلم برای شما می‌سوزه !‌
2- کروبی فکر می کرد قراره بیاد راجع به مسایلی مثل هاله نور با احمدی نژاد کل کل کنه ،‌نمی دونست قراره بیاد با آمارها رو به رو بشه . نگاه متعجب و میز به هم ریخته اش هم نشان از همین مسئله داشت . به خاطر همین هیچ کدام از آمارهایی رو که احمدی نژاد مطرح می کرد ، اصلا سر در نمی آورد چه هستند و همین جا بود که قافیه رو باخت . جایی که گفت من کارشناس نیستم و باید کارشناسانم نظر بدهند !‌
3- نمی توان عقده های تاریخی انحراف از مبانی انقلاب و آزادی را به پای احمدی نژاد نوشت . اصلاح طلب ها فکر می کنند باید رییس جمهور بشوند تا بر علیه تمام نهادهای مختلف کشور حرف بزنند !‌(توجه کنید! فقط حرف بزنند) ولی سابقه 8 سال اداره کشور در زمان اصلاحات نشان داده که هیچ یک از مسایل اساسی که مورد توجه اصلاح طلبان است ، در دست رییس جمهور نیست . نه گشت ارشاد به رییس جمهور ربطی داره ، نه زندانیان سیاسی که به دستور قوه قضاییه دستگیر می شوند ، نه ماجرای رد صلاحیت نامزدهای انتخابات مجلس . چرا باید رییس جمهور در مورد مسئله ای جوابگو باشه که هیچ ربطی به وظایفش نداره ؟ به نظرم واقعا توصیه به قوه قضاییه برای رسیدگی عادلانه به پرونده رکسانا صابری وظیفه رییس جمهور نبود ولی مطمئنم مسلما اگه محمد خاتمی رییس جمهور بود ،‌هیچ وقت برای آزادی رکسانا نامه نمی نوشت و مسلما جوابش هم رسیدگی به پرونده رکسانا و آزادیش نمی شد . به خاطر همین هم پاسخ احمدی نژاد در برابر انتقادات کروبی به رد صلاحیت ها این بود که شما خودت برآمده از همین سیستمی، چطور به سیستمی که خودت رو رییس مجلس کرد ،‌انتقاد می کنی؟
4- کروبی تنها به غلط بودن آمارها اشاره می کرد ولی نکته مورد نظر احمدی نژاد خیلی نکته مهمی بود . اگر آمار ارائه شده توسط دولت نهم غلطه و دروغه ،‌پس آماری که دولت های قبلی هم در مورد وضعیت اقتصادی ارائه می کردند ،‌غلط بوده . این حرف درسته . به خاطر همین هم هست که همه کارشناسان اقتصادی خواستار استقلال بانک مرکزی و جدا شدن مرکز آمار ایران از دولت هستند . پس اگر آمارها اشتباهه ،‌برای تمام دولت ها اشتباه بوده و دروغی در کار نیست . چرا سعی دارید دولت را دروغگو نشان دهید ؟ همون ننه و ننه جون همه ملت هم می دونند که تورم تو چند سال اخیر چه بر سر ملت آورده و می دونند که تورم در زمان هاشمی و به خصوص در سال 73 موجب اغتشاش ها و آشوب های خیابانی شد .
5- من از مجلس ششم با طرز بیان کروبی آشنا بودم . هر کسی کروبی رو بشناسه ،‌می دونه فقط باید کمی عصبانیش بکنی،‌تا توپ رو تو دروازه خودی بزنه . کروبی وقتی عصبانی شد ،‌قبول کرد از شهرام جزایری پول گرفته ،‌باز هم فرصت پیش بیاد می گیره و در اوایل انقلاب هم از امام اجازه های مخصوص داشته ( کروبی اصلا توجهی به این مسئله نداشت که اصلا همین اجازه های مخصوص مورد قبول مردم نیست .)
6- آخرین نکته ! صحبت های بی پروای کروبی به نظرم رای خیلی از اصلاح طلبان را از سمت میرحسین موسوی به سمت کروبی هدایت کرد .‌
پ.ن: مناظر و حرف های بسیار جالبی تو تجمع های این چند وقته دیدم و شنیدم که می نویسمش . فعلا خیلی شد باشه تا بعد . این عکس رو هم از دست ندید . احمدی‌نژاد خیلی از معادلات رو به هم زد ،‌این هم یکی دیگه‌ش !

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در یکشنبه 17 خرداد1388 و ساعت 20:40 |موضوع سياسي |

