این روزها خبر از نامزد شدن و یا کناره گیری رییس جمهور سابق ایران ، سید محمد خاتمی از رقابت انتخابات ریاست جمهوری دهم زیاد به گوش میرسد . یک روز سید خندان ، خبر از کناره گیری اش از رقابتها میدهد ، روز دیگه ، خبرنگارها را میپیچونه و میخنده که در حال بررسی هستم و روز دیگه برای سیزده نفر از کارشناسان سیاسی نامه میفرسته که شما بگویید من نامزد شوم یا نه !
در هر صورت با وجود اینکه تا این لحظه تنها از نام 8 تن از گیرندگان این نامه پرده برداری شده ، سیزدهمین سلحشور یعنی سیزدهمین گیرنده نامه ، در اولین عکس العمل ، جواب نامه را به محض رویت داده است :
جناب آقای خاتمی !
سردار اصلاحات ، سید خندان و محبوب دل ملت ایران !
سلام !
از اینکه میخواهید با بررسی تمام جوانب کار و شرایط فعلی اقتصادی و اجتماعی و سیاسی کشور پا به میدان رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری دهم بگذارید از شما ممنونم . به بیان بهتر از اینکه برای شرکت در انتخابات تفال به حافظ نزده و استخاره نمی کنید و بر مبنای برنامه ای که برای سالهای آینده کشور باید داشته باشید ، با سنجیدن تمام جوانب امر و بر اساس توصیههای کارشناسان پا به این میدان میگذارید ممنون و سپاسگذارم .
لیدر تکذیب شده اصلاحات !
سالیان زیادی نیست که اصلاحات تن به خاک سپرده و فدای اصلاحاتچیان شده است اما داغی که از شعارهای اصلاح طلبانه شما و به خصوص نزدیک ترین یارانتان بر پیشانی اقشار مختلف به خصوص دانشجو و روشنفکر و اهل هنر و سیاست و علی القاعده تمام مردم مانده ، به این زودیها از پیشانی ما پاک نمی شود و با این حال با توجه به شرایط امروز جامعه ، ما همچنان دل به شما داده ایم و ممنون نثر زیبا و مهربان شما در طول هشت سال جنگ اصلاحاتی خود ساخته هستیم . ولی چرا ؟
ببخشید که اینقدر رک و راست به سوالتان پاسخ میدهم . ولی باید بپرسم چرا نامزد میشوید ؟ اصلا میخواهم بپرسم آیا شما همچنان به گذشته اصلاحات و عملکرد دولت خود مینازید ؟ نه ! خود را با امروز مقایسه نکنید که امروز ، روز دیگری است ! امروز روزی از روزهای عصر ریاضت مردم است که ماهها پیش توسط وزیر پیشین کشور وعده داده شده بود ! امروز خود روز مبادا است ! خود را در همان دوران و با شعارهایتان مقایسه کنید . چقدر توسعه سیاسی ، مردمسالاری دینی و آزادی بیان و قلم آوردید ؟ اصلا چرا این مسایل برایتان مهم بود ؟ وقتی 60 درصد مردم به طرح امنیت اجتماعی ، لت و پار کردن اراذل و اوباش و شعار "یا روسری یا توسری" رای مثبت داده اند ، وقتی مردم به تورم 25 درصدی ، خاموشیهای گسترده ، سهمیه بندی بنزین و برق و آب و "زندگی " رای داده اند ، وقتی به توقیف فیلمهای سینمایی و مطبوعات حتی هنری _ چه رسد به سیاسی_ رای داده اند ، وقتی مردم به تحریمهای اقتصادی و محو شدن اسراییل از روی کره زمین رای داده اند ، وقتی به کابینه 70 ملیونی که 69میلیون و 999 هزار و 980 نفرش هنوز بیرون در ایستاده اند ، رای داده اند ، شما میخواهید چه بگویید ؟ وقتی به افشاگریهای تو خالی و دانشگاههای پر از فساد اخلاقی ، وقتی به جا به جایی مدیران و اعترافهای وزیران از رده خارج شده ، رای داده اند ، وقتی به رفت و آمدهای پول نفت به سر سفرههای مردم و از سر سفرههای مردم رای داده اند ، وقتی به موج کره ای و اوشینهای امروزی شده به سبک یانگوم و بونگ جانگ رای داده اند ، چه میخواهید بکنید ؟
راستش را بخواهید شما مرد سیاست بودید و فرهنگ . نه اقتصاد و برنامههای بلند مدت . شما مرد گلایه از سایر قوا بودید و گریههای دم انتخابات ، با این اوضاع چه میخواهید بکنید ؟
راستش را بخواهید با این اطرافیانی که شما دارید که منتظر ورود امریکا به خاک کشور هستند و یا در انتظار زمین خوردن پرونده "حق مسلم ما" و یا فروپاشی نظام از درون ، یا خواهان عدم همکاری گروههای اقلیت مجلس وشورای شهر با همکاران در اکثریتشان ، چگونه و با چه رویی میخواهید به عرصه سیاسی کشور بازگردید و حرفی برای گفتن داشته باشید ؟
آقای عبا شکلاتی ! این نامه نه توهین به شماست که هنوز هم به دلیل "خاتمی" بودن محبوبید و نه توهین به هیچ شخص و دولت دیگری ! این شرایط امروز کشور است بی هیچ سانسور و خود درگیری مزمن روزنامهنگاری ! فقط شاید برخی از مسایل را از یاد برده باشم! فقط خواستم بگویم اگر اصلاح طلبان در انتخابات شوراها یا مجلس با رای مردم مواجه نشدند به دلیل این بود که شما با همین افرادی که امروز از آنها مشورت میخواهید ، از صحنه سیاسی کشور حذف شدید و مطمئن باشید شاید اگر در تیم مورد نظر و وثوق خود تجدید نظر کنید ، اتفاقی رخ دهد ولی در غیر اینصورت ، مردم با همین شرایط زندگی میکنند و سعی میکنند تنها خاطره ای که از "سید محمد خاتمی" در نظرشان میماند همان سید خندان و مهربانی باشد که سیاست موجب از بین رفتن محبوبیتش نشد !
از طرف سیزدهمین سلحشور ، ثمانه اکوان !

نمايندگان هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي با شعارهاي اقتصادي و براي رسيدگي به وضعيت معيشتي و به قول خودشان آچاركشي اقتصاد كشور پا به تالار هرمي شكل بهارستان گذاشتند و در حاليكه همواره از ضرورت برنامهريزي و تعيين نظام اقتصادي كشور به دست نمايندگان مردم سخن ميگفتند، نتوانستند كارنامه مثبتي از فعاليتهاي برنامهريزي شده و هماهنگ خود از اين دوره به يادگار بگذارند.
نمایندگان هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی نیز به مانند نمایندگان دوره هشتم ، اولین اولویت کاری که قرار گذاشتند به آن بپردازند ، مبارزه با تورم و گرانیهای سال آخر فعالیت دولت اصلاحات بود که به زعم آنان با گران شدن سالیانه بنزین و کالاها و خدمات دولتی به مانند تعرفه آب ، برق ، گاز و .. به جامعه تحمیل شده و برداشتهای بیرویه از حساب ذخیره ارزی توسط دولت اصلاحات بود، ایجاد شد و در واقع "گرانی" فصل مشترک اولویتهای کاری مجلس هفتم و هشتم است که اجارهنشینان تالار بهارستان را به دقت و توجه بیشتر در کارنامه کاری مجلس هفتم برای برنامه ریزی و هدایت اهداف مجلس جدید فرا میخواند . 
