می خواستم خیلی راحت و خودمونی در مورد تاثیر کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی بر فضای اقتصادی جامعه حرف بزنم که یکدفعه دیدم شد سرمقاله امروز خبرگزاری ! اما خداییش به قصد نوشتن تو وبلاگ بود و الاعمال بالنیات ! اگر خواستید در مورد بیماری هلندی بیشتر بدونید به این مطلب وبلاگ دکتر احمد سیف سر بزنید .
آشفته بازار سکه ؛ پدیده ای که خود درست کرده ایم
خبرگزاری موج - ثمانه اکوان
زمانی که مجلس شورای اسلامی به کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی با دستور قانونی پرداخت ، انتظار می رفت که اوضاع اقتصادی کشور در حوزه بانکها دچار تحول بزرگی شود اما بالا رفتن بی رویه قیمت انواع سکه در بازار طلا ، روی دیگر این سکه یعنی کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی را که منجر به کاهش سود سپرده های بانکی نیز شد ، به جامعه نشان داد .
نمایندگان مجلس شورای اسلامی در مصاحبه های خود در مورد تاثیر کاهش سود بانکی در عدم استقبال مردم از سپرده گذاری در بانکها ، تاثیر بسیار ضعیفی را بر این مسئله محتمل می دانستند اما بار دیگر نشان داده شد ، اقتصاد کشور نه با نظریه پردازیهای تئوری بلکه بر اساس جو روانی موجود در بازار شکل می گیرد .
نمایندگان مجلس شورای اسلامی و همچنین دولت نهم که سعی در کاهش سود بانکی برای کاهش تورم داشتند باید از همان اول معین می کردند که اگر قرار است مردم سرمایه های کوچک و بزرگ خود را در بانکها نگذارند ، نقدینگی موجود در جامعه چگونه جمع آوری خواهد شد و آیا اصولا متولی خاصی برای انجام این کار وجود دارد ؟ پاسخ به این سوال در روزهای اول بررسی طرح منطقی کردن نرخ سود تسهیلات بانکی اسان به نظر می رسید : بازار بورس اوراق بهادار باید متولی این کار باشد و با شفاف سازی معاملات یا بهتر بگوییم ؛ اعتماد سازی در مورد سرمایه گذاری در بورس به این کار بپردازد اما با وجود تاکید رییس جمهوری بر سعی در سامان بخشیدن به بورس پریشان و مضطرب اوراق بهادار ، مردم حتی نیم نگاهی هم به این سازمان نینداخته و به فکر راههای آسانتر و در عین حال مطمئن تر برای سرمایه گذاری پرداختند و در حالیکه بازار تلفن همراه هم به دلیل پایین امدن قیمت ها دچار رکود شده است ، چه راهی بهتر از سرمایه گذاری در بازار طلا و سکه ؟
با بحران به وجود آمده در بازار سکه و طلا اکنون این کارشناسان اقتصادی دولت و مجلس هستند که باید ضمن پاسخگویی در مورد تبعات طرحهایی که به قانون تبدیلشان می کنند ، به این بیندیشند که چگونه می توان از موج اول گسترش نقدینگی در جامعه عبور کرده و به کاهش نرخ تورم پرداخت . ضمن اینکه با وضعیت موجود ، حتی اگر بانک مرکزی شبانه روز به ضرب سکه پرداخته و آن را وارد بازار کند ، چگونه می توان با بحران به وجود آمده در مورد قیمت سکه به میارزه پرداخت و باید مشخص شود با این بحران هم می توان با بخشنامه و قانون مبارزه کرد ؟ در نهایت راه به کجا خواهیم برد ؟ سوال اصلی همچنان پا برجاست ، سرمایه های کوچک مردم که قبل از این در بانکها ذخیره شده بود ، اینک باید به کجا راهی شود که بازارهای موجود را اینچنین با بحران مواجه نکند ؟ بنا به گفته مديركل اداره چاپ و نشر اسكناس و خزانه بانك مركزي در حال حاضر در جامعه 800 هزار ميليارد ريال نقدينگي وجود دارد كه هر جا افزايش قيمت بيرويهاي را مشاهده كند مانند يك سيل ويرانگر عمل ميكند ، امروز سکه ، فردا دلار و ارزهای دیگر ، زمین و مسکن و فرداهای دورتر .... بیماری هلندی یا بهتر بگوییم بیماری هلندی از جنس ایرانی در راه است !