انتخابات دهم پیچیده‌ترین و غیر قابل پیش‌بینی‌ترین انتخاباتی است که نظام جمهوری اسلامی تا به امروز داشته و تنها یک دلیل هم برای این مسئله وجود داره : خطرهای خارجی تا حد زیادی کاهش یافته و حالا نوبت تصفیه حساب‌های داخلی است . ایران بعد از پیروزی انقلاب همیشه با تهدیدات جدی خارجی دست و پنجه نرم می‌کرده. چه زمان جنگ، چه زمانی که به خاطر مسایل بین‌المللی و جوسازی‌های خارجی در مورد دست داشتن ایران در انواع و اقسام عملیات تروریستی، همیشه مورد سوء‌ظن بوده و مورد تهدید و چه زمانیکه به خاطر مسایل عراق و افغانستان و محور شرارت خوانده شدن توسط امریکا تهدید جدی ای را احساس می‌کرد و پرونده هسته‌ای هم که تا به امروز باعث می‌شده ایران همیشه مورد تهدید واقع بشه. ولی با وجود اینکه برخی در داخل کشور سعی دارند نشان دهند وضعیت بین‌المللی ایران و سیاست خارجی ما باعث ایجاد بحران‌های زیادی شده، باید گفت کشورمان کمتر از هر زمان دیگری با تهدید رو به روست. اما چرا برخی در داخل سعی می‌کنند وضعیت را بحرانی جلوه دهند؟ اگر تا به حال به خاطر داشتن دشمن‌های زیاد در خارج کشور، نمی‌شد به وضعیت داخلی با دید واقع بینانه‌ای نگاه کرد، ثبات وضعیت خارجی این بار باعث شده که تصفیه حساب‌های داخلی شروع بشه. بالاخره باید مشخص شود که چه کسانی در طول 24 سال گذشته با توسل به اینکه نباید به دست دشمن بهانه داد، هر کاری که خواستند انجام دادند و صدای منتقدان داخلی را هم بردیدند. چه کسانی به بیت‌المال تکیه زدند و دربرابر افشاگری‌های برخی افراد شجاع داخلی، خم به ابرو نیاوردند.
درسته که این پروسه با وجود دشمنان خارجی خیلی دیر شروع شده (بعداز گذشت سی سال از انقلاب) اما آغاز این پروسه که در واقع خواست ملی ایرانیان در چند دهه گذشته بوده ، این بار قرار است در انتخابات دهم چنان بحرانی را برای کشور رقم بزند که به جنگ سرد گروه‌های سیاسی داخلی ختم بشه و احمدی‌نژاد با وجود اینکه در طول چهار سال گذشته سعی کرد با رفتار نهانی و سیاسی با این گروه، سعی کنه بدون به وجود آوردن بحران اعتماد به کلیت نظام در مردم، این کار را انجام دهد، اما گره افکنی‌ها و سنگ اندازی‌ها در نهایت او را مجبور ساخت که ادامه این جنگ را به صحنه‌ای بکشاند که مردم ناظران اصلی آن هستند.
از اولین سخنرانی‌ها که رییس جمهور به لیست افراد سوء استفاده کننده از بیت‌المال اشاره کرد ، تا امروز که نام آقازاده ها از شبکه سراسری صدا و سیمای کشور برده می‌شود، راه زیادی طی شده. راهی که هر گاه به ضرر منافع اقتصادی این افراد ختم می‌شد، از آن طرف مردم نیز باید تاوان این کار را می‌پرداختند. اگر دست آقازاده‌ای از فلان نهاد دولتی و اموال مردم کوتاه می‌شد، بحران اقتصادی‌ای در راه بود، قیمت مسکن یکباره چند برابر می‌شد. اگر اقدام تازه ای انجام می‌شد، قیمت انواع کالاها افزایش می‌یافت و اگر قرار بود کار دیگری انجام شود ، اصلا چرا باید با مردم بازی کرد؟ باید ریشه را قطع کرد. این نتیجه گیری بود که در شش ماه گذشته استراتژی "دروغگو خواندن" رییس جمهور را در جبهه سیاسی منتسب به آقازاده‌ها تقویت کرد.
احمدی‌نژاد که در چهار سال گذشته به انواع و اقسام روشهای مختلف و با پرداخت هزینه‌های بسیار سعی داشت دست این افراد را از بیت المال قطع کند ، این بار در برابر تمام این بحران‌ها تصمیم به افشای حقایق در برابر مردم گرفت و جناح مقابل که می‌دانست سرانجام روزی این افشاگری‌ها انجام خواهد شد، از 6 ماه پیش پروژه دروغگو خواندن رییس جمهور را آغاز کرد.
ساده انگارانه است اگر بخواهیم بگوییم این پروژه هیچ دلیل خاصی نداشته. ساده انگارانه است اگر بگوییم تمام خبرسازی‌ها و در نهایت پیامک سازی‌ها که بیایید مناظره دهقان فداکار (میرحسین موسوی) با چوپان دروغگو (محمود احمدی نژاد) را ببینیم، با پشتوانه مافیای قدرت و ثروت فعلی همراه نبوده است. فقط کافیست سه سوال از خودمان بپرسیم:
1- احمدی نژاد چه می‌خواست بگوید که طی ماه‌های اخیر فضا سازی برای  "دروغگو" خطاب شدنش انجام می‌گرفت؟
2- احمدی نژاد قرار بود در برابر چه کسانی قرار بگیرد که "بحران‌ساز" نامیده شد ؟
3- اگر قرار است بحران‌های توهمی فعلی بر طرف شود، چه کسی باید بیاید و چرا دیگر اصلا مهم نیست که چه کسی بیاید و مهم این است که احمدی نژاد برود؟

پ.ن: من هم ترجیح می‌دادم بیست دقیقه آخر مناظره که رو کردن پرونده زهرا رهنورد توسط رییس جمهور بود ، پخش نمی‌شد و هیچ گاه اتفاق نمی‌افتاد چون همین بهانه، باعث مظلوم نمایی طرف مقابل شد و اصل پیام احمدی‌نژاد را در معرفی مفسدان اقتصادی دانه درشت سالهای قبل ، تحت الشعاع قرار داد.

