طرفداران محيط زيست در امريكا بزرگترين معضل زيست محيطي در اين كشور را وجود بيماري اي در بين شهروندان اين كشور مي دانند كه به "بيماري بسته بندي" معروف است ! امريكاييها تمام نشريات تبليغاتي خود را براي دور ريختن بسته بندي مي كنند ، زباله هاي مختلف خود را نيز بسته بندي مي كنند و بعد به زباله داني مي سپارند ! حتي در خريد انواع و اقسام كالاهاي مورد نيازشان هم به سراغ كالاهايي مي روند كه با بسته بندي هاي بهتري به بازار عرضه شده باشد . حتي در برخي مواقع تمام نامه هاي پستي خود را هم به صورت يكجا بسته بندي كرده و دوباره پست مي كنند !
البته در ايران از اين بيماري خبري نيست اما موضوع پيچيده ديگري در ايران به همين نام وجود دارد كه با گذشت زمان كه كم كم وارد نشريات و اخبار كشور شده ، روز به روز و آهسته آهسته در ادبيات مردم نيز در حال رخنه كردن است . با نگاهي به اخبار مختلف رسانه هاي صوتي و تصويري و مكتوب از بسته هاي مختلف پيشنهادي ، از بسته پيشنهادي براي حل پرونده هسته اي گرفته تا بسته سياستي حل معضل گراني مسكن و گرانيهاي مختلف، تمام مسئولين و نهادهاي غير دولتي به نوعي در گير اين بسته ها هستند ! البته اين بسته ها انواع و اقسام مختلفي داشته و از بسته هاي سر بسته كه براي مدتهاي مديدي بسته باقي مي ماند گرفته تا بسته هاي سر بازي كه محتويات آن مستقيما به درون نظامهاي تصميم گيري جامعه سرازير مي شود ، هر روز و هر روز بسته هاي پيشنهادي مختلفي به دست مسئولان تصميم گير و اجرايي كشور مي رسد كه بايد براي تمام مشكلات و معضلاتي كه منجر به ايجاد اين بسته هاي پيشنهادي شده ، چاره اي انديشيده شود .
اما در ميان تمام بسته هايي كه به عنوان بسته هاي راهگشا براي مشكلات اقتصادي كشور كادو شده و به مسئولان اجرايي ارائه مي شود ، به تازگي بسته جديدي مشاهده شده كه نشاندهنده عمق نارضايتي و نگراني بخش خصوصي و مردم از وضعيت كنوني اقتصاد كشور در بخش مسكن است . اگر تا ديروز اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران در بسته هاي پيشنهادي مختلف ، پيشنهادات خود براي برون رفت از بحران تورم و گراني را به دولت گوشزد مي كرد ، امروز ، بخشي خصوصي تر از اتاق بازرگاني ،آنقدر نگران وضعيت و بحران مسكن در كشور است كه سعي دارد با بسته اي ديگر ، به دولت در امر كنترل اين بحران ياري رساند اما بسته هاي تبليغاتي وابستگان به دولت كجا و بسته هاي نازك و در عين حال حاوي نگراني بخش خصوصي كجا !
شايد اين نكته جالب باشد كه تا به امروز مشاهده نشده اصناف مختلف براي حل مشكلات اقتصادي كه مطمئنا نتيجه سياستگذاريهاي اشتباه اجرايي در كشور است ، پا پيش گذاشته و براي حل اين بحرانها دست ياري به طرف دولت دراز كنند اما وضع اقتصادي امروز ايران و لحن صحبت سياستمداران اقتصادي كشور اين روزها به گونه ايست كه تصور مي شود كار از كار گذشته و ديگر هيچ كس جز همين مردم كه با مشكلات دست به گريبان هستند ، نمي توانند به داد خود برسند و بايد با ياري كردن دولت به اصلاح امور خود بپردازند و در اين ميان نمي توان درد و دل هاي رييس جمهوري را نيز هنگام ارائه گزارشهاي اقتصادي به مردم ، با آنان ناديده گرفت .
