تبليغاتX
وکیل الرعایا

تفنگدار امریکایی در جنگ با عراق با حمله به یک کمپ گروه القاعده ! اونهم در عراق ! یک تنه جان سربازان دیگه ای را که به دست عراقی ها یا همان القاعده ای ها اسیر شده بودند نجات میده . اونهم درحالیکه عراقی ها داشتند با خوندن یک آیه از قرآن و گفتن الله اکبر از اعدام این سربازان فیلم می گرفتند . ولی چون بدون اجازه مافوقش این عملیات نجات را به سبک رمبو انجام داده بود ، از نیروی دریایی ارتش اخراج میشه و با هواپیمایی هما (ایران ایر !) به امریکا برمی گرده ! زنش بهش پیشنهاد میده که با هم بروند پیک نیک و بعد تو پیک نیک زنش به وسیله یک گروه که الماس دزدیده بودند گروگان گرفته میشه و در یک تعقیب و گریز که در جنگلهایی مثل ویتنام صورت می گیره ! تفنگدار قدیم دوباره به سبک رمبو و بعداز سه بار مردن و زنده شدن رنش را از دست خرابکارها نجات میده ! اونهم خرابکارهایی که با اره برقی می خواستندجانش را بگیرند !
این سومین فیلمی از از این دست بود که تو این چند روزه دیدم . من نمی دونم مردم امریکا چطوری باید نفرتشون را از این جنگی که بوش به راه انداخته اعلام کنند . تو تمام فیلمهای امریکایی چه موافق جنگ و چه مخالف ، ردپایی از این تاثیر فول العاده زیاد عراق و افغانستان در زندگی روزمره مردم امریکا دیده میشه و بعد از اون نفرت از ادامه جنگ و انتقاد به چرایی جنگه که پایش را به وسط فیلمهای سرگرم کننده ای مثل " تفنگدار دریایی " یا marine می گذاره ... وگرنه چرا داستان فیلم باید این باشه که سرباز امریکایی بعد از جنگ در عراق وقتی به خونه اش برمی گرده می بینه دوباره جنگ بر سر بقا در کشور خودش ادامه داره ! اونهم جنگ با عده ای وحشی که جز پول به چیز دیگه ای فکر نمی کنند ! ولی خداییش خنده دار تر از همه صحنه های فیلم بازگشت سرباز امریکایی به کشورش با هواپیمایی هما بود ! میگم کسی یه فیلم هندی نداره بده ببینم دلم شاد شه ؟! دلم خوش بود دارم یه سرگرمی پیدا می کنم این بچه های خبرگزاری هم همه، فیلمهای بزن بزن و سیاسی نگاه می کنند !

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در جمعه 30 شهریور1386 و ساعت 12:20 |موضوع سياسي |