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در جمعه 15 خرداد1388 و ساعت 10:31 |موضوع سياسي |

گفت: پیش‌بینیت از مناظره انتخاباتی میرحسین‌موسوی و احمدی‌نژاد چیه؟ گفتم می‌تونم اینجوری برات تصویرش کنم :
میرحسین تا می‌تونه اشتباهات اطرافیان احمدی‌نژاد رو جلوی روش میاره، بعد یه سری تهمت و تخریب‌گری دیگه رو هم چاشنی اش می‌کنه و احمدی‌نژاد با لب خندان و گاهی پوزخند، جواب همه رو میده‌. میر حسین که فقط یه نوشته همراهشه و نمی‌خواد جواب سوالات احمدی‌نژاد رو بده‌، باز هم حرف خودش رو میزنه و تخریب های این چند وقت اخیر رو که تو تموم روزنامه ها بود دوباره تو تلویزیون هم مطرح میکنه‌، بعد احمدی‌نژاد قاطی می‌کنه و تا می‌تونه مدرک رو می‌کنه از مفاسد اقتصادی و باندهای قدرت و ثروت چند دهه اخیر.
بلافاصله میرحسین عصبانی میشه و میگه آخه به من چه؟ احمدی‌نژاد هم عصبانی‌تر میشه و میگه پس لامصب! کی داره از تو حمایت می‌کنه و تموم شهر رو سبز کرده؟ کی تو برنامه تبلیغاتی ات داد زده به همه گفته بیایید شر این دولت نکبت رو از زندگی ایرانی ها کم کنیم ؟
این حرف رو که می‌زنه‌، میرحسین از خاتمی و هاشمی دفاع می‌کنه، دعوا بالا می‌گیره، احمدی‌نژاد اسلحه درمیاره به سمت میرحسین شلیک می‌کنه‌، بعد یه نگاهی به پور حسین که در تمام طول مدت برنامه ساکت بوده‌، میندازه و اسلحه رو می‌بره سمت سر خودش و رو به دوربین داد میزنه : خسته ام به خدا ! چقدر تخریب، چقدر سیاه نمایی؟ مگه من چکار کردم ؟ بعد تا میاد شلیک کنه‌، یاد یه چیزی می‌افته‌، دوباره بر می‌گرده به دوربین یا همون مردم نگاه می‌کنه و میگه : کی خسته است ؟ خودش هم جواب میده : دشمن ! نگاه غمگینانه ای به اسلحه می‌کنه و میگه : برای مناظره بعدی بر می‌گردم !
امشب یا بهتر بگم‌، دیشب پیش بینی‌ام درست درست‌، مو به مو دراومد‌. زنگ زده بود‌، صداش می‌لرزید‌، میگفت : تو رو خدا بهم بگو که تو هم این چیزهایی که من دیدم و شنیدم رو دیدی و شنیدی‌. خودم داشتم تو دو متر فضا‌، جلوی تلویزیون‌، ماراتن می‌رفتم‌، اونهم از نوع هیستریکش ! گفتم : نمی‌دونم چی بگم ! سکانس آخر رو باید عوض کنم .اسلحه رو می‌گیره سمت تماشاچی‌، سمت همه اونهایی که فکر می کردند مملکت تو ۲۴ سال اخیر گل و بلبل بوده ، بعد خالیش می‌کنه تو سرمون ! بنگ ! ببین ! یا من همین حالا مرده ام و خودم خبر ندارم ! یا فردا احمدی‌نژاد می‌میره‌. تیکه تیکه اش می‌کنند ! فقط از پشت تلفن گفت :چرا؟چرا خودش رو اینطور گوشت قربونی مردم می کنه؟ ناخودآگاه جواب دادم : چون قول داده بود !

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در پنجشنبه 14 خرداد1388 و ساعت 3:24 |موضوع سياسي |

در انتخابات سال 84 ،‌یکی از مهمترین دلایلی که به رای نیاوردن هاشمی رفسنجانی و رای آوردن احمدی‌نژاد منتهی شد ،‌این بود که هاشمی رفسنجانی سمبل تمام مدیرانی بود که در 26 سال گذشته مدام در دایره مدیران دولتهای متفاوت جا به جا می‌شدند و هر کدام با شعارهای تازه تنها راه را برای جابه جایی همفکرانشان در سطوح عالی نظام و حتی مدیریت میانی باز می‌کردند. مدیریت کشور در دور تسلسلی گرفتار آمده بود که مدیران کارگزار در آن جابه جا می‌شدند و در واقع رای مردم به احمدی‌نژاد رای به پایان دوره این مدیران بود.
رای به احمدی‌نژاد رای به پایان دوره حکومت مدیران کارگزارانی بر کشور بود . احمدی‌نژاد مفهوم رای مردم را درک کرد. احمدی‌نژاد در کار سیاسی سابقه نداشت ؟ به قول برخی از سیاسیون کوتوله سیاسی بود ؟ احمدی‌نژاد کوتوله نبود ولی اگر هم بود عیبی نداشت . این چه عیبی برای مردمی دارد که تنها می‌خواهند از دست مدیرانی خلاص شوند که 26 سال بر اموال آنان تکیه زده بودند ؟ این خواست مردم بود . مردم از امپراطوری و باندهای مافیایی مدیران قبلی ناراضی بودند اما این جمله ،‌جمله قابل درکی برای مدیران و دولتمردان نبود .
برای چه باید پای اشتباهات احمدی‌نژاد ایستاد ؟ خوب من از تمام عملکرد دولت دفاع نمی‌کنم . همونطور که چند سال گذشته تو همین وبلاگ انتقادات تندی رو مطرح کردم ولی پای اشتباهات احمدی‌نژاد می‌ایستم . حامیان احمدی‌نژاد پای اشتباهاتش می‌ایستند ،چون برای اینکه دولت از زیر بار مدیران قبلی بیرون بره ،‌باید مدیران جدید را پیدا می‌کرد و هر جا که خواست از کسی مشاوره بگیره ،‌ درگیر گزینه هایی چون کردان شد!
در جامعه سیاست زده و گروه بندی شده ایران ،‌چه مدیرانی حاضر بودند با دولت جدید کار کنند ؟ و چقدر باهاش همراهی می‌کردند ؟ درد حامیان احمدی‌نژاد اینه که غیر از اینکه باید انتظار اشتباهات را داشته باشند ،‌باید انتظار کارشکنی مدیران قبلی رو که امروز تبدیل به کارشناسان امور شدند را نیز داشته باشند.  طیفی که قبل از احمدی‌نژاد کشور را اداره می‌کرد باید می‌رفت و دست از سر قدرت و منفعت مالی ناشی از اون بر می‌داشت اما یک شبه این کار انجام نمیشه . به خاطر همینه که اتفاقاتی مثل افزایش قیمت مسکن و کارشکنی بانکها در برخورد با مسایل مافیای اقتصادی و کاهش نرخ سود بانکی و انحلال سازمان مدیریت وبرنامه ریزی با اعتراض‌های پیاپی کارشناسان اقتصادی امروز و مدیران دیروز مواجه می‌شود .هر روز سنگری از سنگرهای مدیران قبلی به دست دولت نهم می‌افتد چرا نبایدشلوغش کرد ،‌چرا نباید با هوچی‌گری از دست رفتن منافع مالی و قدرت رو نادیده گرفت ؟
اگر این مدیران به پیشرفت و آبادانی کشور فکر می‌کردند ،‌اگر می‌خواستند در اداره کشور کمک کنند و نگذارند احمدی‌نژاد با یاران کم سابقه اش در کار مدیریت وارد کارزار اداره دولت شود ،‌چرا کمک نکردند ؟ چرا جلسات احمدی‌نژاد با کارشناسان اقتصادی گروههای مختلف نتیجه ای در برنداشت ؟ چرا به سوالات رییس جمهور درباره چگونگی هزینه کردن درآمدهای نفتی پاسخی ندادند ؟ جز اینکه به دولت بدون احمدی‌نژاد فکر می‌کردند ؟ من فقط یک جواب برای این سوال دارم : احمدی‌نژاد از آنها نیست و پا به حیاط خلوت‌های گروههای سیاسی گذاشته و به قول خودش دست در لانه زنبور کرده پس باید نابود شود . باید با تخریب هر چه بیشتر از صحنه سیاست کشور محو شود به خاطر همین هم در انتخابات دهم بحث بر سر برنده نهایی نیست ،‌بحث بر سر نماندن احمدی‌نژاد است .
در انتخابات دهم این تنها مردم هستند که می‌توانند به همراه رییس جمهور با پایمردی و اسقامتشان کاری کنند تا بقایای مدیران فرصت طلب قبلی نیز از صحنه اداره کشور حذف شوند. باید با اشتباهات اطرافیان احمدی‌نژاد کنار آمد تا جریان قبل از سوم تیر به هر اسم و نام جدید یا حتی برنامه‌های بسیار زیبا و شعارهای زیبا تر دوباره روی کار نیایند و منافع اقتصادی خودش را با مدیران دست نشانده تامین نکنند .