با اين حال بسته هاي پيشنهادي متفاوتي جهت سامان دادن به بازارهاي مختلف كه اين روزها دستخوش نوسانات قيمت هستند در بخش خصوصي كشور در حال تدوين و سياستگذاري است و يكي از بسته هاي مهمي كه خبر تدوين آن در چند روز اخير منتشر شده ، بسته سياستي انجمن انبوه سازان ساختمان و مسكن در جهت حل بحران مسكن براي ارائه به رييس جمهوري است . بسته اي كه قرار است قيمت مسكن را به مبالغ اوليه سال 86 بازگردانده و موجب كاهش تورم و علي الخصوص انتظارات تورمي در اين مقوله باشد .
ارائه بسته هاي پيشنهادي توسط بخش خصوصي راهكار جديدي است كه مستقيما مردم و اصناف مختلف را با دولت در جهت حل مشكلات همراه مي سازد اما اميد مي رود جريان ارائه بسته ها و بررسي آنها مشمول گذشت زمان نشده و دولت را با حجم عظيمي از اين كادوهاي بسته بندي شده روبرو نكرده و ايرانيان را نيز به بيماري بسته بندي پيشنهاداتشان مبتلا نسازد !
با پايان يافتن بحث انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي ، گمانه زنيها در خصوص انتخابات هيات رييسه و تعيين رييس مجلس اصولگراي هشتم ، از قبل از برگزاري دومين دوره انتخابات و از هم اكنون آغاز شده و با نزديك شدن به زمان تشكيل اولين جلسه اين مجلس نيز بر رايزنيهاي نامزدهاي رياست مجلس با نمايندگان منتخب افزوده شده است .
نامزدهاي متعددي براي تكيه زدن بر صندلي رياست مجلس هشتم وجود ندارد ، با رقابتي كه بين حداد عادل ، رييس فعلي مجلس هفتم و علي لاريجاني ، رييس سابق شوراي امنيت ملي وجود داشته و اين رقابت در برخي موارد باعث ايجاد اختلافاتي نيز بين اين دو شده است ، به نظر نمي رسد نامزد قابل توجه ديگري براي رياست مجلس هشتم وجود داشته باشد اما باز با اين حال تعارفات سياسي موجود در جريان اصولگرايي ، نامزدهاي ديگري همچون سيد شهاب الدين صدر و حجت الاسلام مرتضي آقاتهراني را در بين اصولگرايان كه درواقع برنده رقابت هاي كسب كرسي هاي مجلس در دور هشتم بوده اند ، مطرح كرده است اما غير از مباحث مربوط به رقابت هاي دو نامزد اصلي براي كسب راي نمايندگان براي رياست مجلس ، ويژگيهاي رييس مجلس آينده و راهبردهايي كه براي مسايل مختلف و به خصوص نحوه تعامل اين نهاد با دولت ارائه مي دهد ، از مهمترين نكاتي است كه در انتخاب رييس آينده قوه قانونگذار مجلس موثر خواهد بود .
با اينكه در دو سال پاياني فعاليت مجلس هفتم و هيات رييسه اين نهاد ، بارها و بارها در مورد نحوه تعامل دولت با مجلس از رييس مجلس سوال شد و بارها وبارها حداد عادل بيان كرد كه مجلس به هيچ عنوان در مشت دولت نخواهد بود و در پشت او ايستاده است ، اما نحوه تساهل و تسامح قوه نظارتي مجلس در برخورد با رفتارهاي دولت نشان داد كه چندان هم نمي شود به در مشت دولت نبودن اين نهاد اعتماد كرد !