آخ که کاش می شد این دید سیاسی را از ما می گرفتند تا حداقل زمانی که می خواهیم بریم پی سرگرمی هامون دیگه با این دید به همه چیز نگاه نکنیم . چرا ؟ هیچ وقت سرگرمی درست و حسابی نداشتم و اصلا وقت نمی کردم کاری غیر از کارخبری انجام بدم ولی چند وقته دارم خودمو مجبور می کنم که به غیر از کار به چیز دیگه ای هم فکر کنم ولی این سیاست مگه دست از سر ما برمی داره ؟
تنها سرگرمی مورد علاقه ام دیدن فیلمهای مزخرف هالیوودیه ! اون هم واسه خنده و مقایسه شان با فیلم های هندی ! اما تا حالا اعتقاد داشتم هالیوود مزخرف ترین معانی و مفهوم ها را با بهترین شیوه به خورد آدم میده و حالا به این نتیجه رسیدم که هم شیوه مزخرف شده و هم معانی مزخرف تر ! نمونه اش هم همین فیلم 300 یا جدیدا فیلم روح موتور سوار یا Ghost rider .
هالیوود این چند سال اخیر بد جوری برای تاثیر گذاری رو افکار عمومی دنیا و مخصوصا مردم امریکا داره دست به فیلم سازی اون هم از نوع احمق فرض کردن مردم امریکا می زنه و این فیلم دیگه آخر این حرفها بود . موتور سواری که روحش را به شیطان می فروشه ! مامور میشه کسانی راکه از جهنم فرار کردند که اول فیلم 3 نفر هستند به اضافه پسر شیطان به جهنم برگردونه . من این را اینطوری می بینم: سربازی امریکایی که ماموره سربازان عراقی را که خودشان دست نشانده یک پسر شیطان بزرگ ، یعنی دولت امریکا هستند به جهنم برگردونه! و در پایان فیلم به این نتیجه میرسه که باید از نیروی خودش در مقابل شیطان اعظم، دولت امریکا هم استفاده کنه .
اما جاییش که خیلی سیاسی بود و تبلیغاتی ، جایی بود که دختری که به این مامور ویژه شیطان علاقمند میشه با وجود اینکه می دونه دیگه چهره انسانی خوبی از دوستش نمی بینه باز هم به آغوش اون برمی گرده و این صحنه درست منو به یاد اون عروسی تو امریکا انداخت که عروس خانوم با سربازی امریکایی که بر اثر سوختگی تمام چهره اش را از دست داده بود ازدواج می کنه ! این نوع تبلیغات جدیدا تو فیلمهای هالیوودی زیاد شده و همچنین ترس از آدمهای مشرقی و نیروهای مشرقی . درسته این فیلم هم طرفدار جنگه و هم ضد سیاستهای جنگ طلبانه امریکا اما خوب تونسته از پس تبلیغات کاملا امریکایی برای سربازانی که به عراق رفتند بر بیاد .

می دونی دلم می خواست می نشستم و این فیلم را واقعا به عنوان یک سرگرمی نگاه می کردم . از داستانش اصلا خوشم نیومد !

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در پنجشنبه 29 شهریور1386 و ساعت 14:46 |موضوع سياسي |

کانون توجه منتقدان اقتصادي رييس جمهور ، برنامه هاي وي در جهت هزينه كردن منابع مالي ناشي از فروش نفت است . با توجه به تحولات جهاني كه هر از گاهي موجب افزايش قيمت نفت و به تبع آن افزايش ميزان ذخيره ارزي كشورمان مي شود ، همواره اين سوال حتي در خصوص عملكرد دولتهاي پيشين نيز وجود داشته است كه براي هزينه مناسب اين منابع عظيم نفتي چه راهكاري بهترين راهكار براي توسعه اقتصادي كشور است و چگونه مي توان به رشد اقتصادي مبتني بر اقتصاد بدون نفت دست يافت .
اما اين سوال در دولت نهم كه با افزايش روز افزون قيمت اين ماده روبروست ، رنگ و بوي جدي تري به خود مي گيرد و نگرانيهايي كه گاه به گاه از طرف نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در خصوص برداشت ها از حساب ذخيره ارزي و يا برداشت از اين حساب براي بودجه هاي متمم بيان مي شود و فضاي سياسي كشور را نيز تحت تاثير محرك هاي اقتصادي قرار مي دهد ، بر بعد آينده نگري و نگراني در خصوص سرنوشت اين منابع مي افزايد كه سرانجام بايد با منابع حاصل از فروش نفت در كشور چه كرد كه هم موجب ايجاد تورم و افزايش نقدينگي در جامعه نشود و هم اينكه با بلوكه شدن بي دليل در حساب ذخيره ارزي از ارزش آن كاسته نشود .
رييس جمهوري نيز چندي پيش در جلسه اي كه با منتقدين برنامه هاي اقتصادي خود داشت ، به اين مهم تاكيد كرد و از اقتصاد دانان خواست در اين مورد اظهار نظر كنند كه با اين منابع چه بايد كرد ؟
شايد پيش پا افتاده ترين پاسخ ذخيره اين منابع در حساب ذخيره ارزي باشد . راهكاري كه ازسال اول برنامه چهارم توسعه به كار رفته و در عين حال با برداشت هاي مكرر از اين حساب با تغيير و اصلاح اين قانون توسط مجلس ، عملا كارآيي خود را از دست داده و در عين حال هدف اصلي از تاسيس اين حساب يا صندوق را زير سوال برده است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در چهارشنبه 28 شهریور1386 و ساعت 12:29 |موضوع سياسي |