پ.ن: این لینکها را حتما ببینید : 1 و 2

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در دوشنبه 11 خرداد1388 و ساعت 21:30 |موضوع سياسي |

یکی از ابهاماتی که در مورد میر حسین موسوی هنوز هم تو جامعه وجود داره اینه که آیا واقعا میرحسین موسوی اصلاح طلبه ؟
یک بنده خدایی از دوستان اصلاح طلبم با اینکه مثل تمام طرفداران میرحسین از همین حالا تو توهم پیروزی است ،‌می گفت فقط یک مسئله درباره رای نیاوردن موسوی نگرانم می کنه. پرسیدم چی؟ ،‌جواب داد : مردم ایران بازگشت به گذشته رو دوست ندارند . به همین دلیل هم تا حالا دو بار به هاشمی رفسنجانی "نه" گفته اند . خندیدم و گفتم البته برای رای ندادن به رفسنجانی ،‌دلایل دیگه‌ای هم وجود داشت . بااین حال این حرفم هم باعث نشد ،‌اخمهاش از هم باز بشه .
پرسیدم فکر نمی کنی به خاطر اینه که میرحسین هنوز خودش رو از گذشته اش جدا نکرده ؟ جبهه گرفت و گفت : نه !‌میرحسین مرد بیست سال پیش نیست . گفتم اگه اینجوره ،‌اگه میرحسین از یه نیروی انقلابی ،‌تبدیل به یه اصلاح طلب شده ،‌چرا این روزها یکی به نعل می کوبه و یکی به میخ ؟
اینها سوالاتی است که خیلی ها ازم می پرسند و من هم از هواداران میرحسین می پرسم ولی هنوز هم جواب نگرفتم .
شواهد اینکه میرحسین اصلاح طلب شده اینه که از پشتیبانی خاتمی برخورداره ولی شواهد اینکه اصلاح طلب به معنای اصلاح طلبهای زمان دوم خردادی نشده اینه که :
1- میرحسین از همون اول هم به دنبال رای اصولگرایانی بود که می دونست با احمدی نژاد مشکل دارند و به خاطر همین هم اصولگرایان سریع واکنش نشون دادند که میرحسین با دیدارش با ملی مذهبی ها و مشاوره گرفتنش از سازمان مجاهدین و مشارکت اصلا روی رای اصولگرایان حساب باز نکنه .
2- چرا میرحسین باید با ملی مذهبی ها جلسه داشته باشه ولی از ترس اینکه رای طیف خاصی از اصولگراها رو از دست بده ،‌ زیاد بر این جلسات تکیه نکنه و درباره حمایت این گروهها از خودش چیزی نگه؟
3- چرا تو ایام انتخابات هر روز شاهد حضور کمرنگ و کمرنگ تر اعضای سازمان مجاهدین و مشارکت در حمایت از میرحسین هستیم ؟ (خبرهایی از اینکه از طرف ستاد آقای سبز ،‌ بهشون گفته شده فعلا زیاد آفتابی نشید تا ریزش آراء نداشته باشیم ،‌وجود داره .)
4- کروبی رسما اعلام کرد که با نظارت استصوابی مخالفه ولی شما چیزی از میر حسین موسوی در این باره شنیدید ؟یا مواضع تند اینطوری که خاص اصلاح طلبان است ؟
5-  ببخشید !‌یک سوال مهم : خوب شد یادم اومد !‌ برنامه آقای میرحسین موسوی برای پیشبرد اهداف اصلاحات در ایران چیست ؟ البته باید اصلاحات تعریف بشه چیه ولی می خوام بدونم اگه مردم به میرحسین رای بدهند ، چه تضمینی وجود داره که دوباره حرف های قشنگ قشنگ نشنویم و بعد از چهار یا هشت سال ،یه هیچی گُنده جلوی چشممون سبز نشه ؟در واقع میرحسین می خواد با ارثیه خاتمی که یه پوزخند درست و حسابی به ملت بود ،‌چه کند؟ یکی از دوستان اصلاح طلبم که طرفدار کروبی است ،‌می گفت : جریان اصلاح طلبی ایران نباید سرنوشت خودش رو به کسی گره بزنه که خجالت می کشه خودش رو اصلاح طلب معرفی کنه ولی کروبی سابقه اصلاح طلبیش بر کسی پوشیده نیست .
6- رییس جمهور اصلاح طلب در حوزه اقتصادی قراره چه کار کنه ؟ چند وقت پیش میرحسین اعلام کرده بود که بحث هدفمند کردن یارانه ها ،‌ سهام عدالت و اجرای اصل 44 (البته برخی اجرای سهمیه بندی بنزین را هم نقل کرده اند )را در دولت خودش ادامه میده . خوب این با اهداف احمدی نژاد چه فرقی داره ؟
خوب !‌ نمی خوام از تمام این حرف ها به این نتیجه برسم که میرحسین اصولگرا و فردی انقلابی است که برای جمع کردن رای اصلاح طلبان لباس اصلاح طلبی تن کرده ولی باور کنید خیلی مشکوک می‌زنه! معلوم هم نیست بعد از انتخاب شدن چه خواهد کرد با این جنبش از دست رفته !‌