اما در عين حال كه روز به روز بر دامنه اختلافات اصولگرايان مجلس هفتم در خصوص نحوه تعامل با دولت افزوده مي شد ، تلاشهاي هيات رييسه براي ثابت كردن جمله اي كه بارها حداد عادل آن را به كار برده بود ، دو چندان مي شد اما باز هم دريبل هاي دقيقه نود ، منجر به گل زدن حتي در دقايق اضافه نيز نشده و نامه نگاريهاي حداد عادل در خصوص برخي قوانيني كه گفته مي شد توسط دولت ابلاغ نشده است ، نتوانست جاي رايزنيهاي اعضاي هيات رييسه براي استيضاح نشدن وزراي كابينه نهم را بگيرد . همچنين اصرار مجلس در خصوص برخي مواد لايحه بودجه سال 87 نيز نتوانست جاي خالي اصرار مجلس براي ارائه گزارش برنامه چهارم توسعه توسط رييس جمهور را پر كند و تمام كاستيهايي كه از بعد نظارت بر دولت در مجلس هفتم وجود داشت ، در نهايت تمام نمايندگان را با اين حقيقت روبرو ساخت كه مجلس در دو سال پاياني خود نه تنها در مشت دولت بود كه از جايگاه حقيقي و در راس امور بودن خود به شدت دور افتاده است و اين مسئله اين روزها با تبليغاتي كه در خصوص رياست حداد عادل مي شود ، بيش از پيش خودنمايي مي كند .
نكته جالب توجه اينجاست كه در حاليكه در ميدان رقابتهاي انتخاباتي ، هر كانديدايي كه به فكر محبوبيت بيشتر و اخذ راي بيشتر در حوزه انتخابيه خود بود ، با وارد ساختن انتقادهاي مختلف به عملكرد دولت در طول سه سال گذشته و بيشتر از آن با بيان انتقادهاي مختلف به هيات رييسه مجلس به خاطر برقراري تعامل يك سويه با دولت نهم ، ناكارآمد بودن مجلس هفتم در بعد نظارتي را نشانه مي رفت ، در رقابت انتخاباتي براي انتخاب رييس مجلس هفتم نيز ، حركت ها نشان از انتقادهاي گسترده به دولت نهم و عملكردش در خصوص مجلس داشته و در عين حال حداد عادل كه نوك تيز پيكان انتقادات نيز به طرف او سرازير است ، براي برون رفت از اين وضعيت دست به دامان انتقاد از دولت و حركت هاي جدي در مقابل او شده است .
با اين حال شرايط و فضاي سياسي و به خصوص اقتصادي كشور اقتضا مي كند كه افرادي كه وارد خانه مجلس شده اند، با انتقاد از ساختار هاي قبلي به خصوص در بخش كاركردهاي اقتصادي ، كمر به ساختن بنياني نو ببندند و اين بنيان تازه كه قرار است در مجلس هشتم شكل گيرد ، مطمئنا با عملكرد اعضاي هيات رييسه قبلي و حتي نمايندگاني كه در بسياري مواقع مصالح را بر حقايق ترجيح مي دهند ، همخواني ندارد و در اين ميان كسي در راس اين مجلس قرار خواهد گرفت كه بيشترين انتقاد به ساختار فعلي را مطرح كرده و در عين حال برنامه هاي جهت يافته و مدوني براي پايه ريزي اين بنيان جديد داشته باشد و در اين ميان مطمئنا نمي توان نام حداد عادل را بر زبان آورد و به عملكرد او در زمان چهار سال فعاليتش در جهت عكس اين روند مورد انتظار براي مجلس هشتم ، نگاهي نينداخت .
با اين حال بايد منتظر ماند و ديد لابي زود هنگام حداد عادل و اعضاي هيات رييسه مجلس هفتم براي كسب راي نمايندگان دور هشتم كه از ضيافت نهار در ساختمان مشروطه شروع شده بود ، چگونه خواهد توانست بر سياست لاريجاني در انتقاد از عملكرد اين هيات رييسه و همچنين اعتقاد اكثر نمايندگان بر انفعال مجلس هفتم در دو سال پاياني و نيز ويژگي هاي وي كه سابقه مديريتي در دو مسئوليت مهم يعني رياست سازمان عظيم صدا و سيما و دبيري شوراي عالي امنيت ملي را در عقبه خود دارد غلبه كند . اما مطمئنا در هر صورت كسي بر مسند رياست مجلس خواهد نشست كه با نگاهي نقادانه به تعامل يك سويه مجلس هفتم با دولت نهم ، سعي در بازسازي اين روند در جهت دوباره در راس امور قرار گرفتن مجلس انجام دهد و تا حدي از تك روي ها و تك بعدي نگري هاي موجود با توجه به ابزارهاي خوب در دست مجلسي ها جلوگيري كند.
