نمی دونم چرا از نوشته قبلی من این تصور برای همه به وجود اومد که من افسرده و غمگین شدم ولی می خواستم بگم از هر زمان دیگه ای امیدوار تر و شاداب ترم و به خاطر خبر خوشی که می دونم در راهه منتظرم و با سکوت دارم این دوران انتظار را سر می کنم ولی این روزها تو تهران انقدر هوا خوبه و خنک که این سکوت نیز به هوارهای خوشحالی تبدیل شد !
بعضی ها میگن چون من متولد پاییزم هر روز که از این فصل تابستان میگذره و به پاییز می رسیم روحیه من هم بهتر میشه و بیشتر زندگی می کنم ولی خداییش نفس کشیدن تو این هوا نعمتیه ! تا به حال شده به قول یکی از بچه ها، یک یخ دور دلت بشکن بزنه و قر بده و بگه : آخ جون آخ جون ؟!
حوصله حرف زدن از سیاست و دولت و مجلس را ندارم همینقدر که هی هر روز تو خبرگزاری دارم از این مطالب می نویسم و براتون اینجا هم میگذارم بسه . می دونم تا میایید تو این وبلاگ یاد بنزین می افتید و حالتون از من و این بنزین و بازیهاش به هم می خوره گرچند تازه داره ماجرا ابعاد تازه ای به خودش میگیره و تا چند وقت دیگه دعوای علنی مجلس و دولت را شاهد خواهیم بود ! ولی فعلا با همین چرت و پرت گوییهای روزانه من سر کنید تا ببینم اصولا چه کاره ام و با مطالب بهتری در خدمتتون باشم .
راستی از روز جمعه هفته گذشته که برای اولین بار در عمرم یک سوسک بزرگ را کشتم به این نتیجه رسیدم که خیلی از کارهایی را که تا حالا نمی تونستم انجام بدم و فکر می کردم محاله ! میشه انجام داد .... خدا رحم کنه مگه نه ؟
پ.ن.۱: کامران نجف زاده هم به جمع وبلاگنویسان پیوست .
پ.ن.۲: از این عکس هم لذت ببرید !

بعضی وقتها دلت می خواد با یکی راجع به همه چیز حرف بزنی . وقتی می گم همه چیز یعنی "همه چیز" از تعطیلی مجلس و روزهای کسل خبرگزاری ، بسته شدن شرق و احتمال دراومدن یه روزنامه ای به اسم روزگار با کادر شرق به جای اون و در عین حال بیکار شدن عده زیادی از روزنامه نگاران "شرقی" و "ایرانی" و خبر توقیف اعتماد ملی به عنوان دومین روزنامه قربانی هیات نظارت بگیر تا غروبها نشستن رو پشت بام خبرگزاری و آرزوی
اقدام حيرت آور نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در عدم راي به فوريت لايحه تامين كسري بودجه واردات بنزین در حاليكه در جلسات متعدد وزراي دولت و نمايندگان عضو كميسيونهاي تخصصي مختلف مجلس شوراي اسلامي توافقاتي براي حل اين بحران به عمل آمده بود ، از جنبه هاي مختلفي قابل بررسي است اما يكي از نكات مهم در اين رابطه كه در اظهار نظرات نمايندگان مجلس نيز به وضح قابل مشاهده بود ، نقش اين راي مجلس در روابط دولت و مجلس و نحوه تعامل اين قوا با يكديگر بود .
"دولت و مجلس در خدمت مردم هستند " اين جمله ايست كه بارها از زبان نمايندگان مجلس و اعضاي هيات دولت و رييس جمهوري شنيده شده است اما هر مسئولي در نهايت شيوه خاص خودش را براي خدمت رساني و مهمتر از آن ارتباط با مردم دارد اما گاهي اوقات مقايسه شيوه هاي مورد استفاده مسئولين در ارتباط با مردم و همچنين انتظاراتي كه مردم از اين ارتباطات دارند هم براي مسئولين و هم براي مردم مشكلاتي را ايجاد مي كند كه در نهايت اين عدم هماهنگي به ضرر مسئولين و تا حدي مردم تمام ميشود .
به یکی از نماینده ها گفتم آقای فلانی از کمیسیون چه خبر ؟ جواب داد : خانوم کمیسیون را ول کن . فعلا مسئله اول مملکت اینه که بالاخره سرنوشت نرگس چی میشه !
امروز لایحه جامع خدمات رسانی به ایثارگران
از وقتی که امشب برنامه صندلی داغ را با شرکت وزیر جهاد کشاورزی دیدم به خودم میگم دختر ! بیکار بودی بشینی این برنامه مزخرف را نگاه کنی که انقدر حرص بخوری ؟ صندلی داغ خداییش دیگه از این یخ تر نمی شد ! وقتی خبر نشستن بیشتر وزرا در صندلی داغ را شنیدم خوشحال شدم و پیش خودم گفتم آخ جون که قراره داغی این صندلی و سوالهای درست و حسابی و جوندار مجری خوبش بعضی از این وزرا را بدجوری بسوزونه ولی برنامه داغ صندلی داغ از بعد از برنامه تبلیغاتی که برای قالیباف قبل از انتخابات ساخت و سی دی اش در زمان انتخابات ریاست جمهوری دست به دست گشت و شد سی دی تاپ تبلیغاتی قالیباف ، دیگه اون برنامه خوب سابق نیست و داره روال بدی را برای برنامه تبلیغاتی ساختن طی می کنه . دولت هم که قربونش برم از هر فرصتی چه رادیو چه تلویزیون ، چه اینترنت و باقی قضایا استفاده می کنه تا بگه به خدا من خوبم ! من دارم کار می کنم ولی یکی نبود به این آقای وزیر بگه آقا جریان اون سکه های بیست گرمی اعطایی به نمایندگان مجلس چی بود ؟ اصلا درسته که میگن شما بدترین وزیر کابینه ای ؟ 