رابطه کشور ما با روسیه رابطه عجیب و غریبی است درست مثل این است که دو نفر با اینکه همسفر هستند و در یک راه قدم بر می دارند و با هم به ظاهر مشکلی هم ندارند ، هر کدام از ترس اینکه مبادا دیگری نیمه شب دیگری را رها کرده و یا از پشت به آن خنجر بزند ، همیشه مترصد و نگران باشد !
تاریخ به ما نشان داده که روسیه شریک سیاسی خوبی برای ما نیست اما در راهی که این دو کشور قرار گرفته اند ، باید گفت هر کدام برای منافع خودشان هم که شده باید دیگری را تحمل کنند . اما این منافع کجاست ؟ به نظر می رسد روسیه بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نیاز دارد که ثابت کند دارای همان قدرتیست که قبل از فروپاشی آن را دارا بود و برای اینکه این امر ثابت شود باید روبروی قدرت اول بایستد و هر از گاهی به خودنمایی بپردازد اما این خودنمایی نباید به صورتی باشد که قدرت اول به آن شک کرده و سعی کند که به هر طریقی که شده به جنگ روانی با قدرت اول بپردازد . دولت روسیه زرنگتر از این حرفهاست و باهوش تر که در حالیکه فرصت رشد اقتصادی و سیاسی پیش پایش ریخته است ، خود را درگیر جنگ روانی نابرابر با امریکا کند . پس تنها راهی که باقی می ماند کمک به دشمنان قسم خورده این قدرت اول ، در چارچوب منافع ملی اش است . به نظر شما روسیه برای این کار چه دشمنی قـَدَر تر از ایران برای مقابله با امریکا می بیند ؟...
اما چارچوب یادمان نرود . گیم نت مذاکرات هسته ای ایران با روسیه یادتان هست ؟ روسیه اگر از دستیابی ایران به فناوری هسته ای دفاع می کرد نه به خاطر این بود که ایران هسته ای را در همسایگی خود داشته باشد ، بلکه می خواست با توجه به فشارهای امریکا و متحدان غربی اش ، از این فرصت استفاده کرده و سوخت هسته ای را به قیمت پیشنهادی خودش به کشورمان بفروشد . اما ما هم از این مذاکرات یا بهتر بگویم از این بازی مذاکرات روسیه و پیشنهاد دادنها و گرفتن ها توانستیم نهایت استفاده را برده و از وقت پیش آمده برای تکمیل تحقیقات هسته ای استفاده کردیم و در واقع برنده بازی مذاکره (با هر کشوری که باشد) ، در نهایت ایران است .
اما تنها دشمن قسم خورده امریکا در شرایط فعلی ما نیستیم و حماس و دولت خودگردان فلسطین را هم پس از پیروزی حماس در انتخابات فلسطین نباید از یاد برد . شاید به همین خاطر است که در شرایطی که تمام کشورهای غربی دولت خودگردان فلسطین و در حقیقت حماس را به خاطر به رسمیت نشناختن اسرائیل تحریم اقتصادی کرده اند ، روسیه مانند کشور ما و همردیف با ما سعی در کمک به این دولت دارد و به خاطر اینکه این چند روز اخیر تعطیلات رسمی اسرائیل بوده است ، هنوز هیچ عکس العملی از طرف اسرائیلیان به این اقدام صورت نگرفته است. (جزئیات بیشتر این خبر )
درهر صورت به نظر می رسد این بازی قدرت روسیه با امریکا بیشتر از اینکه بازی برد و باخت برای این دو کشور باشد ، بازی برد - برد برای ایران و روسیه و فلسطین و روسیه است و باید از این فرصت به نحو احسن استفاده برد .