تو این چند وقته هر چی خواستم تو وبلاگ یا سایت خبرگزاری از اقدامات اخیر دولت و سیاستگذاریهای اقتصادی که منجر به این وضعیت و بحران فعلی شده بنویسم ، نشد . تا اینکه همش یک جا جمع شد و تبدیل شد به این سرمقاله : نوآوري و شكوفايي با تصميمات مقطعي و زودگذر ؟
اولين جلسات علني مجلس شوراي اسلامي در سال 87 كه بعد از تعطيلات 45 روزه اين نهاد براي آمادگي در خصوص شركت در انتخابات هشتمين دوره مجلس بود ، با عدم استقبال نمايندگان روبرو شده و شرايط نشان مي دهد كه نمايندگان مجلس اين روزها گرفتارتر از اين حرفها هستند كه بخواهند با نشستن بر روي صندليهاي سبز رنگ بهارستان ؛ آنهم 4 ساعت تمام به طور مستمر ! به بررسي طرحهايي بپردازند كه احتمالا كار رسيدگي مجدد به آنها پس از بازگشت از شوراي نگهبان ، به عمر نمايندگي آنها قد نمي دهد و به عنوان ارثيه اي كاري به نمايندگان دور هشتم مي رسد .
با وجود تمام طرحها و لوايحي كه همچنان با وجود رسيدن قطار مجلس هفتم به ايستگاه پاياني ،در صف رسيدن به صحن علني وجود دارد و در حاليكه همين تعداد اندك جلسات نهاد قانونگذاري نيز براي رسيدگي به اين موضوعات كافي به نظر نمي رسد ، پيشنهاد برخي نمايندگان در روزهاي كاري پاياني مجلس در سال 86 در خصوص اضافه شدن به تعداد روزهاي كار در صحن علني مجلس با استقبال همكارانشان مواجه نشد و تمام كارهاي نيمه تمام اين مجلس ماند براي نمايندگان منتخب در هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي .
در عين حال تمام كارهاي مجلس به رسيدگي به طرحها و لوايح ختم نشده و با توجه به تغييرات احتمالي كه قرار است در سال جديد و تا چند روز آينده در كابينه دولت صورت بگيرد ، كار رسيدگي به صلاحيت وزير يا وزراي تازه معرفي شده نيز از جمله كارهايي مي شود كه چنانچه ديده شد ، حتي رييس مجلس نيز به دولت پيشنهاد داد تا آن را به عهده نمايندگان مجلس هشتم بسپارد !
با اين حال و با وجود تمام كارهاي نيمه تمامي كه مجلس در كارنامه فعاليتهاي خود به جاي گذاشته است ، نمايندگان دور هفتم در اولين روزهاي كاري خود در سال 87 ، ميل چنداني به حضور در صحن علني مجلس نداشته و يا به بهانه سفرهاي استاني ، در مرخصي هستند و يا به دليل آمادگي بيشتر براي برگزاري دور دوم انتخابات مجلس در حوزه هاي انتخابيه خود به سر مي برند . باقي نمايندگان حاضر در جلسات مجلس كه برخي از آنها راي اعتماد مردم براي دور هشتم را نيز دريافت كرده اند هم با توجه به جو اين روزهاي مجلس در خصوص رايزني ها براي انتخاب هيات رييسه مجلس هشتم ، بيشتر درگير ودار رايزني ها و لابي ها بوده و به نظر مي رسد كه توجه زيادي به طرحها و لوايح و كاغذهاي زير دست خود و يا روي ميزشان ندارند و در راهروهاي پارلمان به دنبال نتيجه گفت و گوهاي انجام شده بين بزرگان سياسي كشور و نمايندگان برجسته دور هشتم در خصوص رياست آينده مجلس هستند و يا هنوز كه هنوز است در گيرو دار تبريك هاي سال نو و نتايج انتخابات و تحليلهاي خود در حوزه هاي انتخابيه شان هستند .
