تبليغاتX
وکیل الرعایا

برخي نمايندگان عصباني ، به نمايندگي از مردمي عصباني مشت بر ديوارهاي سنگي ساختمان بهارستان مي كوبيدند كه چرا ناگهاني و بدون هيچ گونه رايزني و هماهنگي با مجلس و حتي شهرداري تهران سهميه بندي بنزين آغاز شده است .
صحن علني مجلس به رياست محمد رضا باهنر نيب رييس اول مجلس كار خود را آغاز كرد . بر خلاف رويه سه سال گذشته ناگهان مجلس ششم پيش روي نمايندگان دوره هفتم زنده شد : اعتراض پشت اعتراض و تذكرهاي بي ربط به اداره صحن مجلس پشت تذكر ها ادامه مي يافت و با تجمع نمايندگان در سمت راست سالن سبز رنگ صحن مجلس نهايتا طرحي سه فوريتي شكل گرفت كه با تشكيل شدن جلسه غيرعلني نمايندگان هم طرح گم شد و هم از دستور خارج شد !
حالا سه هفته است كه نمايندگان با حضور در حوزه هاي انتخابيه خود ، هم شخصا سهميه بندي و كمبود بنزين را به تماشا نشسته اند و هم به درد دل هاي مردم در اين زمينه رسيدگي مي كنند اما آن عصبانيت شديد كه تبديل به طرحي سه فوريتي و نهايتا رضايتي عميق از سهميه بندي توسط دولت شد ، اين بار و با مشاهده نزديك زندگي و امور روزانه مردم مي تواند به عمل تبديل شود؟
برخي از نمايندگان معتقدند بعد از تعطيلات تابستاني مجلس ، باز هم صحن علني مجلس شاهد طرحها و تذكرات متعدد نمايندگان و ابراز عصبانيتشان از كمبودها در حوزه هاي "انتخابيه اي" خواهد بود كه به قول يكي از نمايندگان بعد از فشار اخير تورمي كه مردم را تهديد مي كند و همچنين بحث هاي مربوط به كمبودها و سهميه بندي بنزين به حوزه "انتحاريه" تبديل شده است ، نه انتخابيه !
برخي از نمايندگان از آماده شدن طرحي خبر داده اند كه بر اساس آن ، دولت مكلف به ارائه سهميه آزاد بنزين غير از بنزين سهميه بندي شده ، آنهم با قيمت بين المللي يعني قيمتي ما بين 300 تا 650 تومان شده است . اما داستان طرح كنوني كه درست تكليف دولت در تبصره 11 و 13 قانون بودجه سال 86 نيز هست ، داستان طرح سه فوريتي نمايندگان در آخرين جلسه مجلس داشت كه در ابتدا غلط ديكته اي داشت ، بعد گم شد و پس از جلسه غير علني نمايندگان با وزير كشور از دستور خارج شد .
نمايندگاني آنقدر عصباني كه مشت به ديوار هاي مشكي راهروهاي پارلمان مي گوبيدند ، در مقابل صحبتهاي معجزه آساي وزير كشور با لب هاي خندان و دلهايي پر اميد از جلسه غير علني ببيرون آمدند و امروز نيزمعلوم نيست پس از سه هفته دوري از پايتخت ، جلسه اي غير علني براي بار دوم شكل نگيرد و نجواهايي ديگر از طرف وزراي دولت در گوش نمايندگان منجر به لبخندي ديگر و گم شدن طرحي ديگر در صحن علني مجلس نشود !

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در چهارشنبه 27 تیر1386 و ساعت 16:24 |موضوع سياسي |