پ.ن: تو این روزها که همه دوستانم دستبند سبز به دست دارند و با هر کسی که سبز نباشه ،‌دشمنی ،‌نمی خواستم از احمدی نژاد بنویسم که ممکن بود تمام دوستانم رو مثل حالا از دست بدم و یا اینکه حداقلش رفتاری مثل قبل رو باهام نداشته باشند ،‌ ولی یه نگاه به گفتمگفت فرهاد جعفری و حضورش در یک جلسه مناظره برای دفاع از رییس جمهوری که یاوران اندکی از دنیای رسانه داره و به خصوص نوشته هاش من رو در نوشتن جدی تر کرد .ازش ممنونم و به طرز عجیبی با نظراتش موافق .

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در یکشنبه 10 خرداد1388 و ساعت 20:22 |موضوع سياسي |

شور و شوق انتخاباتی خیلی خوبه. من هم  تبلیغات کردن برای نامزد مورد نظرم رو دوست دارم . من هم شور انتخاباتی رو دوست دارم . بحث درباره آزادی و زندگی بهتر برای همه ایرانیان ، تزیین کردن ماشینها با پوستر تبلیغاتی نامزدها و شرکت کردن تو همایشهای بزرگی که توش میشه برای نامزد مورد علاقه ات داد بزنی و سرود بخونی و حسابی شلوغ کنی . ولی بعد از این جو انتخاباتی چه اتفاقی قراره بیافته ؟ متاسفانه ما ایرانیها تو همین مراسم اول موندیم و هنوز یک قدم جلوتر نرفته ایم . تب انتخاباتی ای داریم که زود به عرق می نشینه و بعد ... هیچی !
خیلی از بزرگان اصلاح طلب در زمانیکه بحث های انتخابات هنوز درآمدن و نیامدن خاتمی دنبال می شد ، از این گلایه داشتند که تدوین نکردن اهداف و سیاستهای اصلاح طلبی و به بیان بهتر تعریف نشدن اصلاحات بعد از 8 سال دوران ریاست جمهوری خاتمی ، بزرگترین ضربه ای بود که هنوز که هنوزه اصلاح طلبان دارند با آثار این ضربه دست و پنجه نرم می کنند . خاتمی با تکیه بر شعار جامعه مدنی و آزادی بیان و این حرفهای قشنگ قشنگ ، سال 76 رییس دولت هشتم شد و با شعارهای نگذاشتند شعارهایمان را اجرایی کنیم و هر روز برای ما بحران درست کردند ، سال 84 کنار رفت و مردم نفهمیدند این اصلاحاتی که قرار بود اتفاق بیافته چی بود .
راستش را بخواهی الان هم نه اصلاح طلبان و نه مردم نمی دانند که قراره با رای به این افراد چه اتفاقی بیافته ؟ بحرانی نشان دادن فضای کشور و بعد وانمود کردن اینکه اگر ما نیاییم ، کشور از دست می رود و همه بدبخت می شوند ، دیگه نسخه نخ نمایی شده ایست که به درد هیچکی نمی خوره . اصلاحات چه هدفی داشت ؟ آیا اصلاحات تنها با کسانی که در حال حاضر می گویند اصلاح طلبیم ، اجرایی می شود ؟ به نظر شما هیچ کس دیگری خارج از دایره اصلاح طلبان فعلی، نمی تونه کارهای اصلاحی انجام بده ؟
یک مثال دارم که این روزها بیش از هر روز دیگه ای به کارش می برم و در موردش از آدمهای دور وبرم نظر خواهی می کنم : به نظرم نظام سیاسی کشور به گونه ایست که بزرگترین اصلاحات ، سرانجام توسط یک اصولگرا انجام خواهد شد .
چند تا مثال هم دارم : اگر زمان اصلاحات، خاتمی  نامه به اوباما می نوشت و به خاطر ریاست جمهوری بهش تبریک می گفت ، کفن پوشان به خیابون نمی ریختند ؟ اگه زمان اصلاحات ، خاتمی برای آزادی رکسانا صابری و حسین درخشان به قوه قضاییه ناتمه می نوشت به نظرم جفتشون اعدام می شدند ! اگردر زمان اصلاحات ، اصلاحات اقتصادی قرار بود صورت بگیره ، همین اقتصاد دانان امروز که دم از ضرورت هدفمند کردن یارانه هامی زنند ، این اصلاحات را به اصلاحات امریکایی متهم نمی کردند ؟اگردر زمان اصلاحات صحبت از رفتن خانمها به استادیوم می شد ، یا صحبت از این می شد که رییس جمهور بگه من با گشت ارشاد مخالفم و این روش، روش درستی نیست، هیچ اصولگرایی بود که رییس جمهور رو تکفیر نکنه؟
اگه این روزها بیشتر از روزهای قبل و حتی بیشتر از روزهای انتخابات سال 84 به ادامه کار احمدی نژاد فکر می کنم به خاطر اینه که به نظرم اون بهترین اصولگرایی است که می تونه اصلاحات رو تو این کشور نهادینه کنه . اصلاحاتی که البته با اصلاحات امریکایی و اصلاحات وارداتی خیلی فرق داره . اصلاحاتی که واقعا مورد نیاز مردمه . نه اصلاحات شعار زده برای خواص فریبی ! این واژه خواص فریبی واژه تازه ای نیست . واژه ایست که دوران هشت ساله اصلاحات اون رو در فضای سیاسی کشور نهادینه کرد .

