تبليغاتX
سيـــاه مشـــق
مارک آنتونی در مدار 140 درجه !

گفتند: بزرگترین تفریح ، کار است . البته من به جز این بزرگترین تفریح خطرناکم که تمام زندگیم را در برگرفته جدیدا یه تفریح دیگه هم پیدا کردم ! اون هم سرسره بازی در بزرگراه یادگار امامه ! نخند ! نمی دونی من چقدر این بزرگراه را دوست دارم ! درست مثل سرسره می مونه . ماشین تا بالای سعادت آباد خودش را برسونه درجه حرارتش رفته بالای بالا و اگر کولر هم روشن باشه ممکنه جوش بیاره ولی بعد از فرحزاد که بزرگراه یکدفعه تموم میشه و می خوری به بن بست اگر دوباره با سرعت 140 برگردی سر خیابون آزادی و با صدای بلند این اهنگ مارک آنتونی را تو ماشین گذاشته باشی و مشغول خوردن لواشک ترش فرحزادی هم باشی می فهمی یه تفریح دیگه ای غیر از کار هم وجود داره !
امروز که رفته بودم بعد از آخرین امتحان دانشگاه یه دلی از عزای لواشک های فرحزاد در بیارم موقع برگشتن اصلا حواسم نبود که دیگه سرعت ماشین تو این سرسره داره از 140 هم رد میشه !یکدفعه نگاه کردم دیدم دارم بلند بلند با این اهنگ مارک آنتونی (تو رو خدا برو ببین چیه !)آواز می خونم که :

DO you believe in loneliness? I do not . thats why I found you and never let you go ..... 

بعد هم به خودم می خندیدم که بزار اول پیداش کنی بعد بلند بلند بزن زیر اواز که پیدات کردم و نمی زارم از پیشم بری ! با این فکرصدای نوار را کم کردم و از سرعت 140 تاییم هم کم کردم و مثل بچه ادم برگشتم خونه و خوابیدم !
به این فکر می کردم که اگر اینجا ایران نبود و هر کشور دیگه ای غیر از ایران بود و پلیس منو با این سرعت می دید چکار می کرد ؟ خداییش سوال خوبیه ها ! اگر آلمان بود پلیس بزرگراه همون کبری یازده یا تام خوشگله منو به اتهام آدم ربایی و بمب گذاری تو کارخونه های خودرو سازی دستگیر می کرد ! اگر هم امریکا بود اولش بازداشتم می کردند بعد تو ماشینم یک عالمه کوکایین با یه اسلحه پیدا می کردند ! ولی اگر سرعتم تو همین ایران و تهران یه ذره از این بالاتر بود پلیس جلوی ماشینم را نمی گرفت و کاریم هم نداشت ولی موقع گرفتن برگه خلافی ماشین تو همون تاریخ یه برگه جریمه به اسمم نوشته بودند به جرم حمل حیوان در جاده چالوس 15 هزار تومان جریمه !
تمام این فکر ها در خواب بود به خاطر همین بود که با صدای خنده خودم از خواب بیدار شدم !

+ نوشته شده در چهارشنبه 31 خرداد1385ساعت 20:40 توسط ثمانه اکوان / / موضوع: روزمره

این بازی سیاسی ...