در اولین جلسه سخنگوی دولت پس از افتتاح شبکه پرس تی وی داشتم تعداد لوگوهای رو میز سخنگو را می شمردم . غیر از بی بی سی که خارجی بود همه ایرانی بودند. خبر ، خبر جام جم ، واحد مرکزی خبر  ، باشگاه خبرنگاران ، پرس تی وی ، العالم و سحر . به یکی از خبرنگارها گفتم می دونم الان تو سازمان (صدا و سیما) چه خبره ! چعه کتک کاریهایی که سر برنامه ها نمیشه !
خوب حکایت کار موازی همینه دیگه ! سه هزار نفر از صدا و سیما می روند یک مراسم و یا یک جلسه دولت و یا مجلس را پوشش دهند . نمی دونی چقدر نیرو و وقت و هزینه استفاده میشه که هفت تا شبکه مختلف یک مطلب را پوشش دهند و فیلم بگیرند و گزارش کنند و چقدر خبرنگارهاش با هم دعوا کنند که تو چرا این گزارش را گرفتی من جا موندم و قس علی هذا ! و هر سال صدا و سیما اعتراض میکنه که بودجه سالانه اش کفاف خرج ها را نمیده .
تو مقدمه کتاب برنامه سازی تلویزیونی که اتفاقا از انتشارات سروش وابسته به صدا و سیما هم هست نوشته : (تو این کتاب نوشته و من مسئولیت این نوشته را بر عهده نمی گیرم ! ) دولتها و حکومتهای خودکامه که معمولا نمی توانند نظرات مخالف را بشنوند و ببینند سعی می کنند با ازدیاد رسانه هایی که درواقع خود بانی تشکیل همه آنها هستند ، جای چند صدایی را گرفته و از تریبونهای مختف تنها صدای خود را که یک صداست و لاغیر به گوش مردم برسانند ... نتیجه گیریش بر عهده خودتون ! ...

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در دوشنبه 25 تیر1386 و ساعت 9:8 |موضوع سياسي |

بعد از اعتراض خبرگزاری موج به ریاست جمهوری در مورد دعوت نشدن به سفرهای استانی ، کم کم از کل خبرهای نهاد غیر از سخنگوی دولت ، حذف شد !
هزار تا نامه و دیدار و این طرف و اون طرف چانه زنیها منجر به این شد که دیروز یک خبرگزاری اقتصادی به برنامه ای ورزشی دعوت بشه ! . من فکر کردم روابط عمومی نهاد عمدا می خواسته اذیتمون کنه ولی دکتر می گفت همین برنامه هم باید پوشش داده بشه ! اولین برنامه شد تجلیل از قهرمانان ورزشی ! برای من که یه مدته با تعطیلی مجلس حسابی پشت میز نشین شدم، پوشش خبری این برنامه خیلی تنوع بود خدایی !
میهمانان اول که وارد سالن مراسم می شدند با ساندویچ هایدا و موز پذیرایی می شدند و بعد روی صندلیهایی که از قبل برای فدراسیونهای مختلف برنامه ریزی شده بود ، می نشستند . خبرنگارهای نهاد ریاست جمهوری هم که جایی پیدا نکردند ، نشستند رو صندلیهای فدراسیون قایقرانی . وسط مراسم بود که ورزشکارهای این فدراسیون آمدند و به زور ما رو از جامون بلند کردند ! انگار نه انگار ما خبرنگاریم ! گفتند برید وایستید کنار زمین تماشا کنید !
بچه های خبرنگار حسابی کفری بودند که جوادمنتظری خبرنگار تلویزیون دبی اومد وایستاد روبرومون به خبرنگار عصبانی نهاد گفت : بیا عزیزم چرا غصه می خوری ؟ موز بخور ! بعد فکر کنم حدود 4 تا موز از تو جیبهای جلیقه نارنجی رنگش بیرون آورد و به بچه های دیگه داد! انقدر خندیدیم که حسابی یادمون رفت جای فوتبالیست ها نشستیم و خدا بهمون رحم کرد که فوتبالیست ها مالزی بودند وگرنه یک دعوای دیگه هم مهمون فوتبالیست ها بودیم !
بعد هم که تا ساعت 12 شب مراسم تجلیل و عکس گرفتن ورزشکاران با رییس جمهور بود ولی یه چیزی که کم کم بچه های خبرنگار ریاست جمهوری بهش عادت کردند و برای من هنوز هم که هنوزه تازگی داره ، صبر و حوصله ریس جمهور و نوع برخوردش با آدمهای اطرافش و مراجعه کنندگاش هست . دیشب می تونم بگم که رییس جمهور و همراهانش آخرین نفراتی بودند که محوطه همایشرا ترک کردند و تک تک با همه آدمها عکس گرفتند و دست و روبوسی ! یه جای برنامه یاد این جوک افتاده بودم که یکی وارد استادیوم میشه ازاول تا آخر استادیوم با همه دست و روبوسی می کنه ! احمدی نژاد خواست از فدراسیون معلولان و جانبازان تشکر کنه و دست و روبوسی کنه که دیدم یک طرف زمین هر چی آدم بود ، حتی سربازهای کنار زمین را بوسیده بود و به زور مجری برنامه برگشت سر جاش !
شاید هیچ رییس جمهور دیگه ای اینقدر در بین مردم راحت نبوده باشه و مردم هم اینقدر باهاش راحت نبوده باشند . بیشتر آدم یاد هنرمند های مردمی می افته این رفتار را می بینه تا یاد پرستیژ یک رییس جمهور ولی آیا این اخلاق بده ؟
سایتهای نزدیک دولت عکسی از رییس جمهور منتشر می کنند که نشان میده دکتر احمدی نژاد با یک ملافه روی زمین خوابیده ، رییس جمهور لباسهای انواع و اقسام ورزشها را می پوشه و حتی با بازیکنان تیم ملی فوتبال بازی می کنه یا قبل تر از آن لباس رفتگران را می پوشه . و بعد تا نیمه شب با وجود اون همه برنامه ای که از صبح داشته و اون همه خستگی که از چشمهاش زده بیرون وامیسته و حتی با خبرنگاران و عکاسان و برگزار کنندگان مراسم عکس می گیره ! این خوبه یا بد ؟ هر چی فکر میکنم هیچ بدی توش نمی بینم و حتی این حس را هم در رییس جمهور نمی بینم که به صورت ساختگی خودش را مجبور کرده باشه که اینطوری رفتار کنه تا شاید مردمی به نظر برسه . احمدی نژاد به نظرم ذاتا مردمی است و این در حالیست که ممکن است از نظر برخی سیاسیون عیب باشه و پوپولیستی نشون بده ولی من یک همچین حسی از رفتارهای اخیرش نداشتم .
درسته که ورزشکاران در هنگامی که یکی از وسط جمعیت شعاری داد مبنی بر اینکه احمدی نژاد رجایی دیگراست ، هیچ کدام با این شعار همراهی نکردند ولی فکر می کنم دوستش دارند اما مهم اینجاست که ایا این دوست داشتن ناشی از توجه شدن به آنها ، آنتها را وادار می کنه که برای بار دیگه به احمدی نژاد رای بدهند ؟ کاش فقط رییس جمهور خوب بودن فقط به این رفتارها بود . اونوقت احمدی نژاد همیشه با رای میلیونی مردم روبرو می شد اما مسایل دیگری هم هست . مردمی که این روزها به خاطر تصمیمات رییس جمهور در تنگنای معیشتی هستند ، هیچ وقت به خاطر این نوع رفتارهای خوب ، دوباره به رییس جمهور رای نمی دهند . ممکن است احمدی نژاد با این کارها محبوب باشد اما تا تصمیماتی وجود دارد که به یکباره تمام ارکان یک نظام اقتصادی یا اجتماعی را به هم می ریزد ،دارم فکر می کنم  دیگه این محبوبیت به چه دردی می خوره ؟ .... (اینهم یک عکس دیگه از خبرنگاران با ساندویچ هایدا ! ) با تشکر از آقای عکاس