در هر صورت نمايندگاني كه آمده بودند تا جاي خالي نمايندگان دور ششم در جلسات علني مجلس را پر كرده و به جبران كاستيهاي آن دوره بپردازند ، خود در آخرين روزهاي مجلس به سرنوشت جلسات علني و صندليهاي خالي دور ششم دچار شده و به همكاران خود حق مي دهند كه نتوانند 4 ساعت در يك روز ، آنهم براي سه روز در يك هفته ، روي يك صندلي نشسته و به انجام امور نمايندگيشان بپردازند و در حاليكه از مجلس هفتم انتظار مي رفت با برگزاري جلسات بيشتر به بررسي صف طويل طرحها و لوايح در دستور كار مجلس بپردازد ، شايد با اين روال بايد از مجلس هشتم انتظار داشت تا با عقب گردي به مجلس چهارم و پنجم ، براي هر دو ساعت ، نيم ساعت را نيز به تنفس اختصاص داده و يا براي برگزاري بهتر جلسات ، به كاهش تعداد جلسات علني مجلس در هفته بپردازد .
از قدیم گفته اند چاه نکن بهر کسی اول خودت بعدا کسی ! میدونی چیه ؟ از اون قدیمها خیلی حرفها می زدند که ما اصلا توجهی بهش نمی کردیم . خوب حالا هم شاید خیلی از مشکلاتی که باهاش روبرو هستیم زادهی همین بی توجهی هاست !
روزی که مهران مدیری درست تواوج اعتراضات نمایندگان مجلس ششم به رد صلاحیت ها و تحصن ها برنامه ای ساخت که این تحصن رو مسخره می کرد و صدای اصلاح طلبان رو درآورد ، گفتم یه روزی میرسه که همین آدم ، جناح مقابل و نهادهای مختلف رو همچین ببره زیر سوال که همین اصلاح طلبان بگن دست مریزاد! این چاهی بود که صدا و سیما برای ما کند و حالا خودش افتاد توش !
مهران مدیری و نویسندگانش آدمهای زیرکی هستند . همونطور که همه نظامهای اجتماعی و روابط خانوادگی رو برای سالهای سال به چالش کشیدند ، امروز دست گذاشته اند روی نظامهای اداری و سیاسی و از قشر دکتر بگیر تا شاعر و هنرمند و پلیس رو زیر سوال می برند و مشکلاتی رو از اونها به چالش می کشند که بی ربط به نظام اداری و سیاسی کشور نیست .
فقط کافیه آدمی باشی که همش دیگران رو تایید کنی و کارت رو به اطرافیانت بسپاری تا به همه جا برسی ... به به ! به به گفتن ها رو ببین !
اما سردار رادان وطرح امنیت اجتماعی بد جوری تو این سریال به خاک و خون طنز کشیده شدند و مردم از این به خاک و خون کشیده شدن خیلی حال کردند و این یعنی همون آمار 60 درصدی طرفداران طرح امنیت اجتماعی ؟
البته نمی خوام انقدر ساده باشم که فکرکنم این کار مهران مدیری بدون هماهنگی با مسئولان صدا و سیما بوده اما اگراین اقدام از جانب خودی ها بوده ، چرا باید نیروی انتظامی و سردار رادان و طرح امنیت اجتماعی اینطور به سخره گرفته بشه ؟
دم انتخابات برنامه صبح جمعه با شما رو گوش می کردم ، روز بعد از یکی پرسیدم ، آخه اینها چطوری با این همه دل و جرات از مسایل و مشکلات اقتصادی و حتی سیاسی کشور میگن و هیچ کس هم کاری به کارشون نداره ؟
طرف که یادم نیست کی بود ، جواب داد: انقدر مسایل و مشکلات را مسخره می کنند و با همون مشکلات می خندند و می خندانند که برای همه مردم این مسایل عادی جلوه کنه .