این روزها تب فوتبال و البته فحش دادن به تیم ملی و علی دایی و میرزاپور و برانکو حسابی داغه . اما برای من که برخلاف تمام دخترهای دیگه (!) اصلا از فوتبال خوشم نمیاد این روزها فقط بازیها رابه خاطر جام جهانی بودنش میبینم ! و با دیدن این بازیها همش تو فکر بازی ایران مقابل امریکا تو جام قبلی هستم که ایران با گل استثنایی حمید استیلی و گل دوم مهدوی کیا از امریکا برد و شاید به نظرتون خنده دار بیاد ولی همش دارم این گل اول استیلی را با گل مارادونا در جام 1986 که مارادونا اون را با دست به دروازه انگلیس وارد کرد و به گل "دست خدا"معروف شد مقایسه می کنم اما با وجود اینکه بعضی ها با شنیدن این حرف خنده شان می گیره خیلی ها هم حق را به من می دهند که این گل را با گل مارادونا مقایسه کنم .
خسرو نقیبی در تاریخ سوم خرداد ۱۳۸۵ در ویژه‌نامه همشهری جوان می‌گوید: «از روزی که بازیکنان ایتالیا در میانه میدان زمین چمن به موسولینی سلام نظامی دادند تا روزی که که مارادونا دستی را که به انگلیس گل زد را «دست خدا» نامید، فوتبال را هیچ‌گاه از سیاست گریزی نبوده است» چه فرقی می‌کند، افلاطون انسان را موجودی ذاتن سیاسی می‌داند و بنا بر این گفته نفس کشیدن انسان هم از روی سیاست است.  یا به قول محمد قوچانی: «آرژانتینی‌ها پیروزی تیم خویش بر تیم ملی انگلستان را به اندازه فتح دوباره جزایر فالکلند مهم می‌دانند و هر گاه که در جام جهانی مقابل انگلیس حاضر می‌شوند خلسه‌ای عظیم از این رویارویی بدان‌ها دست می‌دهد».
در جام 1986 مارادونا با فرستادن توپ آرژانتین با دست به دروازه انگلیس انتقام جنگ چهارساله انگلیس با آرژانتین به خاطر اشغال جزایر فالکلند آرژانتین توسط انگلیس را گرفت اما استیلی با وارد گردن توپ ایران با سر به دروازه امریکا و بعد گریه ای که از شدت شوق داشت انتقام نمی گرفت ، نفرت خودش را نشان می داد و عظمت و قدرت ایرانیان در مقابل امریکا ...
البته با وجود اینکه آرژانتینی ها در انتقام بودن اون گل وفاق دارند ، ایرانیها اصلا به چنین مسئله ای نپرداختند اما احساسات مردمی نشان از این وفاق داشت تا جایی که به حمید استیلی بعد از اون بازی ، حمید گریان هم گفتند !  این گل را می توانید از اینجا ببینید و همچنین گل مهدوی کیا به امریکا

پ.ن.1: شنبه من خبرگزاری شیفت هستم و از قضا تمام بچه ها به خاطر اینکه نمی رسند بروند فوتبال را در خانه ببینند همه خبرگزاری تشریف دارند ... با این آقایان شر خبرگزاری که همینجوری فریاد و داد و بیداشان تا هفت طرف اونور تر هست ، خدا این بازی را برای ما به خیر بگذراند ! قابل توجه حسین و مسیب و کمیل و سجاد و یاشار ! نام فامیلشان را نمی آورم که آبروشون نره !

+ نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1385ساعت 20:43 توسط ثمانه اکوان / / موضوع: سياسي

و اما عشق ...