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در پنجشنبه 21 تیر1386 و ساعت 12:6 |موضوع سياسي |

اصولگرایان و به خصوص طرفداران دولت نمی توانند زیاد روی پیروزیشان در انتخابات مجلس هشتم حساب باز کنند و این همه نیروهای اصولگرا را نگران کرده. از طرف دیگه جمع شدن اصولگرایان اصلاح طلب و اصلاح طلبان به خصوص طرفداران خاتمی و هاشمی در یک جناح و جلسه های مشترک قالیباف ، خاتمی و هاشمی داره راه را برای حضور قوی این دو گروه با هم در انتخابات مجلس هشتم بازمی کنه . حرف و حدیثهای متعددی هم مطرح میشه . از رسیدن ریاست مجلس هشتم به خاتمی بگیر تا برسی به ریاست جمهوری قالیباف در دور بعد .
اگه این استراتژِی واقعا صحت داشته باشه و قالیباف و هاشمی و خاتمی برای رسیدن به هدف مشترک از دور بیرون انداختن اصولگرایان این قدر به تفاهم رسیده باشند ، میشه از همین حالا گفت که اصلاح طلبان و یا اصولگرایان اصلاح طلب که شخصا و قلبا اصلاح طلب هم هستند، پیروز انتخابات مجلس هشتم هستند و دوباره روز از نو روزی از نو ! از حالا دارم دلم را صابون می زنم واسه دعوا و درگیریهای روز اول مجلس هشتم ! آخ چه حالی داره خبر تهیه کردن تو مجلس هشتم !
این را از مدتها پیش گفته بودم و هنوز هم میگم : اصلاح طلبان خیلی بهتر از اصولگرایان می توانند در یک ثانیه همچین خودشان را جمع کنند و با هم متحد شوند که هیچکی باورش نشه این آدمها همون آدمهای قبلی بودند که همدیگر را به خاطر مسایل سیاسی و حزبی پاره می کردند ! اما اصولگرایان خصوصا با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد اصلا گروههایی نیستند که به خاطر در صحنه ماندن حاضر باشند به همدیگر باج بدهند !
فقط بیچاره این وسط کروبی و اعتماد ملی که نه تو بازیهای اصلاح طلبانه جا دارند و نه در اصولگرایان محلی از اعراب ! البته در ایران همه چیز درست تو دقیقه نود معلوم میشه و از الان نمیشه زیاد تحلیل های سیاسی داد ! (فکر کنم اینطوری خودم زدم تو دهن خودم ! نه؟)

