تجربه نشون داده برای هر چیزی که تو این مملکت عزم ملی برای اجرایش ایجاد میشه ، هیچ کار به خصوص و ویژهای انجام نمیگیره ! طرحهای مبارزه با تورم و گرانی مجلس هفتم یادتونه ؟ باید یه جورایی خدا رو شکر کنیم اگر این عزم ایجاد شده ملی منجر به بدتر شدن اوضاع نشه ! درست مثل طرح تثبیت قیمتها و کاهش نرخ سود بانکی که دست به دست هم دادند تا تورم و انتظارات تورمی رو بالا ببرند و یا همین اصل 44 خودمون که آرام آرام در کمیسیون ویژه اصل 44 مجلس و مجمع و شورای نگهبان نه تنها منجر به خصوصی سازی سریع نشده بلکه مروج فرهنگ عمومی سازی و به قول رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام منجر به گداپروری شده !
من از نزدیک روند تصویب و اجرای همه این طرحها و طرحهای مشابه رو حداقل در این پنج سال اخیر دیدم و فقط این بیت حافظ رو برام تداعی میکنه که :
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
این بیت چه ربطی به قضیه داره ؟ در کشور هفتاد و دو ملتی ما که هر کی ساز خودش رو می زنه و به تبع این اخلاق ، هر مسئولی هم حرف خودش رو میزنه ، معمولا هر کاری که عزم ملی و هماهنگی کامل قوا رو بخواهد یا مشمول مرور زمان میشه و یا اینکه به بدترین نحو ممکن اجرا میشه . مسئله مبارزه با مفاسد اقتصادی با جلسات سران قوا که یادتون نرفته ! در واقع این مردم هفتاد و دو ملتی و این دولت و مسئولان 70 میلیونی هر کدوم راه خودشون رو میروند و مثلا در حالیکه بخش خصوصی فریاد میزنه ، اصل 44 ساخته و پرداخته مجلس و شورای نگهبان اصلا خصوصیسازی نیست ، مسئولان دولتی که خودشون رو در گیر سهام عدالت و بورس کرده اند ، بند الف و ب یعنی رها ساختن اقتصاد کشور و دست برداشتن از سر این اقتصاد بیمار و گردن شکسته را نمی دانند یعنی چه و هی تند و تند می گویند اصل 44 باید اجرایی شود . بعد نهادهای شبه دولتی که به اونها "خصولتی" هم میگویند تموم پروژههای بزرگ رو خودش در دست داره و این هفتاد و دو ملت هر کدوم کاری می کنند که به نفع خودشونه !
بگذریم ! هر وقت در اخبار می بینم که عزم ملی برای اجرای طرح تحول اقتصادی طلب میشه ، جیگرم آتیش میگیره ! بعد اخبار دیگهای رو میشنوی که دیگه نور علی نوره !
حدودا هفته پیش چند تا از روسای کمیسیونهای اقتصادی مجلس از دولت خواسته بودند که طرح تحول اقتصادی رو به رفراندوم بگذاره . تو حاشیه جلسه هیات دولت بود که این خبر رو شنیدم و دولتیها هم اصلا به روی مبارک نیاوردند و خبرنگارهای دیگه هم دنبال این بودند که رفراندوم رو تیتر یک کنند ولی این رفراندوم یعنی چی ؟ این رو دیگه همه میدونند که طرح تحول اقتصادی تورم سنگینی رو به کشور تحمیل می کنه که اصولا هیچ دولتی دوست نداره پیکان تیز انتقادات به خاطر این تورم گسترده به طرف او سرازیر بشه . البته نه هر دولتی این مسئله رو دوست داره و نه هر مسئولی . به خاطر همین بنابر شنیدهها آقایان قرار گذاشتهاند که این مسئله را به یک عزم ملی تبدیل کنند تا این پیکان برای پیدا کردن جهتش دچار سرگیجه بشه ! یعنی در واقع مثل این میمونه که یک نفر می خواد انتقام قتل عزیزش رو بگیره و بعد ببینه با چوب بالای سر هفتاد نفر ایستاده ! خوب قراره به کدوم یکی چوب بخوره ؟ رفراندوم برای این بود که چوب به سر خود مردم بخوره ولی حوصله این کارها وجود نداره و اصلا رفراندوم معنیای نمی تونه داشته باشه پس بهتره همه دست به کار شوند . در اینکه یارانه ها باید هدفمند شود و یا اینکه تکلیف گمرک و مالیات و اینها باید مشخص بشه شکی نیست اما این تورم یکباره و این به قول رییس اتاق بازرگانی "شوک درمانی" برای اقتصاد گیج و گنگ کشور واقعا چاره سازه و باید یکدفعه انجام بشه ؟
به نظرم اگر مجمع تشخیص مصلحت نظام ، مجلس ، دولت ، کارشناسان اقتصادی و همه صاحبنظران برای این کار دعوت شدند ، برخلاف نظر بسیاری از مردم ، پدیده خوبی نیست و باید دید قراره چه اتفاقاتی بیافته و در نهایت کی قراره بگه : کی بود ؟ کی بود ؟ من نبودم ! نه ببخشید ، من "بودم" !
+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در چهارشنبه 19 تیر1387 و ساعت
9:34 |موضوع اقتصادي |