پ.ن.۱: روز جمعه در مراسم افتتاحیه کنفرانس بین المللی حمایت از مردم فلسطین بودم و فکر می کنم تنها چیزی که در تمام طول مراسم مورد توجه خبرنگاران بود ، طرز رفتار خالد مشعل ، رهبر سياسي جنبش حماس بود که از ابتدای ورود به سالن اجلاس سران با همه دست داد و روبوسی کرد و برای خبرنگاران هم سنگ تمام گذاشت و هر از گاهی با نگاه به طبقه بالا که خبرنگاران بودند دست تکان می داد و ابراز احساسات می کرد . بچه ها می گفتند خوبه این آقا خالد تو استادیوم آزادی نبود وگرنه مجبور بود از اون اول تا آخر با همه دست و روبوسی کنه ! (البته دلیل این کار غیر از خوش اخلاقی و مردمداری و مسلمونی مطمئنا چیز دیگه ای هم بوده که اگر خبر قبل را خونده باشد می فهمید ! )
بعضی وقتها غرور و تکبر بیجای ما نه تنها به خودمون ضربه می زنه بلکه ضرباتی را به آینده کشور و سرنوشت مردم کشورمون می زنه که اگر این اتفاق بیافتد نمی دونم جطوری می تونیم جوابگوی عاقبت کارهامون باشیم . البته این غرور و تکبر در آدمهای عادی در این مورد زیاد مطرح نیست اما اگر یک سیاستمدار باشی یا یک نخبه و دانشمند اونوقت ... می دونی من به این نتیجه رسیدم اگر تو نباشی و کاری را که باید انجام بدی ، به هر دلیل انجام ندهی همیشه یک نفر هست که کار تو را سرانجام به نتیجه برساند و تنها این فرصت خدمتگزاری است که برای تو از بین می رود .
یکی از اساتیدمون که از نخبگان رشته خودش هم هست ، داشت با آب و تاب فراوان تعریف می کرد که من الان چون دکتری گرفتم هر جا برم من تعیین می کنم چقدر دستمزد بگیرم و چه طوری باهام رفتار کنند . اگر غیر از این باشد من اون کار را انجام نمیدم و اونها دستشون می مونه تو پوست گردو ... با پر رویی تمام گفتم : استاد بالاخره یک نفر کاری را که شما باید انجام میدادید انجام میده و ثواب و توفیق خدمتگزاری به مردمی که تشنه استفاده از تکونولوژیهای جدید و افتخار به اون هستند را ، کس دیگری می برد !
با عصبانیت گفت : پس من چی ؟ این همه زحمت کشیدم و درس خوندم که مثل یک دیپلمه و یا لیسانس ، مثل شماها باهام رفتار بشه ؟
گفتم : استاد ! این مسئله یک مشکل دو سویه است اولین مشکل ، نوع رفتار دولتی ها و کارفرمایان با نخبگانی مثل شماست که همانطوری که گفتید ، آقای منطقی ایران خودرو به خاطر اینکه پروژه شما را ببیند دو ساعت شما را در دفترش منتظر نگه داشته و شما هم ناراحت شدید و اومدید بیرون و بعدا هر چی بهتون گفتند ، پروژه را بهشون ندادید اما مشکل دوم توقع شما از این افراد است و اینکه صبر ندارید و ببخشید اگر این حرف را می زنم کمی هم تواضع !
استاد ناراحت شد ولی خیلی ساده نگاهم کرد و گفت : حقیقت تلخه قبول دارم . اما دلیل پیشرفت نکردن کشور هم همین بوده چون کسانی مثل من آخرین راه بهتر زندگی کردن را در خارج از کشور می بینند که هم احترام می بینند و هم از لحاظ مالی تامین می شوند و هم می توانند کارهای خوبی را با امکانات عالی انجام دهند . حالا این معضل به دست من حل میشه یا دولت ؟
گفتم : هر دوی شما ! چند وقت پیش داشتم با یکی از نمایندگان مجلس که خودش از نخبگان فیزیک هسته ای کشور هست ، صحبت می کردم و اون هی می خواست منو متقاعد کنه که ما تو تحقیقاتمون به هیچ جا نرسیدیم و این هم به خاطر اینه که دولت به کسانی مثل اون توجه نکرده و یه مشت جوون 19 تا 25 ساله را گذاشته تا تحقیقات هسته ای را ادامه بدهند . حرف من اینه که استاد اگر شما این افتخار را به اسم خودتون ثبت نکنید ، جوونهایی مثل ما که تحصیلاتمون کمتر از شماست ولی به خاطر سن و سطح تحصیلاتمون تواضع بیشتری داریم با امکانات کمتر و توقع کمتر این کار را به انجام می رسونیم و این نه تنها در انرژی هسته ای بلکه در جاهای دیگه هم صادق است اونوقت کسانی که از ایران رفتند ، باید در سن پیری غصه بخورند که چرا نتوانستند برای کشورشان کاری انجام بدهند شما تو مستند مهاجران دیدید که چطوری این افراد برای کشورشان گریه می کنند و ناراحتند که چرا کارهایی را که در کشورهای دیگر انجام دادند نتوانستند برای کشورشان انجام دهند ؟ باید به خودمون بقبولانیم که ایران ، همینطور است که هست . امکانات برای تحقیقات نداره وکسی هم تحویلت نمی گیره و ما باید با این فکر که کاری برای کشورمان کردیم خودمون را راضی نگه داریم ... استاد برای دقایقی نگاهم کرد و بعد با یک "یا علی" عزمش را جزم کرد که بره پای تخته و ادامه درس را آموزش بده .....