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در یکشنبه 10 تیر1386 و ساعت 9:48 |موضوع سياسي |

همه گفتند و بارها گفتند اما هیچکی توجه نکرد. پاسخ دادند :شما خودتان قاچاقچی هستید که دنبال سهمیه نشدن بنزین هستید و ماجراها ادامه یافت . به قول خوش چهره نماینده تهران همه آمدن و برخورد شهاب سنگ به زمین اقتصاد و سیاست کشور را دیدند و پیش بینی کردند جز دولتی که قاطعانه دنبال اجرا کردن تصمیم مجلس بود . حالا مردم مانده اند و پمپ بنزینهای آتش گرفته شده به میزان بیست مورد ، مراکز خرید "شهروند" غارت شده به میزان بیست مورد و بانکهای تخریب شده و خسارت دیده به میزان 50 مورد . مواردی که امروز در جلسه غیر علنی مجلس نه مورد تایید وزیر کشور قرار گرفت و نه تکذیب او . ولی از روزنامه ها و خبرگزاریها خواسته شده در این مورد چیزی ننویسند درست مثل بد حجابی ها مثل مبارزه با اراذل و اوباش !
دیشب شب بدی برای ایران بود و همچنین نظام . مذاکرات لاریحانی و سولانا به تفاهم ختم نشده و در نهایت شکست خورد . این شکست مقدمه پیش نویس قطعنامه دیگری علیه ایران شده و تحریمی که از آن به عنوان تحریم بنزینی یاد می شود و در تهران مردم در ساعت های پایانی شب تا 4 و نیم صبح مشغول خراب کردن هر چیزی بودند که فکر می کردند ربطی به دولت دارد حتی سطل آشغالهای مکانیزه شده شهرداری !
مجلس امروز با داد و هوارهای نمایندگان معترض به این وضعیت شروع شد و بعد از جلسه غیر علنی با وزیر کشور و نفت با خنده نمایندگان راهی شده به سمت حوزه های انتخابیه وتعطیلات سه هفته ای تابستانی مجلس تمام شد .
علت این اتفاقات در شب گذشته پخش فیلم گرگها توسط صدا و سیما مطرح شد و خرابکاریها به گردن عوامل منافقین انداخته شد و دلارهای بودجه امریکا به سرعت هر چه تمامتر راهی بازار آشوب ایران شد .
از دیشب تا حالا دارم به این مسئله فکر می کنم که اگه واقعا مردم بودند که به خیابانها ریختند و این خرابکاریها را انجام دادند و نه منافقین فرصت طلب و یا مخلوطی از این دو گروه ، چرا ما باید شرایطی را به وجود بیاوریم که این اتفاقات شکل بگیرد ؟ این سوالی بود که امروز از تمام نماینده ها پرسیدم : آیا بعد از گذشت 28 سال از انقلاب اسلامی و صبوری مردم در تمام دورانهای جنگ 8 ساله و تحریم های اقتصادی مختلف و گرانیهای بی رویه این حق مردم و در شان آنان بود که دوباره با آنها کوپن بازی و کارت بازی راه بیندازیم و آنها را ساعتها در صف بگذاریم و بعد عذرخواهی نکنیم که هیچ ، آنقدر رو داشته باشیم که بگوییم این است و غیر این نباید باشد ؟
مهم نیست این آشوبها زیر نظر چه کسانی است و از طرف اراذلی اداره می شود که هنوز در زندان هستند و یا از طرف منافقینی که معلوم نیست با این همه نیروی اطلاعاتی چگونه وارد کشور شده اند و یا کار همین مردم عصبانی و در گیر با اولیه ترین نیازهای زندگی . مهم اینه که این اتفاق افتاد و حالا هرکی که به خبرنگاران میرسه می گه نه، شرایط خوبه ! اوضاع بر وفق مراده ما انتظار واکنش هایی به مرابت بد تر از این را داشتیم !
این مطلب گزارش تقریبا مفصلی از وقایع اتفاقیه مجلس در روز بعد از شوک ناگهانی سهمیه بندی بنزین است که در ادامه مطلب می آید ...