ابلاغيه مقام معظم رهبري در خصوص اصل 44 قانون اساسي آنچنان تغييري را در اقتصاد كاملا دولتي كشور رقم خواهد زد كه تمام كارشناسان به اتفاق از اين تغييرات مهم به عنوان انقلاب دوم جمهوري اسلامي يا انقلاب اقتصادي كشور ياد مي كنند .
پس از اين ابلاغيه به يكباره تمامي دستگاههاي دولتي كه تاكنون به دليل منافع فراوان اقتصادي حاضر به تن دادن به خصوصي سازي حتي در موارد كوچك نبودند ، با عزمي راسخ صحبت از ضرورت هاي خصوصي سازي در كشور زده و عمدتا كارگروههاي خاصي را براي ايجاد راهكارهاي مناسب براي اجراي تمام و كمال اين ابلاغيه تشكيل داده اند اما با گذر زمان همانگونه كه نگراني هايي در خصوص تاخير در اجراي اين قانون وجود داشت اين نگراني ها به راهكارهاي ارائه شده در خصوص اجراي اين ابلاغيه نيز در كميسيون ويژه اصل 44 و در قالب طرح اجراي اصل 44 و بعد لايحه اجراي اصل 44 تعميم يافته است .
اما برخلاف انتظارات ، آنچه كه در لايحه اصل 44 شكل گرفت تنها گرته برداري ناقصي از منويات مقام معظم رهبري در خصوص اصل 44 يعني مشاركت دو بخش خصوصي و تعاوني در اقتصاد كشور بود و به گونه اي تقريبا نامحسوس ، اقتصاد كشور به جاي تقسيم شدن به دو بخش خصوصي و تعاوني عملا از خصوصي سازي به عمومي سازي با مديريت دولت و عملا باقي ماندن اقتصاد كشور در دست دولت شكل گرفت و اين مسئله جداي از امر سهام عدالت بود كه قبل از تصويب لايحه اصل 44 در مجلس اجرايي شد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در سه شنبه 27 شهریور1386 و ساعت 13:56 |موضوع سياسي |

دکتر احمدی نژاد در گفت و گو با شبکه یک سیما ضمن تبریک ماه رمضان به مردم از صدا و سیما و مردم خواست به ماه رمضان به عنوان ماه شادی و سرور نگاه کنند و در پایان صحبتهاش گفت: باید تلاش کنیم که ماه رمضان ماه شادی حقیقی برای ملت مان باشد و برنامه های شادی بخش و تعالی بخشی را به مردم ارائه کنیم تا آنان بتوانند حداکثر بهره را از این ماه عزیز ببرند.
خوب این یعنی چی ؟ یعنی سعی کنند از سر تاپاشون شادی و نشاط بریزه !
دیروز که تو ترافیک صبحگاهی وحشتناک برای رسیدن به خبرگزاری بودم و نیم ساعت تاخیر داشتم و قبل از اون خواستم برم بانک تا کاری را انجام بدهم دیدم بانک بسته و حتما باید مرخصی بگیرم و وسط روز برم تا کارم انجام بشه؛ البته اگر وسط روز خانمها و آقایون محترم مشغول تعقیبات مشترک نماز نباشند!  به این حرف فکر می کردم که با این همه بی برنامگی و تنبل بار آوردن مردم به نام ماه مبارک رمضان و این همه گرونی و صف نخود و لوبیا بگیر تا نون دم افطار و کشک پای آش ، چطوری میشه اعصاب آدم آروم باشه و بتونه با شادی و خرسندی به همه چیز نگاه کنه ؟
از طرف دیگه دیشب داشتم یه مطلب راجع به حضرت علی می خوندم به یاد این نکته افتادم که در زمان ولایت ایشون هم به خاطر ماه رمضان همه چیز تعطیل می شد ؟ مگر نمی گوییم الگو و اسوه ما اهل بیت هستند پس چرا مجاهدت روز و نماز و راز و نیاز آخر شب یادمون میره و فکر می کنیم به خاطر روزه گرفتنمون باید بر سر تمام زمین و زمان منت بگذاریم ؟