تو قضیه قسمت های مربوط به پلیس سریال مرد هزار چهره ، من طرفدار نظریه دوم هستم . بالاخره انقدر به این مسایل می خندیم که یادمون میره یه روزی در برابر عکسهای دستگیری اراذل و اوباش و معتادان دلمون به حال همون آدمهای خلاف کار سوخته بود .
خوب ! عجب سالی بود سال ۸۶ ! اون هم با انتخاباتش ! ببخشید که اینها رو یک خورده دیر می نویسم ولی خیلی درگیر بودم و نشد دیگه ! از روزهای اولی که بحث انتخابات تو کشور کم کم به بحث جدی محافل سیاسی تبدیل شد ، شایعه حضور افرادی چون حسن روحانی ، محمد خاتمی ، مهدی کروبی و سیاسیون معروف دیگه به داغی اخبار انتخابات و بازار گرمی سیاسیون اضافه می کرد و خبرنگاران رو برای ثبت روزهای هیجان واقعی امیدوار ! ولی کم کم آدمهای کله گنده سیاسی، جاشون رو به افرادی دادند که قرار بود به زور معروف شوند و تبلیغات تو روز اول با اون حجم وسیع هم نتونست به داغ شدن فضای انتخابات کمکی بکنه ولی مردم همیشه در صحنه بالاخره این بار هم کار خودشون رو کردند و از خجالت حرفهای اخیر بوش و قطعنامه سوم در اومدند . ولی با این حال نمیشه از نقش قانون مجلس در کم شدن فضای هیجانی انتخابات و تبلیغات نگفت . خوب بالاخره ایران از این انتخابات هم سر بلند بیرون اومد و مردم در هر صورت رای شون رو به صندوقها ریختند ولی باید گفت که چرا این همه فضای انتخاباتی سرد بود و کار رو به جایی رسوند که وزیر کشور و سخنگوی دولت هم به این مسئله اعتراف کردند که فضای تبلیغاتی انتخابات سرد بود . جدای از اینها هم نگاهی به آمارها نشون میده که در تهران وضع به اون خوبی هم که همه می گفتند نبوده و اگه یه لیست خاص با اون همه تبلیغات و تو سرزنون تونسته رای بیاره ، اون هم با رای پایین ، به خاطر این بوده که میزان مشارکت در تهران کمتر از سی درصد بوده است . بنابر آمار وزارت کشور در تهران تعداد واجدین شرایط رای دادن ، ۶ میلیون و ۵۷۳ هزار و ۴۸ نفر بوده است و چند نفر در انتخابات شرکت کردند ؟ امارها نشون میده که حدود یک میلیون و 900 هزار نفر در تهران در انتخابات شرکت کردند .
شاید هر کسی که این مطلب رو بخونه فکر کنه من هم از اون دسته آدمهایی شدم که می خوام انتخابات را زیر سوال ببرم یا اینکه آمار را غیر واقعی جلوه بدم ولی واقعا نگرانم .این آمار نشان از این داره که مردم به گروهها و این باند بازیها و حزب های الکی دم انتخابات تاسیس شو ، اعتماد ندارند و مهمتر از اون این که بر خلاف تصوری که مسئولین دارند ، گرانیها و تورم لجام گسیخته و مشکلات معیشتی که مردم با اونها دست و پنجه نرم می کنند ، واقعا تو نتایج انتخابات تاثیر می گذاره . اینطور نیست که مردم همه چیز رو تحمل کنند و باز هم پای دولت و اصولگرایان بایستند . این حقیقت خطرناکیه چون با این نتایج نشون داده میشه که مردم نه تنها به اصلاح طلبان اعتماد ندارند و اصلا دیگه اونها رو آدم حساب نمی کنند ، بلکه در مورد اصولگرایان هم نا امید شدند و به یه جور بی تفاوتی مبتلا شده اند که ممکنه خودش رو در انتخابات ریاست جمهوری آینده هم به شکل بدتری نشون بده .