پ.ن: هر وقت راجع به اصلاح طلبان می نویسم ، انگار که آتش زده باشی به خرمن خبرنگاران اصلاح طلب ، می خوان درسته قورتم بدن . می دونم . می دونم چهار سال تحمل کردن فضای اصولگرایی در کشور که تونسته اتفاقا اصلاحات مورد نظر مردم رو هم اجرا کنه ، چقدر سخته ولی به نظرم دوستان باید تحمل بیشتری داشته باشند . چون به نظرم این انتخابات نشان خواهد داد که اصلاح طلبی که برای هشت سال بر کشور حاکم بود ، دیگه مُرده . باید این حقیقت رو باور کرد که اصلاح طلبان ، میر حسینی شده اند نه میر حسین ، اصلاح طلب . به نظرم نگاهی به پیشینه اصلاح طلبی میرحسین موسوی و کروبی نشون میده که کروبی که مجلس رو به خاطر بازداشت لقمانیان تعطیل کرد و رفت ، خیلی اصلاح طلب تر از موسوی است که 20 سال تمام رسانه نداشته و هیچ رسانه ای هم باهاش مصاحبه نمی‌کرده و حالا یکدفعه حدود 70، 80 تا سایت و دو سه تا روزنامه ازش حمایت می کنند !

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در جمعه 8 خرداد1388 و ساعت 18:39 |موضوع سياسي |

نمی‌دونم واقعا سیاست ایران نسبت به رفتار با عراق چیه . یعنی یه جورایی نمی فهمم داریم به کدوم سمت میریم . یک قول قدیمی هست که ممکنه تا به حال زیاد شنیده باشیدش و اونهم اینه که : "ببخش ولی فراموش نکن" . خوب تکلیف احساسات مردم ایران در مورد جنگ 8 ساله و زیانهای مالی و جانی زیادی که در این جنگ دیدیم در مقابل طرف عراقیمون میشه گفت یه جورایی به این گفته ربط پیدا می‌کنه . پس از اینکه امریکا به عراق حمله کرد و تجاوزگران جنگ 8 ساله به ملت ستمدیده در تلویزیون جمهوری اسلامی تغییر اسم دادند، وقتی که وامهای چند میلیاردی بلاعوض و بلند مدت برای بازسازی عراق به مسئولان دولت فعلی عراق اعطا شد و وقتی که در گفت و گوهای رسمی ، حرف از بخشش غرامت جنگ به طور یکجانبه از طرف عراقیها مطرح شد ، دلم می‌خواست بدونم مردم ایران نسبت به این خبرها چه احساسی دارند . یعنی مردمی که هشت سال جنگ رو تحمل کردند و برخی از مردمی که هنوز که هنوزه با آثار جنگ در جنگند و هنوز داغ از دست رفتن عزیزانشون رو فراموش نکردند ، چطور می‌تونند ببخشند و بعد فراموش کنند ؟
یعنی واقعا سیاست جمهوری اسلامی اینه که به هر روش ممکن سعی کنه ملت همه چیز رو فراموش کنند ؟ نمی دونم چقدر این سیاستها می‌تونه روی احساسات مردم تاثیر داشته باشه ولی مطمئنم پخش فیلم "عراق ، سرزمین ستمدیده" درست تو سالروز فتح خرمشهر و زیر نویس کردن تبریک سازمانهای مختلف تو این روز نمی تونه مسئله آزادسازی خونین شهر رو تحت‌الشعاع قرار بده و یا احساس مردم رو تغییر بده و باعث بشه خیلی چیزها رو فراموش کنند.
روز سوم خرداد که دیدم شبکه تهران این فیلم رو پخش می‌کنه ، گفتم حتما اعتراض به پخش این فیلم در شب سوم خرداد شاید عذر خواهی کوچکی رو به همراه داشته باشه ولی امشب برای بار دوم فیلم با زیرنویس تبریک فتح خرمشهر دوباره پخش شد . واقعا سیاست جمهوری اسلامی در مورد عراق چیه ؟ تا کی باید از عراقی‌ها از ضرورت بخشش غرامت جنگ بشنویم و بعد کلیه پروازها به سمت کربلا به خاطر درخواست پول بیشتر از هواپیمایی ایران کنسل بشه ؟ فکر نمی‌کنم غرور ملی فقط در پرونده هسته‌ای باشه.