پ.ن.۱: عکسهای آتش سوزیها و بحران بنزین در تهران را می توانید در اینجا ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در چهارشنبه 6 تیر1386 و ساعت 17:59 |موضوع سياسي |

۱: نمی دونم چرا بعضی از بچه ها توقع داشتند راجع به دوم خرداد یا سوم تیر مطلبی بنویسم می دونی معتقدم این تاریخها فقط به درد پیروزین انتخابات ها می خوره تا راجع به روز پیروزیشان بنویسند و جار بزنند . به درد من که نمی خوره . نمی دونم از میردامادی بوده یا آرمین که پرسیدند حاضری دوباره سفارت امریکا را فتح کنی ؟ جواب داده بود تو سال ۱۳۸۵ نه ولی تو سال ۵۸ اگه بودم آره ! نوشتن از دوم خرداد یا سوم تیر هم مثل همین می مونه دوبارش هم به پیروزان انتخابات رای دادم و دو بارش هم پشیمون شدم ولی وقتی دوباره فکر می کنم که اگه دوباره سال ۷۶ یا ۸۰ یا ۸۴ بشه چکار می کنم راهی جز رای به همون آدمها برام باقی نمی مونه !

۲:زندگی ما خبرنگارها مثل گنگسترها می مونه . تو یه فیلم یه با سابقه شون به تازه کاره توصیه می کرد قانون اول اینه که به هیچ کس اعتماد نکنی حتی به چشمهای خودت !
امروز به یه خبرنگار تازه کار همین توصیه را کردم ! بعدهم گفتم قانون دوم اینه که هر لحظه خودت را برای بیکار شدن ورفتن از سازمان خبری مربوطه ات آمده کنی و هیچ وسیله شخصی تو دفتر کارت نگذار که بعد برای اون میز و صندلی و یا وسیله هات دلت تنگ بشه .
حالا دارم فکر می کنم اگه یه سابقه دار و کهنه کار در مورد کل زندگی یک همچین توصیه هایی بهم می کرد چکار می کردم ؟
..... زندگی عجیب ترین پدیده ایست که تا به حال باهاش روبرو شدم ! 

۳: بعد از دو ترم مرخصی گرفتن از دانشگاه دوباره تا ۹ شب سر کلاس بودن و تا بوق سگ ! درس خوندن ها ادامه پیدا می کنه . امروز اولین کلاسم هست و دارم دعا می کنم کاش تو این مدت بوفه دانشگاه دچار تغییرات مثبتی شده باشه ! ....

۴- این روزها اصلا تو حال پست سیاسی نوشتن نیستم . یه چیز جالب به نظرم رسیده :  آهنگ "حالا راه تو دوره دل من چه صبوره " ابی را شنیده اید ؟ پسر داییم خیلی از این آهنگ خوشش میومد . من هم همینطور یه نوار کاست را از اول تا آخر با این آهنگ پر کرده بودم و صبح تا شب بهش گوش می دادم . بهش گفتم چرا همه این آهنگ را دوست دارند ، گفت : آخه همه یه عشق قدیمی یه جا آویزون دارند ! هنوز که هنوزه هر وقت این آهنگ را می شنوم ، یاد این حرف بهزاد می افتم و کلی می خندم ! حالا امروز یک آهنگ حامی را شنیدم که دست کمی از آهنگ قدیمی ابی نداره . تورو خدا ! جان من ! این آهنگ را از اینجا دانلود کن و بشنو ! به قول این هنر پیشه های تلویزیون خیلی فاز میده !

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در دوشنبه 4 تیر1386 و ساعت 13:59 |موضوع |


Powered By
BLOGFA.COM