این یعنی چی ؟یعنی بی تفاوتی مردم به حوزه سیاست و نا امیدی ...و حالا هم روی کار اومدن مجلسی به مراتب ضعیف تر از مجلس هفتم و ششم ...
روزهای شلوغی شده این روزها ... میری این خیابون ، همه دارند خرید می کنند ، میری اون خیابون همه دارند خرید می کنند . یه جورایی همه افتادند تو کار بالا بردن تورم ! بی خیال ... بزار برای یکبار در سال هم که شده این تورم راستی راستی به خاطر خود مردم و خریدهاشون بالا بره . بزار نقش روزنامه ها رو این وسط نادیده بگیریم ، دستهای پنهانی رو که از تو استخر های شمال شهر و فاضلاب های جنوب شهر در میاد تا تورم و گرونی رو بالا ببره ، نادیده بگیریم ! بی خیال بزار برای یه بار هم که شده ، مردم از نداشتن و نخریدن و بدبختی حرف نزنند !
راستش رو بخواهی نمی دونم این بدبختی و نداشتنها که همه ازش حرف می زنند ، چیه ! یارو ماشین قسطی خریده ، خونه ش هم اجاره ایه ، بعد میره برای عید 300 هزار تومان خرید لباس می کنه و باز تو عید دیدنیها که میشه می ناله که عجب گرونی ای شده لامصب ! به دارا و ندار رحم نمی کنه ! در عین حال که داره میناله ، از بالای دماغ نگاهی به سینه ریز جدیدش میندازه و میگه : بیچاره ما زیر خط فقریها که یه بار بهمون میگن آسیب پذیر ، یه بار میگن محروم و یه بار دیگه قشر متوسط و اون اوایل انقلاب هم می گفتند : پابرهنه ها و مستضعفین !
همچین میگه پابرهنه که یادم میره بگم پس اون چکمه های بلندی که باعث می شد نیروی انتظامی بچپونتت تو "ون" های سفید رنگش برای پابرهنه ها بود که ما نمی دونستیم !
دارم تو خیابون راه میرم ... یکی از راست تنه می زنه ، یکی از چپ ! یکی از جناح راست ، یکی از جناح چپ ! یکی با دود سیگارش ، هوای زندگیمو تار می کنه و ریه هامو پر از اکسیژن مرگ ! و اون یکی نگاه هیزش رو به پالتوی بلندم می دوزه که نه بدن نماست و نه .... با این حال یکی دیگه از بالای درخت و از روی بیلبوردی که تا قبل از این ممنوع بود ، داره همچین نگاهم می کنه که :" رای ندی میدم پدرتو دربیارند ! "
اون یکی یه لبخند ملیح زده انگار با همون نگاه مهربون می خواد بگه می دونم بنزین نداری ، مجبوری تو عیدی با لیتری 800 تومن سر کنی ، می دونم جونت از دست این گشت ارشادیها که نگاهشون از نگاه صد تا مرد هیز بدتره و سر تا پات رو همچین نگاه می کنند که انگار اومدن میدون تره بار دنبال میوه نورس می گردند ! به لب اومده ولی تو رو خدا به من رای بده ! برای آینده ایران به من رای بده ، برای آینده گرونی و خونه های متری 4 میلیونی به من رای بده ، برای آینده ایران و جوونهای هرزه اش که فقط بلدند تبرج کنند ، به من رای بده ! برای آینده ایران و جوونهایی که فردا با نارنجک های دست سازشون چهارشنبه سوری رو می کنند میدان جنگ جهانی سوم به من رای بده ! جون مادرت به من رای بده ! میگم باشه ، این بار هم مث همه دفعه های قبل بهت رای میدم ولی این بار دستم رو جوهری نگه میدارم تا اگه دست از پا خطا کردی ، با همون انگشت جوهری بزنم تو چشمت ...