نازی گفت : اینها چیه می نویسی ؟ از عشق بنویس و من با صلابت تمام جوابش را دادم که : از چیزی می نویسم که وجود داشته باشه !
این روزها از این گفته ام سخت پشیمونم ...
شادی و شهرام اتفاقی با هم آشنا شدند و بعد از تمام مسائلی که سر راه ازدواجشون وجود داشت و باعث شد 4 سال انتظار بکشند،  بالاخره به هم رسیدند مثل تمام مردم عادی دیگه و تو یه روز عادی مثل روزهای دیگه ... اما اونها به همین زندگی عادی راضی نبودند و به دلیل اینکه مادر شهرام که از پدرش طلاق گرفته بود و در امریکا زندگی می کرد تصمیم گرفتند به این کشور مهاجرت کنند . شهرام 6 ماه بعد از عروسی درست هنگامی که تمام فامیل می گفتند هیچ عروس و دامادی مثل شادی و شهرام نیستند ، اینها لیلی و مجنون دوم هستند ، برای کارهای اداری و اجرایی و دیدن مادرش به امریکا رفت اما فقط تونست برای خودش گرین کارت بگیره و اگر می خواست منتظر انجام شدن کارها از مجرای قانونی و اداری خودش باشه یک روز چشمهاش را باز می کرد و می دید که سالهاست شادی را ترک کرده ... بنابراین در عین حال که سعی کرد راه قانونی را امتحان کنه به راههای غیر قانونی هم اندیشید ... شادی برای اولین بار به ترکیه رفت و از آنجا تقاضای روادید برای ورود به خاک امریکا کرد اما تقاضاش رد شد ، برای دومین بار به دبی رفت تا شانس خودش را امتحان کنه اما این بار هم نشد و دوباره به ایران برگشت و تصمیم گرفت در این زمینه با وکلای معتبر مشورت کنه اما این کار هم جز هزینه بیشتر براش هیچی نداشت و تازه حدود دو سال از ازدواجش هم با شهرام گذشته بود و همین حدود از رفتن شهرام و تنها موندن شادی ... دیگه خسته شده بود . به نصیحت یک وکیل دیگه گوش کرد و سعی کرد از طریق قبرس ویزای امریکا را بگیره اما این بار وقتی چشم باز کرد 3 سال گذشته بود و انگار نه انگار . کار شهرام شده بود کار کردن و پول فرستادن برای شادی و شادی هم نشستن ،گریه کردن و دوباره دست به کار شدن ... این بار راه غیر قانونی را امتحان کرد و از طریق مرز مکزیک سرانجام وارد امریکا شد ! لیلی و مجنون روزگار دوباره به هم رسیده بودند و تمام فامیل که قصه عشق این دو براشون شده بود افسانه ، دوباره بعد از 3 سال و نیم به خاطر به هم رسیدن این زوج جشن گرفتند .
حالا حدود 6 سال از ازدواجشون گذشته بود و همه منتظر رسیدن نوزاد "عشق" بودند اما شهرام از این مسئله طفره می رفت و هیچ کس نمی دونست دلیل این کار چیه تا اینکه بعد از گذشت سال هشتم راز شهرام و شادی فاش شد ... شهرام سرطان خون داشت .
حالا بعد از گذشت ۹سال وقتی پدر شهرام و مادر شادی برای دیدن لیلی و مجنون خوشبخت گذشته وارد منزل اونها شدند ، دیگه نه از شهرام چیزی به جا مونده بود و نه شادی که تمام فکر و ذهنش شده بود پرستاری از شهرام.
نمی دونم چی به سر شهرام میاد و شادی با این درد چطوری سر میکنه اما داستان عشق شهرام و شادی مطمئنا تنها افسانه لیلی و مجنون فامیل ماست .
این روزها از این گفته خودم سخت پشیمونم ....

پ.ن.1 : چند تا سوغاتی براتون از سفر مشهد و شمال آوردم . جای همتون خالی بود ... (1) (2) (3) (4)

+ نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 18:46 توسط ثمانه اکوان / / موضوع: روزمره

به قربان تو شاها که حج فقرایی !

از شروع سال جدید خانوادگی برای این سفر برنامه ریخته بودیم و حسابی نقشه کشیدیم که خوش بگذرونیم ! داریم میریم مشهد و بعد هم بعد از سالها ، یه شمال درست و حسابی ! احتمالا یک هفته ای نیستم . عوضش برای اینکه جام حداقل اینجا خالی نباشه ، چند تا از یادداشتهایی را که برای خبرگزاری نوشتم و فکر می کنم براتون جالب باشه میگذارم اینجا که بخونید . دعا برای همه فراموش نخواهد شد . نمی دونم شاید یکدفعه دیدی دلم تنگ شد و یه جا کافی نت پیدا کردم و بهتون سر زدم ... فعلا دارم از خوشحالی می میرم . تا بعد !

یا علی ابن موسی الرضا ! اغنیا به مکه روند و فقرا به پابوس تو آیند ، به قربان تو شاها که حج فقرایی !