کاش یادمون بمونه ملی شدن انرژی هسته ای و ورود پر افتخار ایران به باشگاه هسته ای را مدیون جوونهایی هستیم که بی ادعا فقط برای اعتلای نام کشورشان و شاد کردن دل مردم ، تمام مردم را شاد کردند . مبارک باشه این پیروزی بزرگ !
* رسمی یا غیر رسمی ، خوب یا بد ، پس از 26 سال ایران و امریکا قرار است با هم حرف بزنند ! تا حالا شده با یکی از دوستهات یا یکی از فامیلهاتون یا هرکسی که حداقل می شناختیش دعوات بشه و بعد از سالها دوباره بخواهی بدون اینکه باهاش آشتی کنی بری باهاش حرف بزنی ؟ به نظرم باید کار خیلی سختی باشه . باید از روزهای قبل حسابی فکر هاتو بکنی و بدونی که بعد از 26 سال با چه کسی روبرو هستی و ادبیاتش هنوز یادت باشه که در مقابلش کم نیاری .
تنها چیزی که در این بحث مذاکره به نظرم میرسه ، همینه ... ما تا به حال با اروپا و کشورهای سه گانه اروپایی که در واقع نایب بر حق امریکا بودند مذاکرات زیادی داشتیم اما آیا الان بلدیم با زبان امریکاییها و دیپلماتهایشان با آنها صحبت کنیم به گونه ای که کم نیاریم ؟ یک مطلب دیگه هم هست . از قدیم گفته اند چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است . چرا ما با هزار کراهت برای عراق به پای میز مذاکره با امریکا می رویم اما برای خودمان و دفاع از حق داشتن انرژی صلح آمیز هسته ای این کار را حرام می دانیم ؟
** مجلس هفته پیش بالاخره تصمیم دو سال پیشش را عملی کرد و کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی را قانونی کرد . سرمقاله دیروز من راجع به همین مطلب بود . دو تا گزارش هم داشتم که یکیش امروز رو سایت رفت . خودم هم سرگیجه گرفتم! تو یه گزارش بانکها را کوبیدم و تو یه گزارش دیگه به طرفداری از بانکهای خصوصی و مخالفت با اقدام دولت و مجلس پرداختم . ببینید این مصوبه مجلس چند تا وجه داره ! n بعدیه !
چند روز پیش داشتم گذری کانال PMC (کانال موسیقی ایران) را می دیدم که برنامه یک ساعته ای را پخش کرد به نام top 20 که با نظر بینندگانش 20 تا از بهترین موزیک ویدئوهای ایرانی را از مجاز و غیر مجاز و ترک و عرب و خارجی همه جوره نشان می داد . کنجکاو شدم ببینم مردمی که بعضیهاشون شبانه روز دارند این کانال را نگاه می کنند چه نظری راجع به موزیک های وطنی و خارج وطنی و غیر وطنی دارند . برنامه ریتم خوبی داشت از انتخاب بیستم شروع می شد و به موزیک ویدئو برتر می رسید . درست مثل top 10 های خارجی ... نمره بیستِّ کامران و هومن ، درختِ ابی ، و یک سری از این موزیک های قری ولی هر چقدر که نمره های کمتر و به تک رتبه ای ها می رسید موسیقی ها از وجاهت بیشتری برخوردار بود و به قول معروف سنگینتر بود ... چکاوکِ داریوش که از خوانندگان قدیمی ایرانی است و برای خودش پایه ای برای موسیقی غیر مجاز ایرانی است ، یک آهنگ جدید از شادمهر عقیلی که اون هم از بنیانگذاران موسیقی پاپ در داخل ایران بود و بالاخره زرق و برق لوس آنجلس نگذاشت سختی های کار در ایران را تحمل کند و از کشور رفت ، آهنگ سفارشی شهیاد که با امراه خواننده ترک اجرا شده بود و کلی در جامعه ایرانی و ترک معروف شده ، آهنگ تصور کن سیاوش قمیشی که اونهم از بزرگان