تبليغاتX
وکیل الرعایا

چند روز پیش نشسته بودم پای تلویزیون و این کانال ، اون کانال می‌کردم! به خواهرم گفتم انگار داریم پیر میشیم‌ها ! خنده‌ش گرفته بود . گفت : چرا ؟ گفتم : آخه تموم هنرپیشه‌هایی که بچگی‌ها فیلم‌هاشون رو می‌دیدیم و دوستشون داشتیم الان پیر شدند ! گفت : یعنی چی ؟ گفتم : هیچی ! نگاه کن : بروس ویلس ، هریسون فورد ، آنتونیو باندراس و استیون سیگال ! همین علی قربانزاده یا جمشید هاشم‌پور و رضا کیانیان و پرویز پرستویی و اکبر عبدی همه یه جورایی پیر شدند یا علی کوچولو که حالا دیگه بزرگ شده !
خوب ... بعد از شنیدن خبر فوت خسرو شکیبایی یه جورایی بیشتر از پیش دلم هوری ریخت ! یعنی بابای خوب "خانه سبز"  که قهر می‌کرد ولی حرف میزد ! به همین راحتی رفت ؟
آقای شکیبایی به خطر اون همه خاطره خوب ازت متشکرم ! آقای هامون ! به خاطر اون صدای زیبا که عاشقانه‌ترین ترانه‌ها رو زمزمه کرد ازت متشکرم ... آقای خانه سبز ! خداحافظ ...

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در شنبه 29 تیر1387 و ساعت 9:51 |موضوع |

تجربه نشون داده برای هر چیزی که تو این مملکت عزم ملی برای اجرایش ایجاد میشه ، هیچ کار به خصوص و ویژه‌ای انجام نمی‌گیره ! طرح‌های مبارزه با تورم و گرانی مجلس هفتم یادتونه ؟ باید یه جورایی خدا رو شکر کنیم اگر این عزم ایجاد شده ملی منجر به بدتر شدن اوضاع نشه ! درست مثل طرح تثبیت قیمت‌ها و کاهش نرخ سود بانکی که دست به دست هم دادند تا تورم و انتظارات تورمی رو بالا ببرند و یا همین اصل 44 خودمون که آرام آرام در کمیسیون ویژه اصل 44 مجلس و مجمع و شورای نگهبان نه تنها منجر به خصوصی سازی سریع نشده بلکه مروج فرهنگ عمومی سازی و به قول رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام منجر به گداپروری شده !
من از نزدیک روند تصویب و اجرای همه این طرح‌ها و طرح‌های مشابه رو حداقل در این پنج سال اخیر دیدم و فقط این بیت حافظ رو برام تداعی می‌کنه که :
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
این بیت چه ربطی به قضیه داره ؟ در کشور هفتاد و دو ملتی ما که هر کی ساز خودش رو می زنه و به تبع این اخلاق ، هر مسئولی هم حرف خودش رو میزنه ، معمولا هر کاری که عزم ملی و هماهنگی کامل قوا رو بخواهد یا مشمول مرور زمان میشه و یا اینکه به بدترین نحو ممکن اجرا میشه . مسئله مبارزه با مفاسد اقتصادی با جلسات سران قوا که یادتون نرفته ! در واقع این مردم هفتاد و دو ملتی و این دولت و مسئولان 70 میلیونی هر کدوم راه خودشون رو میروند و مثلا در حالیکه بخش خصوصی فریاد میزنه ، اصل 44 ساخته  و پرداخته مجلس و شورای نگهبان اصلا خصوصی‌سازی نیست ، مسئولان دولتی که خودشون رو در گیر سهام عدالت و بورس کرده اند ، بند الف و ب یعنی رها ساختن اقتصاد کشور و دست برداشتن از سر این اقتصاد بیمار و گردن شکسته را نمی دانند یعنی چه و هی تند و تند می گویند اصل 44 باید اجرایی شود . بعد نهادهای شبه دولتی که به اونها "خصولتی" هم می‌گویند تموم پروژه‌های بزرگ رو خودش در دست داره و این هفتاد و دو ملت هر کدوم کاری می کنند که به نفع خودشونه !
بگذریم ! هر وقت در اخبار می بینم که عزم ملی برای اجرای طرح تحول اقتصادی طلب میشه ، جیگرم آتیش میگیره ! بعد اخبار دیگه‌ای رو میشنوی که دیگه نور علی نوره !
حدودا هفته پیش چند تا از روسای کمیسیونهای اقتصادی مجلس از دولت خواسته بودند که طرح تحول اقتصادی رو به رفراندوم بگذاره . تو حاشیه جلسه هیات دولت بود که این خبر رو شنیدم و دولتی‌ها هم اصلا به روی مبارک نیاوردند و خبرنگارهای دیگه هم دنبال این بودند که رفراندوم رو تیتر یک کنند ولی این رفراندوم یعنی چی ؟ این رو دیگه همه می‌دونند که طرح تحول اقتصادی تورم سنگینی رو به کشور تحمیل می کنه که اصولا هیچ دولتی دوست نداره پیکان تیز انتقادات به خاطر این تورم گسترده به طرف او سرازیر بشه . البته نه هر دولتی این مسئله رو دوست داره و نه هر مسئولی . به خاطر همین بنابر شنیده‌ها آقایان قرار گذاشته‌اند که این مسئله را به یک عزم ملی تبدیل کنند تا این پیکان برای پیدا کردن جهتش دچار سرگیجه بشه ! یعنی در واقع مثل این می‌مونه که یک نفر می خواد انتقام قتل عزیزش رو بگیره و بعد ببینه با چوب بالای سر هفتاد نفر ایستاده ! خوب قراره به کدوم یکی چوب بخوره ؟ رفراندوم برای این بود که چوب به سر خود مردم بخوره ولی حوصله این کارها وجود نداره و اصلا رفراندوم معنی‌ای نمی تونه داشته باشه پس بهتره همه دست به کار شوند . در اینکه یارانه ها باید هدفمند شود و یا اینکه تکلیف گمرک و مالیات و اینها باید مشخص بشه شکی نیست اما این تورم یکباره و این به قول رییس اتاق بازرگانی "شوک درمانی" برای اقتصاد گیج و گنگ کشور واقعا چاره سازه و باید یکدفعه انجام بشه ؟
به نظرم اگر مجمع تشخیص مصلحت نظام ، مجلس ، دولت ، کارشناسان اقتصادی و همه صاحبنظران برای این کار دعوت شدند ، برخلاف نظر بسیاری از مردم ، پدیده خوبی نیست و باید دید قراره چه اتفاقاتی بیافته و در نهایت کی قراره بگه : کی بود ؟ کی بود ؟ من نبودم ! نه ببخشید ، من "بودم" !