+ نوشته شده در سه شنبه 9 خرداد1385ساعت 19:30 توسط ثمانه اکوان / / موضوع: روزمره

انتخابات هيات رييسه مجلس ، بايدها و نبايدها

خبرگزاري موج - ثمانه اكوان
انتخابات سومين دوره هيات رئيسه مجلس همزمان با سومين سال فعاليت مجلس هفتم روز چهارشنبه در صحن علني مجلس برگزار خواهد شد و اعضاي هيات رئيسه سومين سال فعاليت مجلس بر صندلي ها تكيه خواهند زد اما با توجه به نزديكي اين انتخابات با انتخابات مجلس خبرگان رهبري و شوراها اين انتخابات از چند نظر قابل توجه و بررسي بيشتر است:
1-انتخابات هيات رئيسه مجلس در واقع نشان دهنده ميزان هماهنگي در حفظ وحدت در موضع گيريهاي اساسي اصولگرايان است كه مي توان تبعات آن را در انتخابات مجلس خبرگان رهبري و شوراهاي اسلامي شهرها نيز مشاهده كرد. بنابراين انتخابات هيات رئيسه گام اول اصولگرايان حفظ وحدت در هماهنگي در بين اين نيروهاست و در واقع انتخابات هيات رئيسه مجلس، شوراها و خبرگان رهبري نشان خواهد داد كه گروههاي داخل در جبهه اصولگرايان،‌ به چه ميزان پويا و تحول خواه و با سطح فكر سياسي معقول و رشد يافته هستند و تا چه ميزان مي توانند وحدت و همدلي خود را به توافق نزديك كرده و چالش جديد جريان اصولگرايي را از بين ببرند.
2-اما از اين منظر نگاه به فراكسيون اقليت مجلس نيز حائز اهميت است. فراكسيون اقليت مجلس هدف خود در انتخابات هيات رئيسه را حفظ اقتدار مجلس و صيانت از وظيفه نمايندگاني عنوان كرده است و به نظر مي رسد با توجه به همين هدف،‌ از پويايي خاص دراين انتخابات محروم باشد و همچنان منفعلانه راي به نظر اكثريت مجلس دهد. البته نگاهي به عملكرد فراكسيون اقليت در مجلس هفتم در سال گذشته نشان داده است همواره اين فراكسيون در برابر تحولات كه اكثر آن را فراكسيون اصولگرايان و درواقع اكثريت مجلس رهبري مي كند، منفعلانه برخورد كرد و به عنوان اقليت قوي در اين مجلس شناخته نشده است و اين تحليل ممكن است در انتخابات بعدي نيز بر روي جبهه اصلاح طلبان تاثيرگذاشته و آنها را در درون قوه مقننه با ضعف روبرو سازد.
3-سوال اصلي پس از تحليل هاي سياسي اين است كه مجلس بايد اول به اين نتيجه برسد كه آيا هيئت رئيسه مجلس پس از دو سال بايد تغيير پيدا كند ياخير. در حال حاضر قاطبه يا اكثريت مجلس به اين نظر رسيده اند كه هيات رئيسه درانجام وظايف خود موفق نبوده و نتيجه اين نحوه اداره مجلس تضعيف اين نهاد در مقابل قواي ديگر است و براين اساس بيشترين انتقاد وارده برهيئت رئيسه دراين جمله خلاصه مي شود كه مجلس ضعيف است كه ابزار نظارتي از آن گرفته شود.