موسیقی است و این آهنگش هم در زمان انتخابات یادمه در بین بچه های ستاد معین و دوم خردادیها حسابی مد و معروف شده بود ، آهنگ تیکه تیکه کردی آرش هم که در واقع آرش با اون آهنگ معروف شد ، انتخاب دوم بییندگان PMC بود . بماند که آرش بعد از توزیع اولین آلبومش چقدر در کل جهان چه به عنوان یک ایرانی چه با عنوان INDIAN ARASH معروف شد که دهان لوس آنجلسی ها را هم به علامت تعجب باز گذاشت و محبوبیتش تا حدی پیش رفت که قرار شد در سی دی موسیقی جام جهانی به عنوان خواننده ایرانی به همراه دی جی الیگیتور اجرا داشته باشه ... بعداز تمام آهنگ های این نامداران موسیقی غیر مجاز خارج از ایران ، نوبت به بهترین موسیقی یعنی رتبه یک شد . و من در اثنای پخش پیامهای بازرگانی داشتم به این فکر می کردم که چقدر خوبه که طرفداران موسیقی غیر مجاز هم دنبال موسیقی حرفه ای هستند و از این موسیقی های بازاری دم دستی مثل خیلی از موسیقی های وطنی خوانندگان تازه وارد میدان شده ایرانی که مرتب از کانال ایران موزیک و مهاجر پخش میشه خوششون نمیاد و چقدر سطح سلیقه مردم بالا رفته و از این جورها فکر ها که نوبت به رتبه اول رسید و در کمال تعجب دیدم یکی میگه : از اون بالا کفتر می آیه ... یکدانه دختر می آیه .... انقدر به سلیقه مردم و این آهنگ شهاب تیام و به خودم به خاطر این فکر های رویایی خندیدم که اشکم دراومد ! و در انتهای برنامه تنها به این نتیجه رسیدم که سلیقه و انتخاب ایرانی جماعت را نمی شود هیچ جوره پیش بینی کرد ! خدایی اگر عباس قادری یا جواد یساری رتبه اول می شدند انقدر نمی خندیدم !
خوب در هر حال آهنگ یا در واقع بگم تست اهنگ آرش و دی جی علی گیتور برای جام جهانی تو اینترنت پخش شده (با رایت کلیک رو اینجا SAVE TARGET AS را بزنید تا اهنگ دونلود بشه )و جدای از اینکه اصلا قشنگ نیست و در واقع تکراری از اهنگ های معروف قبلش هست ، همش به این فکر می کنم که جوونی مثل آرش چطوری تونست انقدر در کارش موفق باشه که چشم لوس آنجلسی ها را به خودش خیره کنه و اونها هم در بهت و حیرت کار آرش بمونند . من اولش فکر می کردم برای در سطح جهانی معروف شدن ، احتیاج به رانت مالی داری و یا در موارد نادر احتیاج به رانت سیاسی و وقتی که آرش در مصاحبه اش با امیر قاسمی مدیر شبکه تلویزیونی تپش و یکی از مردان مافیای موسیقی لوس آنجلسی گفت که برای درآوردن مخارج کاست اولش مجبور بوده کارهای اجرایی یک مدرسه را انجام بده یا در رستوران کار کنه اما با اولین کلام او ابی خواننده قدیم و معروف و صاحب سبک ، حاضر شده بدون اینکه آشنایی از او و طرز اجرایش داشته باشه یک اهنگ با اون بخونه و در واقع از لحاظ حرفه ای ساپورتش کنه و بعد رییس امور فرهنگی فیفا ازش خواسته که در مراسم جام جهانی بخونه فقط به این نتیجه رسیدم که این کار فقط می تونه کار رانت سیاسی باشه نه مالی ... در هر حال آرش با هر ترفندی که شده الان از خوانندگان خوب و سرشناس جهان است و این برای هر ایرانی یک حس خوب به همراه داره . خداکنه آرش قدر موقعیتش را بدونه و واقعا خودش را به عنوان یک ایرانی به جهان معرفی کنه نه مثل حالا که بیشتر اروپاییها فکر می کنند او هندی است .