پ.ن: یک سوال هم داشتم ، آیا کسی می دونه چرا اسم فیلم که "عراق ، دره گرگ ها" بوده ، در ایران به "عراق ، سرزمین ستمدیده" تغییر نام پیدا کرده ؟

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در جمعه 8 خرداد1388 و ساعت 1:38 |موضوع سياسي |

اگه قرار بود رای تو و تمام مردم رو بریزند تو سطل آشغال و رای گیری فقط یه نمایش از دموکراسی باشه ، میرفتی تو خیابون و برای نامزد مورد نظرت تبلیغ می کردی ؟ اگه قرار نبود رای تو هم به دردی بخوره ، دستبند رنگی و شال رنگی تن می کردی و بری تو خیابون با مردمی که نامزد مورد ریاست جمهوری مورد نظر تو رو قبول ندارند ، بحث کنی ؟ اگه قرار بود انتخاباتی در کار نباشه و همه چیزفرمایشی باشه ، این همه جار و جنجال و این همه مردم مردم کردن ها به چه دردی می خورد ؟
دیروز بعد از ظهر رفتم میدون ولی عصر تا از نزدیک تلاش حامیان میرحسین موسوی رو که برای جلب رای مردم تو میدون جمع شده بودند و با مردم حرف می زدند از نزدیک ببینم و ببینم واقعا چطوری می تونن مردم رو قانع کنند که به او رای بدهند. اولین چیزی که با دیدن اون جمعیت به نظرم رسید این بود که مگه طرفداران اصلاحات نیستند که تو تمام انتخابات ها دم از تقلب تو آراء و دست بردن در آراء مردم دارند ؟ چرا باز هم در انتخابات های بعدی شرکت می کنند و با تمام توان به سوی آینده مد نظرشون لشگر کشی می کنند و برای نامزد مورد نظرشون تبلیغ می کنند ؟ برای چی برای هر انتخاباتی اول پدر مردم رو در میارند که تو انتخابات شرکت کنید و بعد که شکست می خورند، جار و جنجال راه میندازند که رای اصلا رای مردم نبود ؟ این تجمعات خودش به خوبی نشون دهنده این حقیقته که همین مردم رای می دهند و حرفهایی مثل کمیته صیانت از آراء و تقلب تو انتخابات فقط برای توجیه شکستون هست .
یکی دیگه از مناظر جالب تجمع دیروز ،طرفداران کروبی بودند که با حضور در این تجمع که برای میر حسین موسوی برگزار شده بود ، برای کروبی تبلیغ می کردند !  به چند تا از بحث ها گوش کردم و آمارهایی که طرفداران میرحسین برای مردم از اوضع اقتصادی کشور می دادند ، جالب بود !
آقا شما می دونی میزان سرمایه گذاری خارجی در ایران در زمان آقای خاتمی چقدر بود ؟ 12 هزار میلیارد تومان ، سال 84 ، شد 9 هزار میلیارد تومان ، سال دوم 8 هزار میلیاردتومان و سال سوم و چهارم به زیر 4 هزار میلیارد تومان رسیده . تورم چی ؟ تورم 10 درصدی رو آقای احمدی نژاد کرد 36 درصد ! ... بعد اینجا طرف صداش دراومد که نه اعلام می کنند 20 تا 21 درصده ! و طرفدار آقای میرحسین جواب داد : ای آقا ! شما این آمارها رو باور می‌کنید ؟ این پلاکارد رو ببین ! همه اش دروغه ... شما دیگه چرا این چرندیات رو باور می کنید ؟
فرد دیگه ای به دوست اصلاح طلبم گفت : چرا من باید به میر حسین رای بدم ؟ دوباره کسی بیاد از صفر شروع کنه و کلی زمان می بره تا کابینه تشکیل بده و برنامه های جدید بیاره ، آیا باقی مسئولین این برنامه رو باور کنند و اجرا کنند ، آیا نه . خوب بگذارید همین آدم (احمدی نژاد) برنامه هایی رو که می خواد اجرا کنه دیگه !
دوستم جواب داد: یعنی شما از این وضعیت راضی هستید ؟ مرد خودش رو روی موتورش تکونی داد و گفت : فقط اوضاع اقتصادی یه خورده خرابه که اونهم درست میشه . دوستم گفت : آقا براتون متاسفم !
جای دیگه بحثی شروع شده بود راجع به روزنامه نگاران زندانی ، طرفدار نامزد اصلاحات می گفت : شما تو چه زمانی این همه فشار به مطبوعات و زندانی کردن روزنامه نگاران را یادتونه؟ مرد جواب داد : زمان آقای خاتمی! مگه زمان آقای خاتمی اینطور نبود که هر روز روزنامه ها رو می بستند و روزنامه نگارها فرار می کردند اون ور آب ؟ حالا این دوره که رکسانا رو زود آزاد می کنند ! (این جواب دیگه خیلی دندان شکن بود ! )
اتفاقات قشنگ و خوبی رو دیروز تو میدون ولی عصر دیدم . این عکس رو هم میگذارم برای طرفداران میرحسین موسوی که حالش رو ببرند . به بابای بچه گفتم مثل اینکه دخترتون هم میرحسینیه ! گفت : نه ! لیبراله !