بيشترين انتقاد و اعتراض نمايندگان مجلس شوراي اسلامي به هيات رئيسه درخصوص سوالات و تذكراتي است كه نمايندگان از وزرا و مسئولين اجرايي دارند و به دليل حجم بالاي اين تذكر است و سوالات، معمولا هيات رئيسه توان پيگيري آنها را ندارد و اين عدم توانايي از طرف نمايندگان اينگونه تعبير ميشود كه مجلس اجازه سوال و تذكر رابه آنها نمي دهد و اگر نمايندگان سوالاتي از مسئولان اجرايي دارند واعضاي هيات رئيسه مسئوليت پيگيري آن را برعهده دارند،‌ هيات رئيسه اين كار را انجام نمي دهد. و به نوعي نظارت راسانسور شده و به صورت فيلترنيگ اعمال مي كند. در بحث دفاع از حقوق وشان نمايندگان نيز مسئله به همين ترتيب است و نمايندگان دراين راستا اذعان مي كنند كه مجلس ظرفيت و توان بالايي را در انجام وظايفش دارد و اين استعداد مجلس هفتم با پتانسيل هيات رئيسه در يك اندازه نيست و اين استعداد ناديده گرفته مي شود.
اما براي حل اين مشكلات راهكار هيات رئيسه كه در واقع راهكار دقيقه نوري است كه قانون اساسي پيش پاي مجلسيان گذاشته است. واگذاري يا تفويض اختيارات قانون گذاري مجلس به كميسيونهاي تخصصي است كه براساس اصل 85 قانون اساسي صورت مي گيرد و در واقع وقت بيشتري را براي نظارت نصيب نمايندگان مي كند و ممكن است در ارائه كارمجلس، انتقادات به هيات رئيسه راكمتر كند.
و اين سوال ازطرف نمايندگان اينگونه پاسخ داده مي شود كه با توجه به اينكه در هيچ مجلسي در تاريخ گذشته اين قوه ، رئيس و نايب رئيس درسالهاي اول تا چهارم تغييري پيدا نكرده اند و اصولا بيشتر كارهاي هيات رئيسه يا منشيان و كارپردازان انجام مي دهند، بهتر است تغيير در هيات رئيسه، در قالب تغيير كارپردازان و منشيان باشد وبه همين ترتيب انتخابات سال سوم هيات رئيسه مجلس در فراكسيونهاي مختلف كليد خورده است.
4-در عين حال ضعف ديگر هيات رئيسه راكه مي توان به انتخابات واعتراضات نمايندگان منجر دانست، عدم تقسيم بندي واقعي مجلس به اكثريت واقليت است و اين در حاليست كه مجالس قبل همواره به دو قطب اكثريت و اقليت تقسيم مي شدند و اعضاي هيات رئيسه با اكثريت مشكلي نداشتند اما در مجلس هفتم همين اكثريت در داخل به قطب هاي مخالف و موافق تقسيم شده است و شايد به جرات بتوان گفت هر نماينده اي از هر جناحي در مجلس، در نهايت حرف خود را مي زند و اكثريت مجلس نوپاي به قوانين مجلس پايبند نيست.
در پايان مي توان گفت انتخابات سومين دوره هيات رئيسه مجلس با توجه به نزديكي انتخابات خبرگان رهبري و شوراها وهمچنين تغييرات و تحولات اخير مجلس و تغيير در زمينه هاي اصولگرايي و اصلاح مجلس از موارد مختلف مجلس از اهميت بسيار بالايي برخوردار است وهنوز نمي توان صراحتا از نتايج انتخابات پيش بيني خاصي داشت و نكته اي كه نمايندگان بايد به آن توجه داشته باشند اين است كه اين انتخابات نشانگر ميزان پايبندي نمايندگان به وحدت وهماهنگي كل نمايندگان مجلس و ميزان اقتدار و وحدت مجلس به عنوان قوه مقننه جمهوري اسلامي است.