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در یکشنبه 25 شهریور1386 و ساعت 12:34 |موضوع سياسي |

تو این چند وقته مرتب پیگیر مصوبات رییس جمهور در استانهای سیستان و زنجان و ایلام بودم و وقت نکردم یه دستی به سر و گوش این اتاق خالیم بکشم !
بعد از سفر زنجان که حتی بلافاصله بعدش نتونستم گزارشهام را درست و حسابی ادیت کنم ، راهی ایلام شدیم تا به قول یک لید قدیمی و زهوار در رفته ! ، شاهد چگونگی اجراشدن مصوبات رییس جمهور دراستانهای مختلف کشور باشیم  . و درست در همین سفر بود که فهمیدم با یک سفر و دو سفر یا با یک مصوبه و دو مصوبه نمیشه به این همه عقب ماندگی تاریخی رسیدگی کرد و این همه محرومیت را از بین برد . خبرنگار رادیو ، آخر شب موقع برگشتن داشت از بچه های خبرنگار راجع به مشاهداتشون از سفر می پرسید تنها جمله ای که تونستم بگم این بود که جنگ هنوز هم برای این مردم تمام نشده و مردم ایلام هنوز هم که هنوزه با آثار جنگ ، در جنگند !
تا قبل از این، سیاست دولتها این بوده که به مناطق مرزی زیاد رسیدگی نشه اونهم به دو دلیل :اول اینکه نمیشه به مردم مناطق مرزی اطمینان کرد چون در بطن اکثر استانهای مرز نشین میلی از خودمختاری حتی به طور ضعیف وجود داره  ! و بعد اینکه چرا باید در سرزمینهایی که درست در نقطه صفر مرزی است و امکان داره هر لحظه با هر تلنگری آبادانیشون به ویرانی کامل تبدیل بشه خرج اضافه کرد و بیمارستان و سد و راه و جاده ساخت ؟
به این تفکر که فکر می کنم می بینم اینها همه بهانه ای بوده واسه فراموش کردن مردم و مهمترین مشخصه دولت نهم اینه که نمی خواد این مردم را فراموش کنه و از این بابت با دیدن این همه توجه و نگاه ویژه به مناطق محروم و مردم رنجدیده دلم نمیاد حقیقت را پنهان کنم و باز هم بگم که دولت نهم کاری نکرده . تو این دو سه هفته که همش در سفر بودم دارم از خودم می پرسم گذشتگان چطوری می خواهند جواب پس بدهند ؟ این روزها با دیدن این همه رنجی که مردمی مظلوم و قانع و صبور تو اقصی نقاط کشور می کشند روحیه درست و حسابی ای برای مثبت ننگاه کردن به دولت اصلاحات و قبل از اون ندارم ...
کاش همه این صحنه هایی را که ما در این سفرها دیدم و این همه مظومیت را می دیدند و درک می کردند . اگر بخواهم راجع به تمام این رنج ها و اقداماتی که داره مثل مرهم بر روی زخم های کهنه گذاشته میشه بنویسم یک کتاب میشه ...

پ.ن: آخ که چقدر حرف واسه گفتن دارم ! ...

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در پنجشنبه 22 شهریور1386 و ساعت 0:38 |موضوع سياسي |


Powered By
BLOGFA.COM