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در چهارشنبه 19 تیر1387 و ساعت 9:34 |موضوع اقتصادي |

نگفتم مواظب باشید ؟ خوب تقصیر خودتونه دیگه ! تهران امروز رو میگم ! به بچه های اصولگرا که زنگ می زدم همه فحش می دادند . وقتی به اصلاح طلبها رسیدم ، همه داشتند می خندیدند که تهران امروز کار ما رو راحت کرد ! بگذار این اصولگراها خودشون اینقدر به جون همدیگه بیافتند که دیگه یادی از اصلاح طلب ها وروزنامه هاشون نکنند ! تحلیل جالبی بود ! ولی این بار دولت نشون داد که تنها راه از بین بردن یک نشریه ، دادگاه مطبوعات و توقیف موقت نیست و برای رسیدن به یک نشریه تعطیل شده ، به اندازه تعداد راههای رسیدن به خدا ، تو این مملکت راه هست !
قبل از این با بسته شدن هر روزنامه همش به فکر خبرنگارهای بیکار شده بودم ولی حالا وقتی خبرها میرسه که چطوری دم انتخاباتی قراره از زمین و زمان روزنامه بروید ، دیگه خیالم بابت باقی همکاران راحته . به خصوص طرفدارهای دولت که این روزها با شهروند و خورشید غصه ندارند و قالیبافی هایی که می گویند 8 تا نشریه دیگه تو دست و بالشون در حال رویدن است !
در هر صورت به نظرم این هنر نیست که چطوری مطلب بنویسی که در روزنامه ات را ببندند . هنر اینه که همین انتقاداتی را که تو ویژه نامه ات مطرح کردی، طوری بیان کنی که به هیچ کس برنخوره و دولت هم کاری برای فرو نشاندن عصبانیتش پیدا نکنه و هیات نظارت بر مطبوعات هم ...
دارم به این فکر می کنم که هیات نظارت بر مطبوعات که جلسات عادی اش را به زور کتک تشکیل می داد چطوری در عرض چند ساعت به این نتیجه رسید !

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در دوشنبه 3 تیر1387 و ساعت 21:3 |موضوع سياسي |


Powered By
BLOGFA.COM