تقارن همزمان روز اول سال نو با اربعین حسینی مثل برخی از سالهای پیش جلوه خاصی به عید باستانی ایرانیان بخشیده بود اما همزمان شدن این دو مناسبت با روز سه شنبه خود حدیثی جداگانه بود که باید می آمدی و از نزدیک می دیدی که چه تعداد از مردم روز اول سال را به جمکران آمده بودند .
خوب روز اول عید اگر روز عزا باشه مسلما آدم هیچ کاری نمی تونه بکنه و هیچ جا هم نمی تونه بره جز امامزاده یا زیارتگاهی که ما هم به دلیل متقارن شدن این روز با روز سه شنبه به اصرار مامان خانوم رفتیم جمکران .
خیلی وقت بود که از شهر خارج نشده بودیم و من و ساناز با بیابونهای اطراف تهران هم حسابی حال می کردیم ! و به اصرار ما نهار را هم در یکی از این بیابانها خوردیم و کلی با علف و خار و خاشاک عکس گرفتیم ! ببین بچه چقدر دلش گرفته بود !
جمکران خیلی شلوغ بود و هر لحظه که به شب نزدیکتر می شدیم ، به خاطر اینکه رسمه مردم از اوایل شب سه شنبه تا بامداد چهارشنبه در صحن مسجد می مانند و دعا می کنند ، شلوغتر هم می شد اما رفتار و حرکت مردم به خصوص برخی از هیات هایی که از شهرهای دیگه بعضا با پای پیاده تا آنجا امده بودند برام جالب بود . خوب جمکران هر قدر هم تقدس داشته باشد بالاخره یک مسجد است و تنها تفاوتش اینه که آقا امام زمان به این مسجد نگاه خاصی دارند و اگر در اون مسجد نماز می خوانی که به دستور آقا ساخته شده باید یاد آقا باشی و برای تعجیل در فرجش دعا کنی ولی این مسئله نمی تونه دلیلی باشه که خودتو بندازی رو زمین و در ودیوار مسجد را ماچ کنی یا دخیل ببندی به در ورودی مسجد یا اون چاه معروفش و ... نمی دونم . متاسفانه خرافات در بین مردم خیلی رواج پیدا کرده و از حرم امام رضا در مشهد گرفته تا حرم امامزاده های دیگه تا این مسجد ، هیچ کجا در امان نمونده و از اون بدتر این که جایی خوندم که در بین تمام شهرهای ایران ، قم بر خلاف اینکه باید شهری مذهبی باشه ، شدیدا در اون خرافات رواج پیدا کرده تا جاییکه چند وقت پیش عماد افروغ ، رییس کمیسیون فرهنگی مجلس مجبور شد در تذکری آیین نامه ای به مسئولان تذکر بدهد که جلوی رواج خرافات را در کشور و به خصوص در اماکن مذهبی بگیرند . در شهر قم هم ظاهرا از فال و فالگیری گرفته تا بخت گشایی و دعاهای به ظاهر قرآنی برای انواع کارها رواج زیادی پیدا کرده ... در اینجا که سایت رسمی مسجد جمکرانه می تونید اطلاعات خوبی راجع به پیشینه مسجد ببینید .
مسئله دیگری هم که تا قبل از این سفر به قم خیلی راجع بهش فکر می کردم این بود که چرا دولت احمدی نژاد اینقدر به این مسجد اهمیت می دهد و بودجه 10 میلیارد ریالی برای این مسجد اختصاص داده است . اما وقتی مسجد و صحن های اطرافش را دیدم با خودم گفتم این مسجد بیشتر از این حرفها کار داره و به منابع مالی اجتیاج داره و اون هم نه به خاطر اینکه مسجد خاصی است ، به خاطر اینکه بازدید کننده زیادی داره و باید امکانات رفاهی برای مردم فراهم باشه تا بتونند یک شب را در آنجا سر کنند و به نظرم اومد که در صورت اختصاص این مبلغ به این مسجد ، خیلی کار خوبی برای مردم انجام گرفته و عوض سیاسی کردن قضیه باید پشتیبانی هم بشه . شاید به همین خاطره که در میدان پاستور تهران که نزدیک به دفتر ریاست جمهوری است ، دفتر نمایندگی این مسجد راه اندازی شده است .