+ نوشته شده در سه شنبه 9 خرداد1385ساعت 12:0 توسط ثمانه اکوان / / موضوع: سياسي

وزیر کار تکلیف خود با مسائل کارگری را مشخص کند
خبرگزاری موج - ثمانه اکوان
با وجود گذشت چندين ماه از راي اعتماد مجلس به محمد جهرمي براي تصدي وزارت كار و امور اجتماعي همچنان موضوع وزارت كار دولت نهم مقابل مسائل كارگري و مهمتر از آن بستن قراردادهاي موقت براي كارهايي كه جنبه دائمي دارند، همچنان در ابهام قرار دارد و وزير كار و امور اجتماعي كه با وعده تغيير وضع موجود براي اصلاح قانون كار به اين سمت انتخاب شده است، در اظهار نظرهايي ضد و نقيض يك روز از ضرورت اصلاح قانون كار و رد تفسير ارائه شده توسط ديوان عدالت اداري سخن مي گويد و روز بعد اذعان مي دارد كه قرارداد موقت به عنوان يك اصل در بازار كار مورد توجه قرار دارد و وزارت كار براي تامين امنيت رواني نيروي كار موقت،‌ تمهيداتي انديشيده است اما سوال اصلي اينجاست كه آيا وزارت كار به عنوان متولي اصلي روابط كار به اين مسئله اعتقاد دارد كه تبصره 2 ماده 7 قانون كار و يا به عبارت بهتر، قانون بستن قراردادهاي موقت براي كارهايي كه جنبه دائمي دارند، بايد اصلاح پيدا كند يا خير و مسئله ديگر اينكه آيا وزارت كار روند رشد حداقل دستمزد كارگران در ابتداي هر سال را قبول دارد و آيا اعتقاد دارد كه حداقل دستمزد كارگران بايد متناسب با تورم و همچنين روند رشد حداقل حقوق كارمندان تعيين شود ؟ نمايندگان تشكل هاي كارگري در دولت پيشين وهمچنين مجلس ششم معتقد بودند تفكر كارفرمايي حاكم بر نمايندگان و وزراي اقتصادي مربوطه مانع از آن مي شد كه روح حاكم بر قانون كار كشور يعني حمايت از كارگران حفظ شود و وزارت كار قبل از رسيدن به آْستانه اولين سال فعاليتش بايد تكليف خود را با اين مسائل مشخص كند.
با اين حال به نظر مي رسد اين تنها وزارت كار نيست كه بايد اين كار را انجام دهد و مجلس هفتم نيز كه در عكس العملي به اخراج كارگران قراردادي به خاطر افزايش حداقل هاي دستمزد كارگران قرار است طرحي را براي كاهش حداقل هاي دستمزد براي تصويب به صحن علني مجلس ارائه كند و بايد پاسخ دهد كه آيا تنها كاهش دستمزدها چاره كاراخراج نشدن كارگران است و تا چه زمان حداقل هاي دستمزد نبايد تغيير پيدا كند.
برخي از نمايندگان اميد دارند با كاهش دستمزدها جنجال اخراج كارگران خاتمه يابد وزير كار نيز معتقد است با راهكارهايي نظير تفاوت دستمزد وتلاش براي برقراري بيمه بيكاري مي تواند از تبعات افزايش دستمزدها و انعقاد قراردادهاي موقت براي كارهايي كه جنبه دائمي دارند، بكاهد و اما اظهار اميدواري براي برقراري بيمه بيكاري و يا پاك كردن صورت مسئله با كاهش دستمزدها راه مناسبي براي حل موضع حداقل دستمزد كارگران نيست.
+ نوشته شده در سه شنبه 9 خرداد1385ساعت 10:37 توسط ثمانه اکوان / / موضوع: اقتصادي

نترس !

نترس مواظب خودم هستم ! دیگه بعد از حدود ۸ سال کار تو محیط مطبوعات و خبرگزاریها و به قول معروف تو جامعه بودن ، می دونم هر کی زیادی بهم روی خوش نشون میده و می خواد از خودش محبت در کنه ، یه چاقو به شفافی همین تو دستشه ! ولی نترس مواظب خودم هستم !
میگم کاش اون آقا جلویی کتش را درآورده بود تا ببینی چقدر جای زخم این چاقوها تو پشتش هست و خدا میدونه چقدر دیگه اضافه میشه !

 

 