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در چهارشنبه 6 خرداد1388 و ساعت 13:59 |موضوع سياسي |

"زمانی‌که نمایندگان مجلس پنجم در بیانیه‌ای رسمی از نامزدی ناطق نوری در انتخابات ریاست جمهوری سال 76 حمایت کرد ،‌این بیانیه و حمایت اکثریت مجلس هیچ اشکالی رو در کار مجلس ایجاد نمی کرد. نه هیات رییسه مجلس رو زیر سوال برد و نه از اقتدار اکثریت کاست اما حمایت فراکسیون اصولگرایان در انتخابات دهم ،‌از محمود احمدی‌نژاد ، انگار قراره با حیثیت مجلس بازی کنه ."یکی از نمایندگان حامی دولت در مجلس  

به این فکر می‌کنم که حمایت فراکسیون اکثریت مجلس از نامزد انتخاباتی چقدر می‌تونه در فضای فعلی انتخاباتی موثر باشه ؟  خوب، نتایج انتخابات دوم خرداد نشون داده که تاثیر چندانی نداره ولی این حمایت در دوره کنونی از اهمیت دیگه‌ای برخورداره و نقش معکوس داره !‌ چرا معکوس ؟

حالا که اکثریت فراکسیون اصولگرایان به انتشار بیانیه انتخاباتی رای داده‌اند اما به نظرم اگه این بیانیه انتخاباتی صادر نمی‌شد ،‌نتیجه بهتری برای احمدی‌نژاد در پی داشت . احمدی‌نژادی که در سال 84 حمایت هیچ کدوم از احزاب و گروه‌های سیاسی و نمایندگان مجلس رو به همراه نداشت ،‌ به دلیل همین که گروه‌ها و احزاب سیاسی ازش حمایت نکردند ،‌رای مردم رو به دست آورد و حالا تو این دوره ،‌تمام احزاب و گروه‌های سیاسی اصولگرا یا به بیان بهتر مهم‌ترینشون به خاطر اینکه دیگه گزینه‌ای غیر از احمدی‌نژاد رو برای اداره کشور مناسب نمی‌دونند ، به ناچار از او حمایت کردند. فراکسیون اکثریت مجلس هم، چنین داستانی داره. یعنی این فراکسیون در نهایت مجبور به حمایت از یک نامزد می‌شد و حالا به این نتیجه رسیده که باید از احمدی‌نژاد حمایت کنه ("یکی از نمایندگان می‌گفت بگذار فضا انتخاباتی بشه ،‌همین نماینده‌های مخالف هم التماس می‌کنند که از یکی از نامزدها حمایت کنیم و خودمون رو نشون بدیم !‌") ولی به نظرم این حمایت ها تاثیر منفی در رای احمدی‌نژاد داره . کِی این مردم گروه‌های سیاسی و جناح‌بندی‌های مختلف درون وبیرون پارلمان رو قبول داشتند که بخواهند ازشون پیروی کنند که این دومین بار باشه؟

البته رای به حمایت از احمدی‌نژاد بیشتر از اینکه بخواد در واقع نشان‌دهنده حمایت مجلس از دولت باشه ، نشان‌دهنده جدال سیاسی درون نیروهای موجود در مجلس برای به رخ کشیدن قدرتشون هست. حامیان دولت می‌خواهند اعلام کنند ، با فراکسیونی که دارند (فراکسیون انقلاب با نزدیک به 90 نفر نماینده)،‌قدرتی کمتر از قدرت اعضای شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان ندارند و اعضای شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان هم می‌خواهند بگویند قدرت ما در همه حال بیشتر از نمایندگان حامی دولت است . بنابراین جدال قدرت بین لاریجانی و حسینیان شکل می‌گیره و در نهایت هم این حامیان دولت هستند که پیروز شدند و رای به صدور بیانیه دادند اما این پیروزی به معنی پیروزی احمدی‌نژاد هم هست ؟

متاسفانه من چنین تحلیلی ندارم . اعضای فراکسیون انقلاب و نمایندگان حامی دولت گرچه در این جدال نفس‌گیر به بهانه رییس جمهور و حمایت از او پیروز شدند ولی در عرصه‌های دیگه به خصوص در مورد بودجه و برنامه هایی که دولت قصد داره از طریق مجلس اونها رو دنبال کنه ،‌پیروز نیستند و در واقع انقدر تخصص علمی و نفوذ در نمایندگان ندارند که بتوانند آنها را وادار کنند که حداقل در مسیر برنامه‌های دولت سنگ‌اندازی نکنند اما فراکسیون مقابل به راحتی با نفوذ گسترده‌ای که در بین نمایندگان و حتی نمایندگان اقلیت داره،‌ فضا را به نقد گسترده دولت و سنگ اندازی در مقابل برنامه‌هاش کشونده و در این صورت است که می‌توان نتیجه گرفت حمایت فراکسیون اکثریت از احمدی‌نژاد در واقع هیچ نفعی برای او نداره  و در طول مدت یکساله مجلس هشتم ،‌بیشتری ضربه‌ای که دولت از مجلس خورده نه از فراکسیون اقلیت که از همین فراکسیون اکثریت بوده . نگاهی به ماجراهای بودجه و ‌طرح تحول اقتصادی بندازید ، بهتر فضا دستتون میاد .

پ.ن: یک بنده خدایی می‌گفت من آرشیو وبلاگت رو برای انتخابات 84 خوندم ،‌به نظرم همه‌اش رو پاک کردی . جواب دادم نه ! یا چیزی رو نمی‌نویسم یا اگه بنویسم اصلا پاکش نمی‌کنم نمی‌دونم چرا موقع انتخابات‌ها نوشتنم نمیاد . فکر می‌کنم نباید طرفداریم از یه نامزد انتخاباتی رو به رخ بقیه بکشم ولی دارم فکر می‌کنم و شاید از این به بعد بیشتر بنویسم.  

 

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در یکشنبه 3 خرداد1388 و ساعت 20:42 |موضوع سياسي |


Powered By
BLOGFA.COM