پ.ن: میگم تو این عکسه این انگشتها چقدر بد رای داده اند ! یارو مونده بوده خودش رو بکنه تو شیشه جوهر و در بیاره !
یه زمانی بود که هیچ کدوم از مسئولین و یا بهتر بگم مدیران میانی دولت وقتی ازشون درباره سند چشم انداز بیست ساله سوال می شد ، نمی دونستند مفاد این سند چیه و فقط می دونستند یک برنامه برای بیست سال آینده کشور هست و فکر می کردند یه برنامه ای تو مایه های برنامه های توسعه ایست و برخی از این مدیران حتی عنوان می کردند که این سند یک آمال نامه است که اصلا کارآیی و خاصیت اجرایی ندارد . بعد از مدتی ، فرهنگ سخن راندن از چشم انداز بیست ساله و ضرورت توجه به آن در کلیه ادارات دولتی شکل گرفت و سند چشم انداز بعد از اون مهجوریت تبدیل به یک سند مقدس شد که سخن گفتن از اینکه ما نمی توانیم به اهداف مندرج در آن دست یابیم ، گناه کبیره به شمار می رفت . باز با این حال قوانینی که در مجلس تصویب می شد و یا برنامه های اجرایی دولت ، هیچ گاه از جهت سیاستهای کلی با سند چشم انداز بیست ساله مورد ارزیابی قرار نمی گرفت و یا اینکه وقتی این مسئله مطرح می شد که این قانون مخالف سند چشم انداز یا برنامه های توسعه ایست ، نمایندگان عنوان می کردند که خوب ! کسی یا نهادی باید مسئولیت نظارت بر این مسئله را برعهده بگیرد ! و در حالیکه ما در سال 1404 هجری شمسی باید قدرت اول منطقه باشیم و در عین حال میزان اتکامون به درآمدهای نفتی به صفر رسیده باشه ، هر سال در خصوص رسیدن به این اهداف راه برعکس رو پیش میریم و هیچ کس هم ککش نمی گزه که چرا داریم اتکامون به درآمدهای نفتی را سال به سال بیشتر و بیشتر می کنیم ... بعد تو این گیر و دار یکدفعه مشاور رسانه ای رییس جمهوری در گفت و گو با روزنامه اقتصاد پویا ادعا می کنه که ما مسیر بیست ساله را در طی سه سال رفته ایم و حدود 17 ، 18 سال از سند چشم انداز را طی کرده ایم و به اهداف مورد نظرمان رسیده ایم ...
یه مثالی دارم که این روزها زیاد ازش استفاده می کنم ! چون نرم افزار خوندم ، میگم کاش می شد الگوریتم فکری مشاور رییس جمهوری را که به این مسئله رسیده در اختیار ما هم می گذاشتند که ببینیم بر چه اساسی به این فرمول 17=3 رسیده ! بعد تازه این که هیچ ، وقتی به این مسئله میرسی که این کارشناس گفته اند که باید بی خیال سند بیست ساله شده و به سندهای 50 ساله بعدی فکر کنیم ، دلت می خواد اون الگوریتم فکری رو به عنوان یه فرمول جدید از نابغه بودن به کل دنیا صادر کنی !
فکر کنم بهتره که یک بار دیگه سیاستهای کلی نظام در دوران چشم انداز بیست ساله خونده بشه و واقعا به این مسئله فکر کنیم که چقدر در رسیدن به این اهداف جدای از تبلیغات دولتی و غیر دولتی و آمارهای متناقض رسیده ایم ! چرا ؟ خوب وقتی که برنامه های توسعه ای رو با دست کاری آمارها طی می کنیم ، می ترسم اتفاق الگوریتم فکری مشاور رییس جمهور ، بعد از چند سال برای تمام مردم بیافته و اصولا تو رویا زندگی کنیم نه واقعیت ...
پ.ن: این سند چشم انداز و این سیاستهای کلی . لطفا بخونیدش ...