+ نوشته شده در جمعه 5 خرداد1385ساعت 17:5 توسط ثمانه اکوان / / موضوع: روزمره

آقای فردوسی ! چرا رنج بردی در این سال سی ؟

اقلیت همیشه در بیان عقایدش با مخاطب بیشتری روبروست . چه خود اون اقلیت که می خواهد ببینند موضوع چیست و چه اکثریتی که باید به این اقلیت بیاندیشد و در نهایت جوابی برای آنها داشته باشد اما اصولا در مواقع معکوس سخن اکثریت آنقدر ها هم جدی گرفته نمی شود . داستان توهین روزنامه ایران به ترک زبانان هم همینه . اگر ترکها در یک نشریه ای که جمعه ها چاپ می شود به فارسها اعتراض و انتقادی مطرح کرده بودند و یا توهینی به آنها می کردند زیاد قابل اهمیت نبود اما اقلیت همیشه مترصد اینه که بینه آیا حقوقش رعایت میشه و آیا بهش احترام گذاشته میشه یا نه .
در این رابطه دارم به یک مسئله فکر می کنم و اون اینه که چطور وقتی که رییس جمهور به خاطر هموطنان ترک زبانمان شعار تیم ملی فوتبال در جام جهانی را که " گلهای پارسی " بود به " مردان خلیج فارس " تغییر داد ، کسی از این قوم ازش تشکر نکرد و هیچکس هم به این قوم نگفت چرا شما خودتان را پارسی نمی دانید ؟ مگه سرزمین پارس کل سرزمین ایران نیست ؟ و وقتی که روز ملی شعر و ادب به واسطه لابی و اعمال نفوذ علی اصغر شعردوست نماینده سابق تبریز در مجلس ششم به نام شهریار شاعر ترک زبان ثبت شد و صدای تمام شاعران و نویسندگان فارسی زبان درآمد ، آقای خاتمی گل گلاب کاری نکرد و به قبای هیچ قوم و قبیله ای بر نخورد ولی هر چی میشه حتی با یه کاریکاتور تو روزنامه ای که تو روز جمعه چاپ شده ، فلک و افلاک را این ترکهای عزیز به هم می ریزند ؟
یادمه درست سالی که با اعمال نفوذ این نماینده تبریز ، روز ملی شعر و ادب به نام شاعر ترک زبان این دیار به ثبت رسید ، تو طوس یک مجسمه از فردوسی ، پدر ادبیات کاملا ایرانی و فارسی را خریدم و گذاشتم یه گوشه اتاق و هر روز که می بینمش میگم آقای فردوسی درسته این مردمان رنج سی ساله ات را برای زنده کردن عجم به زبان پارسی قدر ندانستند ولی من دوستت دارم ... به نظرم این مشکل که میگن نباید مسئله قومیت را این روزها زیاد پر رنگ کرد و به ضرر منافع ملی کشور است ، درست نیست و باید بالاخره معلوم شه آیا همه ایرانی هستیم و زبان رسمی کشورمان فارسی هست یا نه !

پ.ن.1: روزنامه کارگزاران یک ستونی را به نظرات خبرنگاران پارلمانی در خصوص حوادث مجلس اختصاص داده که اولین نوشته اش مال من بود و دوشنبه چاپ شد در ادامه مطلب می تونید اون یادداشت را بخونید . تیترش اینه :" وقتی مجلس خمیازه میکشد ! " ولی تو روزنامه با یه تیتر دیگه چاپ شده !
پ.ن.2 : امروز دوم خرداده سالگرد روزی که بیست میلیون ایرانی به خاتمی گفتند : باش !
از خاتمی انتقاد های زیادی دارم و فکر می کنم از همان اول می دانست خیلی از شعارهایش را نمی تواند محقق کند و باز اومد تو میدون .اما به نظر من اگر اصلاحات به بن بست رسید ، تقصیر خاتمی بود ... همه ، حتی اصلاح طلبان تقصیر را بر گردن یاران خاتمی میندازند که پارا فراتر از اصلاح طلبی گذاشتند و خواستند ویران کنند تا دوباره بسازند ! اما من خود خاتمی را مسئول می دونم چون این خودش بود که به یارانش فرصت انجام این کارها را داد .خاتمی که می دونست کاری نمی تونه بکنه و اصلا قرار نبود کاری انجام بده نباید تو دوره دوم انتخابات جلوی دوربین و خبرنگاران و در واقع جلوی همه مردم می زد زیر گریه ... خاتمی نباید با احساس ما بازی می کرد . مطمئنم چند سال دیگه اگر احمدی نژاد هم به شعارهاش عمل نکنه ، همین حرفها را در موردش می زنم . چند وقت پیش تو یه مطلب صراحتا نظرم را در مورد اصلاحات و بت هایی که این جریان برای جوانان ساخت گفتم . می تونید از اینجا بخونیدش ...(1) (2) (3)

ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 2 خرداد1385ساعت 8:29 توسط ثمانه اکوان / / موضوع: سياسي